پست های مشابه

madaran_sharif

یادم نمیره چقدررررر واکنش ها به خبر آمدن فرزند دومم منفی بود😔 البته همه دلسوزی می‌کردن؛ یه عده برای خودم دلشون میسوخت!یه عده برای محمد، پسر اولم (که چه زود هوو اومده سرش)😕😯!!و عده‌ای هم برای فرزند جدید! (که فکر می‌کردن کسی فرصت رسیدگی به اون رو نداره!؟!😕)و عده دیگه‌ای هم برا همه‌مون دلشون می‌سوخت😯😐😅حتی کسایی که به ظاهر، از اومدن فرزند جدید ابراز خوشحالی می‌کردن، مشخص بود همه‌ی اون دلسوزی‌ها رو دارن ولی مثلاً سعی میکردن بروز ندن، اما در لفافه هشدار های لازم رو می‌دادن😁😅 . . من، علی رو خوش‌بخت‌تر از محمد می‌دونم، چون تو خونمون، سه نفر 👪 منتظر به‌دنیا اومدنش بودن. محمد هفته‌های آخر از من هم بی‌تاب‌تر بود برای تولد علی😍هر بار دکتر می‌رفتم تا از مطب می‌اومدم بیرون می‌گفت: پس داداش علی کو؟!😅 حتی بار آخر خودش باهام اومد تو‌ مطب که به دکتر بگه داداش علی رو بیار دیگه😆😁 . عکس، اولین دیدار دو تا داداش👬 هست، که من هربار با دیدنش تا مرز سکته ذوق می‌کنم😅💖 . وقتی محمد و علی با هم دور اوپن آشپزخونه می‌چرخن و هردو غش‌غش😂 می‌خندن، وقتی علی رو می‌سپرم به محمد و می‌رم کارامو انجام می‌دم، و میبینم محمد به خوبی از پس مراقبت از داداشی براومده.💪 وقتی علی کار جدید یاد می‌گیره و محمد از همه ما بیشتر ذوق می‌کنه و... در همه این شرایط، که کم هم نیستن، دوست دارم به همه بگم، برای مامانی ناراحت و نگران باشید که فقط یه بچه داره و خودش به تنهایی مجبوره همه وقت بچه رو پر کنه،😳 همه‌ی نیاز بچه به محبت رو تامین کنه، تازه اگه بتونه!!! و اگه نتونست، اون‌وقت دلتون به حال اون بچه بسوزه😔که به هر دلیلی، تنها مونده😔البته تنهای تنها که نه، احتمالا با #تلویزیون، #موبایل یا #بازی_کامپیوتری، شایدم با #مربی و دوستای #مهد، تنها مونده😶😶 . پ.ن۱: چندتا بچه داشتن و با فاصله کم بچه‌دار شدن خیلییییییییی سخته! ولی نه سخت‌تر از داشتن #تک_فرزند!وقتی شرایط الان خودمو با وقتی که محمد ده ماهه بود مقایسه می‌کنم، این موضوع کاملا برام روشن میشه. و اصلا مگه می‌شه تو دنیا بدون سختی کشیدن به نتیجه ی چشم‌گیری رسید؟! . پ.ن۲: عمیقا و همیشه برای کسایی که می‌خوان بچه‌دار بشن و تا حالا خدا نخواسته دعا کنیم که روزیشون بشه 🙏😇👼👶👦👧اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدِِ و آلِ مُحَمَّدِِ و عَجِّل فَرَجَهُم🌷 . پ.ن۳: فکر می‌کنم بهتر از دلسوزی، چه برای امثال بنده و‌ چه برا تک فرزندها و مادراشون، #کمک کردن به اونهاست😊😇✨💫 . #پ_بهروزی #ریاضی_۹۱ #نصیرالدین_محمد #عمادالدین_علی #تک_فرزندی #چند_فرزندی #مادران_شریف

16 آبان 1398 15:34:06

0 بازدید

madaran_sharif

. ترم جدید وضعیت درسیم رو به دلایلی از #غیر_حضوری به #نیمه_حضوری تغییر دادم👩🏻‍💻⁩⬅️⁦👩🏻‍🏫⁩ پس فعالیت‌هام نیاز به بازنگری و #برنامه_ریزی مجدد داشت . ذهنم آشفته بود، هی کارهام رو میشمردم و میدیدم توانایی #جمع کردن همه رو به نحو مطلوب ندارم: همسر🧔🏻 فرزند⁦⁦👧🏻 خونه🏡 کار💼 درس📖 دوره مطالعاتی📚 و سایر فعالیت‌ها😅 ‌. همه‌ی زمان‌های موجود در هفته رو آوردم روی کاغذ، همه‌ی کارها، اولویت‌ها، و زمان‌های مورد نیازشون رو هم همین‌طور، دوره مطالعاتی آخرین اولویت بود که با تلفیقی از ایده‌آل‌گرایی و واقع‌نگری و البته با یه نگاه کاملا مادی، ۲ ساعت در هفته وقت براش خالی موند😐🙄 . جمله ای که اون روزا توی ذهنم چرخ میخورد این بود "آدم باید بعضی وقتا جرئت حذف و تغییر داشته باشه"🤔 تصمیمم رو گرفتم؛ از لیست کارام حذفش کنم! اما چندتا چیز به شدت آزارم میداد: ✅ الان وضعیت زندگیم ثبات نسبی داره👌🏻 هرچی بگذره تا چند سال آینده وضعیت از نظر تعداد بچه‌ها و... بهتر نمیشه، پس این دوره مطالعاتی که تا چندین سال آینده جزء اولویت‌های آخره هیچ‌وقت به سرانجام نمیرسه . ✅ این دوره رو خیلی دوست دارم😍 یه عصاره‌ی خوشمزه و مقوی از دین، برای آدمی در قد و قواره من (یعنی یه آدم معمولی از نظر سواد دینی) . ✅همیشه از خودم خجالت میکشم،😥 برای نه حتی به زبون آوردن، بلکه فکر کردن به جمله‌ی "وقت ندارم"، یعنی من هیچی وقت تلف نمیکنم و همه‌ش پره؟🙄 . پس اگه بخوام دوره مطالعاتی رو حفظش کنم یه راه بیشتر ندارم؛ به برنامه ریزیم پایبند باشم و بعضی وقتا از خوابم کم کنم💤 . این وسطا یه نگاهی انداختم به نرم‌افزار کوالیتی تایم⌛که میزان استفاده از گوشی رو به تفکیک برنامه‌ها نشون میده برای اینکه بفهمی چند ساعت در روز تو فضای مجازی پرسه زدی عالیه😁 روزی میانگین ۵ ساعت تو فجازی‌ام؟!😱 کی گفته؟؟😦 اینا همه‌ش توطئه‌ست!!😡 . القصه . جاتون خالی الان که مینویسم جلوی آشپزخونه، دورترین نقطه از اتاق خواب، ساعت ۱۲ شب، در حال مطالعه‌ی مبحث جذاب و کاربردی #تقوا از کتاب ده گفتارم🥰: "تقوا نه لازمه‌ دین‌داری بلکه لازمه‌ انسانیت است [...] تقوا یعنی انسان برای رسیدن به هدفی در زندگی، از اصول معین و مشخصی پیروی کند که لازمه‌ آن محدود کردن هوا و هوس است (شما بخوانید پرسه در فجازی، تنبلی و...😏)" . یه نکته‌ انحرافی که الان متوجهش شدم؛ همه فعالیت‌هام تو سال‌های اخیر بدون کم کردن غیرعادی خواب و فجازی بوده! برکت وقت مادری بوده؟ یا برنامه‌ریزی و تو دل کار رفتن؟ شایدم #از_من_حرکت_از_او_برکت❣ . #ف_جباری #فیزیک۹۲ #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف

11 اسفند 1398 16:13:47

0 بازدید

madaran_sharif

. #ز_منظمی (مامان #علی آقا ۴ساله و #فاطمه خانم ۳ساله) #قسمت_دوم امروز بریم سراغ داستان🤩 یه روز بنی‌اسرائیل به پیامبرشون گفتند: یه فرمانده برای ما تعیین کن تا با دشمنامون بجنگیم. پیامبر بنی‌اسرائیل طالوت رو به‌ عنوان فرمانده برای اون‌ها مشخص کرد ولی بنی‌اسراییل گفتند ما بیشتر از طالوت پول داریم، پس ما باید فرمانده باشیم. ولی پیامبر گفت مهم اینه که طالوت هم از شما قوی‌تره، هم از شما داناتر. خلاصه که طالوت و بنی‌اسرائیل لشکر بزرگی جمع کردند و رفتن تا به دشمنشون جالوت حمله کنن.  وسط راه وقتی لشکر طالوت نزدیک یه رودخونه شده بود خدا به طالوت گفت لشکرت رو امتحان کن تا بفهمی کدومشون قوی‌تره. و به سربازات بگو وقتی به رودخونه رسیدین کسی آب نخوره. (می‌دونید ما ۲ مدل زور یا قدرت داریم یه زور بدنی داریم یعنی اون کسی قوی‌تره که بتونه وسیله‌ی سنگین‌تری بلند کنه. اما یه زور و قدرت دیگه هم داریم که مال کساییه که قدرت روحی دارن، روحشون قوی‌تره با ارادشون قوی‌تره. یعنی کسی که وقتی چیزی دلش می‌خواد ولی می‌دونه نمی‌شه، بتونه جلوی خودش رو بگیره یا وقتی که کاری رو می‌دونه اشتباهه ولی دلش می‌خواد انجام بده، بتونه انجام نده.  این‌جا خدا می‌خواد ببینه از بین بنی‌اسرائیل کدوما ارادشون قوی‌تره)   خلاصه وقتی‌که رسیدن به رودخونه بیشترشون آب خوردن ، زیاد هم خوردن.😱  فقط بعضی‌ها تونستن جلوی خودشون رو بگیرن. و اون‌قدر قوی بودن که وقتی دلشون آب می‌خواست بتونن به خاطر حرف فرمانده آب نخورن.  وقتی‌ نزدیک سپاه دشمن رسیدن اونایی که آب‌خورده بودن از دیدن دشمن حسابی ترسیدن و به فرماندشون گفتن ما نمی‌تونیم با اینا بجنگیم، اینا خیلی از ما بیشترن، ما شکست می‌خوریم. راست هم می‌گفتند، دشمن از اونا خیلی بیشتر بود.  اما اونایی که حرف طالوت رو گوش کرده بودند و آب نخورده بودند، گفتن ما باهاشون می‌جنگیم. درسته که ما از اونا کمتریم ولی ما خیلی قوی‌‌تریم.  چون خدا به ما کمک می‌کنه. اونایی که آب‌خورده بودن ، فرار کردن و رفتن. ولی اونایی که آب نخورده بودن، موندن و با دشمن جنگیدن.  جالب‌تر اینکه توی جنگ هم برنده شدن.💪🏻 اگه گفتین چرا؟ چون آدم هایی که اراده‌هاشون قوی‌تره و حرف خدا رو گوش می‌دن، خدا هم کمکشون می‌کنه. ما هم اگر دوست داریم روحمون قوی‌تر بشه باید حواسمون باشه کارایی که دوست داریم، ولی اشتباهه رو انجام ندیم. تا بتونیم اراده خودمون رو قوی تر کنیم.  ❗ادامه در کامنت❗ #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

28 فروردین 1401 18:12:57

2 بازدید

madaran_sharif

. مادرشوهرم ۷ تا بچه دارن و فعلا ۱۱ تا نوه😁 گاهی وقتا همه‌مون خونشون جمع می‌شیم. مثل شب #چله😍 که البته امسال به دلایلی هلال #شب_یلدا رو یه روز زودتر رؤیت کردیم!🌙 اون شب به همه از کوچیک‌ترین تا بزرگ‌ترین عضو خانواده خیلی خوش گذشت😄 #پدرشوهر و #مادرشوهرم از دیدن همه #بچه‌ها و‌ #نوه‌ها کنار هم خوشحال بودن😍😄 شبی که نشسته بودیم و انار دون می‌کردیم و #محمد و #حسنا (دختر عمه‌ی دقیقا هم‌سن محمد) که بعد مدت‌ها همدیگه رو دیده بودن، از وجود یه نی‌نی هم‌اندازه‌ی خودشون ذوق زده بودن👼 یهو متوجه شدیم هر کدوم تو یه طاقچه‌ی اپن آشپزخونه نشستن و این صحنه رو خلق کردن. شبی که همه داشتن صحبت می‌کردن و ‌فیلم می‌گرفتن و محمد یه گوشه آروم نشسته بود و ذرت بو داده می‌خورد.😊 کاریم به شلوغی جمعیت و بحث‌های همیشه داغ بزرگترا نداشت😌 داشت غیرمستقیم به من می‌گفت مامان من خیلی از اینا دوست دارم. برام تو خونه درست کن.💖 شبی که همه داشتن کیک می‌خوردن🍰 و محمد داشت یواشکی پسته‌هایی که باباش براش باز می‌کرد، می‌خورد. پسرم از بچگی آدم زرنگی بود.😏 شبی که محمد داشت کیک می‌خورد🍰 و همه داشتن عکس یادگاری می‌گرفتن📷 به زور از کیکا جداش می‌کردیم که اونم تو عکسا بیفته. شبی که بچه‌های بزرگتر داشتن تو اتاق، #مافیا بازی می‌کردن و از این‌که جمع ۵-۶ نفره‌ای بودن که بتونن این بازیو بکنن، حسابی خوشحال😄 و محمد و حسنا، با مهره‌های بر جای مونده از بازی #شطرنج بچه‌ها، مشغول بازی بودن. داشتن به ابعاد وجودی مهره‌ها پی می‌بردن🤨 اون شب به همه خوش گذشت😙 و آخر شبش، محمدِ از صبح نخوابیده، حسابی #خسته شد و زودتر و راحت‌تر از همیشه خوابش برد.😴 اونقدر عمیق که حتی با تکونای شدید هنگام حمل و نقلش به ماشین🚙، هم بیدار نشد. پ.ن۱: ماد‌رشوهر ‌و ‌پدرشوهرم که به لطف خدا ۷ تا بچه دارن، معمولا تنها نیستن و حداقل یکیشون، خونشون هست. خود ما معمولا یه شب در میون بعد از شام میریم و دیداری تازه می‌کنیم. پ.ن۲: اصلا یکی از دلایلی که من دوست دارم بچه زیاد داشته باشم، همینه. این‌که خودمم این جور شادی‌ها رو بتونم تجربه کنم.💖 هم بچه‌ها و نوه‌هام از دیدن هم خوشحال بشن، هم من و همسرم از دیدن اونا😃 واقعا که هیچ چیزی مثل دیدن #حاصل_عمر_آدم، که حالا خودش خانواده تشکیل داده و بچه داره، آدم رو خوشحال نمیکنه.😍😍😍 #ه_محمدی #برق۹۱ #خانواده_پرجمعیت #مهمانی_های_شاد_و_شلوغ #تنهایی_سخت_است #روزنوشت‌های_مادری #مادران_شریف

03 دی 1398 16:02:07

1 بازدید

madaran_sharif

. #ح_کرباسی ( مامان #حسنا ۹ساله، #محمدحسین و #محمدهادی ۵ساله و #زینب ۱ساله) #قسمت_پایانی برای تقویت روحیه‌ی خودم و همسرم سعی می‌کنیم تفریحات دو نفره داشته باشیم. به خواهرم می‌گم یه روز شما بچه‌هاتون رو بیارید پیش من و برید گردش دو نفری، یه روز هم من بچه‌ها رو می‌سپرم به شما.☺️ یا گاهی بچه‌ها رو به مامانم یا خانواده‌ی همسرم می‌سپریم و با همسرم دوتایی می‌ریم کوهنوردی یا سینما.😍 الآن هم در کنار بچه‌داری و خونه‌داری گاهی پروژه‌های گرافیکی مثل پوستر و لوگو می‌گیرم. گاهیم دلی و برای خودم کار می‌کنم.😌 توی تابستونی که دختر اولم هنوز یکی دو ماهه بود، باهاش توی کلاس قالی بافی و هلال احمر شرکت می‌کردم. مکانش موکت داشت و حسنا هم کنارم آروم بود. اینم بگم که فعالیت در کنار بچه‌داری، سختی‌های خودش رو داره. ولی من چون به کارم علاقه دارم و حس می‌کنم مفیده و به درد جامعه می‌خوره، انجامش می‌دم. مشکلات و سختی‌هش هم به جون می‌خرم. هرچند تا جای ممکن سعی می‌کنم حل کنم.👌🏻 اگه خدا بخواد می‌خوام توی رشته و کار خودم پیشرفت کنم و در آینده دوست دارم ارشد هم بخونم.😉 بچه‌ها هم خداروشکر با کارهای من کیف می‌کنن و نقاشی و رنگ آمیزی براشون جذابه.🤩 حتی حسنا گاهی می‌گه بزرگ شدم دوست دارم برم رشته‌ی گرافیک. الان بچه‌ها تا حد خوبی مستقل شدن. گاهی برای خرید‌های خونه من و همسرم و زینب می‌ریم و حسنا و پسرا خونه می‌مونن. البته به همسایه‌ها هم می‌گیم اگه مشکلی پیش اومد حواسشون باشه و به حسنا هم یه گوشی می‌دیم در صورت لزوم زنگ بزنه. در رو هم قفل می‌کنیم. خداروشکر از پس خودشون بر میان.☺️ من و همسرم دوست داریم اگر خدا بخواد در آینده بچه‌های بیشتری داشته باشیم و انسان‌های مومن و سالم و قوی و پاکی رو تربیت کنیم. بچه‌هامون خداروشکر رزق و روزی‌شون رو با خودشون آوردن و برکت خونه اند. اون اوایل بارداری دوقلوها که هنوز مطمئن نبودم بادارم، توی یه قرعه کشی شرکت کردیم و اسممون در اومد. همسرم گفتن پس حتما بارداری.😁 بعدش فهمیدیم دوقلو هستن و از همون اول خوش روزی.😉 الآنم همین‌که چند تا بچه موقع غذا دعای سفره می‌خونن، خیلی توی رزق و روزی‌مون اثر داره. حتی گاهی که مشکلی پیش میاد یا حاجتی داریم، به بچه‌ها می‌گیم دعا کنن و از خدا بخوان تا اگه خیره روا بشه.🤲🏻 همین‌که پیامبرمون گفتن من روز قیامت به بچه‌های شما حتی اونایی که سقط شدن مباهات می‌کنم، برامون مایه‌ی دلگرمی و امیدواریه🥰 #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

02 دی 1400 16:49:41

1 بازدید

madaran_sharif

. سلام😁 . تا حالا فکر کردید یه خانواده پرجمعیت کی فرصت میکنن همه یه جا جمع شن و همدیگه رو ببینن؟! تو این کلیپ دو تا خانواده پرجمعیت رو می‌بینیم که یه قانون جالب دارن برای اینکه یادشون نره روزانه همدیگه رو ببینن. . همممممه اعضای خانواده باید سر میز شام حاضر بشن و تا وقتی غذای بقیه تموم نشده، کسی نباید از سر میز بلند بشه. صحبت کردن دسته جمعی هم سر میز شام اتفاق میفته! فکر کنید این همه آدم بخوان موقع شام با هم حرف بزنن!!!😆😆 البته توی همین گفتگوها چیزای زیادی یاد میگیرن.👌🏻 . پرسش‌ها و پاسخ‌های جالب بچه‌های این دو خانواده رو تو کلیپ ببینید. . پ.ن۱: طبیعتاً همه‌ی محتوای این کلیپ مورد تایید ما نیست.😉 . پ.ن۲: این کلیپ توسط سه تا از اعضای خوب مادران شریف آماده و زیرنویس شده و برای اولین بار همین‌جا منتشر می‌شه😀 ویژه‌ی مخاطبای خوب مادران شریف 🌸 . . #ا_باغانی #پ_عارفی #ف_مختاری #خانواده_پرجمعیت #کلیپ #ترجمه #مادران_شریف_ایران_زمین

05 مهر 1399 16:40:23

0 بازدید

مادران شريف

0

0

. دیدم حالا که نمی‌تونم حضوری حوزه رو برم، بهتره مجازی بخونم.👩🏻‍💻 . امتحان ورودی جامعه‌الزهرا شرکت کردم و خداروشکر قبول شدم و درس‌خوندن مجازی رو شروع کردم. بماند که مجازی چه مزایایی نسبت به حضوری داره.😊 هرچند خیلی آسون نیست و سختی‌هایی هم داره. مخصوصا وقت‌هایی که همسرم نیست و دست تنهام. . بعد از نماز صبح، دست به کار می‌شدم.😉 اول درسم رو می‌خوندم.📚👩🏻‍💻 بعد کارهای خونه...🧽🍲 . ساعت ۸، دوان دوان تو خیابان به دنبال تهیه مایحتاج خانه و نون و میوه و...🍎🍇🍞 باید سریع می‌رسیدم تا بچه‌ها بیدار نشن.😴 . گاهی شب‌ها باید زباله‌ها رو می‌بردم. صبر می‌کردم بچه‌ها بخوابن. بعد حدودا ۱ نصف شب، چاقو🔪 به دست می‌رفتم زباله‌ها رو می‌ذاشتم.😅 (روحیه بروسلی‌گری در من موج می‌زد و معمولا آماده سر صحنه‌ها حاضر می‌شدم.😂 گفته بودم که دان دو کاراته هم داشتم؟😁) . دوست نداشتم بار زندگیم روی دوش کسی باشه. دلم می‌خواست کارهام رو خودم انجام بدم.💪🏻 . این روزها، پسر کوچکم ۲ ساله‌است و من ترم ۵ سطح ۲ ام. . طبق همون برنامه پیش می‌رم و معمولا صبح زود به درس‌هام می‌رسم و کارهای منزل و بچه‌ها. . بازی اصلی‌ترین کار برای بچه‌هاست. البته خوبه به جای دادن ماهی🐟، ماهی‌گیری یادشون بدیم🕵🏻‍♀ و خودشونو راه بندازیم.👩🏻‍🔧👨🏻‍🔧 . از وقتی پسرم خیلی کوچیک بود، سعی می‌کردم بهش یاد بدم که با هر چیزی چه کارهایی می‌تونیم انجام بدیم.🙂 . حتی وقتی دل و جیگر کابینت‌ها و کمدها رو می‌ریخت بیرون، می‌گفتم بیا ببینیم با این‌ها چیکار می‌تونیم بکنیم؟🤓 مثلا برج بسازیم.🏛 یا با قاشق و چنگال آهنگ بزنیم.🥁 یا مجله‌هایی که نمی‌خوایم رو دوربُری کنیم✂️ و ... . و این کارها باعث شد که الان پسرم وقت کم بیاره😅، برای به پایان رسیدن پروژه‌هاش!😁 . بازی‌های دیگه مثل گل‌بازی و خمیرهای دست‌ساز خونگی و یه خرده آزادی مثل نقاشی‌کردن دیوارهای حمام با گِل یا رنگ‌انگشتی هم که جذابیت‌های خودش رو داره.😏 . یکی از خوبی‌های مادر محصل بودن، برای بچه‌ها اینه که دوست دارن به تقلید از مادرشون فیلسوف‌وار👩🏻‍🏫 کتاب دست بگیرن📖 و ادای مامان رو دربیارن🤓 و حداقل ساعتی به نوشتن جزوات علمی به خط میخی بپردازن.😎 . البته به همه اینها پختن کیک و شیرینی و انواع نان‌ها را حداقل هفته‌ای ۲ بار اضافه کنید که این‌ها دیگه چاشنی روزمرگی‌هاست.🥐🙂 . گاهی ممکنه به نظرمون بیاد بچه‌ی زیاد داشتن خیلیییی سخته.😩 اما اگه بچه اول رو خوب براش وقت بذاریم😌 از بابت بقیه هم نسبتا خیالمون راحت‌تر میشه.😉 . #م_ح #تجربیات_تخصصی #قسمت_پایانی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

0

. دیدم حالا که نمی‌تونم حضوری حوزه رو برم، بهتره مجازی بخونم.👩🏻‍💻 . امتحان ورودی جامعه‌الزهرا شرکت کردم و خداروشکر قبول شدم و درس‌خوندن مجازی رو شروع کردم. بماند که مجازی چه مزایایی نسبت به حضوری داره.😊 هرچند خیلی آسون نیست و سختی‌هایی هم داره. مخصوصا وقت‌هایی که همسرم نیست و دست تنهام. . بعد از نماز صبح، دست به کار می‌شدم.😉 اول درسم رو می‌خوندم.📚👩🏻‍💻 بعد کارهای خونه...🧽🍲 . ساعت ۸، دوان دوان تو خیابان به دنبال تهیه مایحتاج خانه و نون و میوه و...🍎🍇🍞 باید سریع می‌رسیدم تا بچه‌ها بیدار نشن.😴 . گاهی شب‌ها باید زباله‌ها رو می‌بردم. صبر می‌کردم بچه‌ها بخوابن. بعد حدودا ۱ نصف شب، چاقو🔪 به دست می‌رفتم زباله‌ها رو می‌ذاشتم.😅 (روحیه بروسلی‌گری در من موج می‌زد و معمولا آماده سر صحنه‌ها حاضر می‌شدم.😂 گفته بودم که دان دو کاراته هم داشتم؟😁) . دوست نداشتم بار زندگیم روی دوش کسی باشه. دلم می‌خواست کارهام رو خودم انجام بدم.💪🏻 . این روزها، پسر کوچکم ۲ ساله‌است و من ترم ۵ سطح ۲ ام. . طبق همون برنامه پیش می‌رم و معمولا صبح زود به درس‌هام می‌رسم و کارهای منزل و بچه‌ها. . بازی اصلی‌ترین کار برای بچه‌هاست. البته خوبه به جای دادن ماهی🐟، ماهی‌گیری یادشون بدیم🕵🏻‍♀ و خودشونو راه بندازیم.👩🏻‍🔧👨🏻‍🔧 . از وقتی پسرم خیلی کوچیک بود، سعی می‌کردم بهش یاد بدم که با هر چیزی چه کارهایی می‌تونیم انجام بدیم.🙂 . حتی وقتی دل و جیگر کابینت‌ها و کمدها رو می‌ریخت بیرون، می‌گفتم بیا ببینیم با این‌ها چیکار می‌تونیم بکنیم؟🤓 مثلا برج بسازیم.🏛 یا با قاشق و چنگال آهنگ بزنیم.🥁 یا مجله‌هایی که نمی‌خوایم رو دوربُری کنیم✂️ و ... . و این کارها باعث شد که الان پسرم وقت کم بیاره😅، برای به پایان رسیدن پروژه‌هاش!😁 . بازی‌های دیگه مثل گل‌بازی و خمیرهای دست‌ساز خونگی و یه خرده آزادی مثل نقاشی‌کردن دیوارهای حمام با گِل یا رنگ‌انگشتی هم که جذابیت‌های خودش رو داره.😏 . یکی از خوبی‌های مادر محصل بودن، برای بچه‌ها اینه که دوست دارن به تقلید از مادرشون فیلسوف‌وار👩🏻‍🏫 کتاب دست بگیرن📖 و ادای مامان رو دربیارن🤓 و حداقل ساعتی به نوشتن جزوات علمی به خط میخی بپردازن.😎 . البته به همه اینها پختن کیک و شیرینی و انواع نان‌ها را حداقل هفته‌ای ۲ بار اضافه کنید که این‌ها دیگه چاشنی روزمرگی‌هاست.🥐🙂 . گاهی ممکنه به نظرمون بیاد بچه‌ی زیاد داشتن خیلیییی سخته.😩 اما اگه بچه اول رو خوب براش وقت بذاریم😌 از بابت بقیه هم نسبتا خیالمون راحت‌تر میشه.😉 . #م_ح #تجربیات_تخصصی #قسمت_پایانی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن