پست های مشابه

madaran_sharif

. بیماری بر من غلبه کرده بود... صبح، با نگاه خسته‌ام جناب همسر رو تا دم در بدرقه کردم. تا دقایقی بعد همچنان نگاهم به در، فکرم تو آشپزخانه و بدنم بند زمین بود. بالاخره با توکل بر خدا و توسل به ائمه بر جاذبه زمین غالب شدم!💪 . به زحمت، قبل بیدار شدن بچه ها👶👦👦، یه آش مریض سرهم کردم، صبحانه رو آماده کردم و باز ضعف و کسالتم برگشت... خدا رو شکر زمانیکه ناهار و صبحانه رو آماده می‌کردم، محمد👶 بیدار نشد شیر بخواد! . رفتم سراغ بچه‌ها...آخ که چقدر دلم می‌خواست منم به جمع خوابان بپیوندم😴! اما گرسنه بودن طفلیا. حال فانتزی‌های صبح بخیرِ ویژه‌ی بچه‌ها رو نداشتم🤕😅 صدا زدم: «زود پاشید! اگه امروز به کارامون نرسیم فردا نمی‌تونیم بریم زیارت امام رضا جونمون هااا!»😍😃 . رضا و طاها سیخ پا شدند! محمد کوچولو هم با سر و صداشون بلند شد و همگی دست و صورت شسته مهیای صبحانه شدند😋... الحمدلله که رضا و طاها ۴و ۵ ساله هستن و خودشون به خودشون می‌رسن... ولی محمد کوچولو همچنان فنر در کمر داره😄 سرسفره نمی‌شینه! منم بی رمق🤒...چهاردست و پا دنبالش تا غذا بخوره🙄...بچه ها مشغول ترکوندن خونه و یادگیری مهارتهای حل مسئله و تعامل اجتماعی شدن!🤪 . حال بازی‌های هیجانی با بچه‌ها رو نداشتم گفتم طاها چندتا کتاب داستان بیاره تا بخونم📚، لای کتابهاش صحیفه سجادیه بود! از جلدش خوشش اومده بود آوردش😊 . فرصت رو مغتنم شمردم "دعا به هنگام بیماری" رو بازکردم: "پروردگارا! حمد مخصوص توست به خاطر نعمت سلامتی که همواره از آن بهره‌مند بودم و نیز حمد و ستایش مخصوص توست برای بیماری که در جسمم پدید آوردی. ای خدای من! نمی‌دانم کدام یک از این دو حالت (تندرستی و بیماری) برای شکر و سپاسگزاری به درگاهت شایسته تر است؟ کدامیک از این دو وقت برای ستایش تو بهتر است؟..." چقدر نگاه امام قشنگه! چه خوب شد آشنایی من با این نگاه لطیف و دقیق تو این موقعیت!🤩 . زیر آش رو کم کردم برم بخوابم... یادم میاد وقتی فقط رضا رو داشتم، وقت بیداریش اصلا نمی‌تونستم استراحت کنم ولی خداروشکر محمد با داداشاش سرگرمه...رضا مراقب داداشی باش! . می‌دونستم وقتی بیدار شم با یه آشپزخونه استخری و یه عالمه ظرف کثیف و خرده‌های کاغذ و کاموا(دستپخت بچه‌ها) مواجه می‌شم ولی سعی کردم بهشون فکر نکنم😆! خودشون می‌دونن باید تو پاکسازی حضور فعال داشته باشن.🙃 . پ.ن: محمد شعله آش رو زیاد کرده بود و رضا نگران، شعله رو کامل خاموش کرده بود. در نتیجه ناهار رو با یه ساعت تاخیر خوردیم😊 خداروشکر مشکل به همینجا منتهی شد😱 . #ط_اکبری #روزنوشت‌های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

27 فروردین 1399 15:51:21

0 بازدید

madaran_sharif

#قسمت_سوم #ف_هاشمیان (مادر 6 فرزند) با محمدجواد تا دو سه ماهگی شب بیداری داشتیم.🤦بقیه بچه ها اینطوری نبودن شکرخدا. شهریور 93 خونه مون با تولد فاطمه زهرا خانم غرق نعمت شد. من که خواهر هم نداشتم، حالا بعد از سه تا پسرام، خیلی ذوق داشتم. بچه ها هم مثل خودمون حسابی از تولد بچه جدید استقبال کردند. محمد جواد هم اصلا حسودی نکرد و خیلی راحت جای خوابش رو به نی نی تازه وارد داد و خودش به جمع برادرا پیوست. فاطمه زهرا سه ساله بود که ما چشم به راه عضو جدید خونه بودیم. بیشتر از همه ما، دخترم منتظر بود. از شش ماهگیِ من روزشماری میکرد و هر روز سراغ نی نی رو می‌گرفت! بالاخره در آبان سال 96 علی آقا به‌دنیا اومد. علی هم نوزاد آرومی بود. جالبه که فاطمه زهرا هم اصلا حسودی نمی‌کرد و مثل یه مامان کوچولو بود برای علی. انگار یه عروسک زنده داره که می‌تونه باهاش خاله بازی کنه. از همه ما بیشتر ذوق داشت برای داداش کوچولوش. ما که از فاصله حدودا سه ساله بین بچه ها خیلی راضی بودیم و دیگه دستمون هم به بچه داری راه افتاده بود،😁 تصمیم گرفتیم نهضت رو ادامه بدیم. لذا آقا ابوالفضل فروردین ۱۴۰۰ بدنیا اومد. علی شخصیت آروم و مطیعی داشت. خیلی هم به من وابسته بود. به خاطر وابستگی زیاد علی به من نگران بودم که نکنه بعد از تولد داداشش اذیت بشه یا به نوزاد جدید حسودی کنه. ولی شکر خدا باز هم چنین اتفاقی نیفتاد. شاید چون بقیه خواهر برادرا انقدر دورشو شلوغ می‌کردن که احساس تنهایی نکنه. خلاصه که باز هم مشکل حسودی نداشتیم. شنیدید که می‌گن بچه سه تای اولش سخته🤪 از چهارمی به بعد دیگه رو روال میفته همه چی. حالا ما که سر سه تای اول هم خوشحال بودیم😁 سه تای بعدی دیگه خیلی خوش گذشت. بزرگترا کمک کارمون بودن و خودمون هم با چم و خم بچه داری کاملا آشنا شده بودیم. ما با تولد هر بچه برای فرزند قبلی هدیه میگرفتیم. من و همسرم هم انقدر هیجان زده بودیم که اگه کسی نمی‌دونست فکر میکرد بچه اولمونه! بچه هامونم مثل خودمون نی نی دوست شده بودند. خصوصا دخترم که خیلی اهل ابراز احساسات و بوس و بغل و فشار و حتی گازه! و یه جورایی منبع عاطفه تو خونه ما به حساب میاد. #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

05 مرداد 1401 17:34:50

7 بازدید

madaran_sharif

. #ح_یزدان‌یار (مامان #علی ۱۰ساله، #زهرا ۷ساله ، #فاطمه و #زینب ۱.۵ساله) #قسمت_دهم یواش یواش روز‌ها می‌گذشت و شرایط سخت و سخت‌تر می‌شد. اونایی که مادر دوقلو هستن قطعا درک می‌کنن بارداری دوقلو خیلی متفاوته با بارداری تک‌قل. اونم من که بارداری‌های عادی نداشتم و انواع و اقسام شرایط سخت رو طی می‌کردم.🤦🏻‍♀️ به خاطر شرايط قرنطینه، روزها و حتی هفته‌ها خونه‌نشین بودیم و اصلاً بیرون نمی‌رفتیم. فقط از این دکتر به اون دکتر. تو خونه به بچه‌ها اونقدر آزادی داده بودم که خیلی خلأ بیرون رفتن رو حس نکنن. از انواع اسباب‌بازی‌هایی که بالای کمد بودن و اومدن پایین، گرفته تا بازی با کفی و پشتی مبل و حتی سیزده به در و چادر زدن کنار گل هامون.😅 و هر روز بیشتر از روز قبل خدا رو شکر می‌کردم که حداقل همدیگه رو دارن👌🏻 هم‌بازی‌هایی که البته گاهی هم دعوا می‌کنن و بحث و جدل دارن. من هم کم‌کم دیگه نشستن و بلند شدنمم سخت و سخت‌تر می‌شد. وقتی استراحت مطلق شدم تقریباً همهٔ کارها رو به همسرم سپردم. کلیات رو می‌گفتم یا می‌آوردن کنار تخت انجام می‌دادم. از روی تخت، درست کردن غذا رو مدیریت می‌کردم؛ کم کن، آب بریز، سیب‌زمینی بریز و... بچه‌ها هم‌کم‌کم آب دیده شدن و به پدرشون کمک می‌کردن.😁 اواخر بارداریم بازهم داغ‌دار شدم و دایی محسنم رو در اثر کرونا از دست دادم.😭 دایی محسن پنجمین برادر مامانم بود که از دست می‌داد. اونم با این شرایط که حتی از تسلی و همدلی دوست و آشنا هم محروم بودیم. می‌گن خاک سرده و داغ مصیبت رو سرد می‌کنه، ولی بعضی بغض‌ها تا ابد تو دل آدم تازه هستن و بعضی داغ‌ها تا ابد آتشین. #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

17 شهریور 1401 15:13:26

7 بازدید

madaran_sharif

. #قسمت_چهارم . #م_کلاته (مامان #مرتضی ۵ سال و ۸ ماهه، #فاطمه ۳ سال و ۹ ماهه و #مجتبی ۱۱ ماهه) . هیچ‌کدوم از دوستام باورشون نمی‌شد که دو تا کوچولو دارم و سومی رو باردارم⁦⁦🤰🏻⁩. این وسط دو واحد هم حضوری داشتم که بچه‌ها رو یک ساعتی مهد حوزه می‌ذاشتم. یک‌بار کلاس جابه‌جا شده‌بود و شرایط جوری نبود که بچه‌ها رو مهد بزارم… مجبور شدم با خودم ببرمشون سر کلاسی که تو کتابخونه برگزار می‌شد. با شرایط سکوت مطلق😄 بچه‌ها دلشون می‌خواست صحبت کنن اما ...خلاصه اون کلاس چالشی هم گذشت... . خیلی از اوقات قبل از اینکه استاد بیان سر کلاس بقیه‌ی طلبه‌ها من رو سوال پیچ می‌کردن که چطور می‌تونی با بچه‌ها انقدر درس بخونی و به کارات برسی؟ . آخر ترم‌ها هم که باید درس رو ارائه می‌دادم، مثل همیشه، شب بعد از خوابیدن بچه‌ها، تدریسم رو آماده می‌کردم. . وقتی سر کلاس، تدریس رو به‌عنوان اولین نفر ارائه دادم، مورد تشویق استاد و بقیه قرار گرفتم. خدا همیشه بخاطر حضور این فرشته‌ها به زندگیم برکت می‌داد😍… . نوشتن پایان‌نامه هم با وجود بچه‌ها، لطف بخصوصی داشت… دلم می‌خواست چند ساعت با تمرکز بشینم پاش… اما فقط شب فرصت داشتم و ذهن اون موقع یاری نمی‌کرد… سعی می‌کردم بیش‌تر از نرم افزارها استفاده کنم تا نیازی به حضور در کتابخونه نداشته‌ باشم… . من عاشق تحقیق و پژوهش بودم… درسته که بعد از یک روز سروکله‌زدن با دو تا وروجک و بارداری، ذهنم پویایی لازم برای پایان‌نامه رو نداشت...  اما من با کارهای علمی، انگیزه می‌گرفتم...❤️ انگار با این کارها زنده بودم و حیات می‌بخشیدم😍 تونستم پایان‌نامه‌ام رو با نمره‌ی‌ خوب دفاع کنم ... سطح دو به پایان رسید و نی‌نی ما در اوایل دوران کرونا به دنیا اومد⁦👼🏻⁩  . تابستون همون سال برای سطح ۳ یا همون ارشد شرکت کردم...تنها رشته‌ای که می‌تونستم غیرحضوری بخونم، یه رشته‌ی خیلی سخت بود،  فقه و اصول... . شرایطم ایجاب می‌کرد غیرحضوری رو انتخاب کنم چون من فکر می‌کنم کسی از پس سه تا بچه‌ی قدونیم‌قد من برنمیاد، جز مامانشون😅 . به خاطر معدل بالا، دیگه امتحان ورودی نداشتم و فقط یه مصاحبه بود‌. اما وقت کمی داشتم و درس‌های زیادی رو باید برای مصاحبه می‌خوندم. روز مصاحبه حسابی رفتم بالای منبر😆… برای مصاحبه‌گیرنده‌ها که دو خانم و یک آقای روحانی بودند، از اولویت بچه‌داری و لزوم تحصیل کنار بچه‌داری گفتم… یکی از خانم‌های مصاحبه‌گیرنده، ۸ تا بچه داشت و حسابی تشویقم کرد😍. سوالات علمی خیلی سخت بود و استرس مصاحبه زیاد... . فکر نمی‌کردم قبول بشم اما شدم‌...💪 . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

05 اسفند 1399 18:15:36

1 بازدید

madaran_sharif

. بچه‌ها را نترسانید، نه به شوخی نه جدی. قوت قلب بچه‌ها به اندازه‌ی بزرگترها نیست. بچه‌ها را نترسانید، نه کم نه زیاد. کمش هم برای بچه‌ها زیاد است. بچه‌ها را نترسانید، نه در روشنایی نه در تاریکی‌. ترس، روز بچه‌ها را شب می‌کند. بچه‌ها را نترسانید، نه در خانه نه بیرون از آن. ترس، خانه را از بیرون هم ناامن‌تر می‌کند برای بچه‌ها. بچه‌ها زود می‌ترسند؛ ولی ترس، دیر از جانشان می‌رود. دست خودشان نیست، خیالی قوی دارند. یک لحظه می‌ترسند و چند روز با همان یک لحظه زندگی می‌کنند. یک بار تهدیدش می‌کنی؛ ولی او مدت‌ها با یادآوری آن تهدید، نفسش در سینه حبس می‌شود. می‌گویی: «از خانه بیرون می‌اندازمت!» و او در خیالش آواره کوچه و خیابان است از همان لحظه. تو حرفش را می‌زنی، ولی بچه واقعی می‌بیندش. چه قدر بچه‌های حسین(ع) را ترساندند! مگر آن‌ها چه گناهی کرده بودند؟ بچه بودن که گناه نیست! نکند «بچه‌ی حسین(ع) بودن» جرمی نابخشودنی بوده باشد؟ کسی حق ندارد حتی بچه‌های کافران را بترساند، بچه‌های حسین(ع) که جای خود دارند. بچه‌ها از دعواهای نمایشی هم می‌ترسند. نکند حتی به شوخی جلوی بچه‌ها دعوا کنید! امان از دل بچه‌ای که شاهد یک دعوای جدی باشد. اگر دستتان زخمی شد، حتی یک زخم کوچک، پنهان کنید از بچه‌ها. بچه‌ها از خون می‌ترسند. آن‌ها را با خون نترسانید. آیا می‌شود زخم‌هایی را که بچه‌های حسین(ع) دیدند، شماره کرد؟ چه کار کردند جماعت ِ از خدا بی‌خبر با دل بچه‌های حسین(ع) ؟! بچه‌ها از زخم، می‌ترسند. هر چه زخم بیشتر، ترسشان بیشتر. کاش کسی به من می‌گفت: دروغ است که خانواده‌ی حسین(ع) را از کنار قتلگاه عبور دادند. می‌شود باور کرد که از کربلا تا شام، سرها بالای نیزه‌ها بود و بچه‌ها می‌دیدند؟ مگر بچه‌ها از زخم نمی‌ترسند؟ 🔷 منبع: صفحه‌ی ۱۲۷ کتاب حسینیهٔ واژه‌ها (۱) : در میان روضه‌هایت زندگی کردن خوش است. «کربلای خانوادگی، خانوادهٔ کربلایی» نوشته‌ی محسن عباسی ولدی 🔰معرفی این کتاب خوب: این کتاب می‌خواهد بگوید می‌شود روضه خواند و گریست؛ اما رسم زیستن را هم یاد گرفت. آمیختگی سبک زندگی با روضه، ویژگی برجسته‌ی این کتاب است. 🔸ماه محرم و صفر فرصت خوبیه برای خوندن این کتاب. روضه‌هایی که همیشه شنیدیم، می‌تونه خیلی بهمون کمک کنه برای شناخت رفتار درست در خانواده. در واقع این کتاب باعث میشه ربط روضه‌ها و نکات آموزنده‌ش رو با زندگی روزمره‌مون بفهمیم. #معرفی_کتاب #مادران_شریف_ایران_زمین

28 مرداد 1400 11:44:55

0 بازدید

madaran_sharif

. بعد از به دنیا اومدن روح‌الله، درس‌های مشکاتم سبک‌تر از قبل شد، ولی دو تا کار دیگه رو به صورت جدی‌تر شروع کردم. . ⁦👈🏻⁩ یکیش کار پژوهشی و مطالعاتی تو حوزه دانشجویی شریف بود📕 ⁦👈🏻⁩ یکیم، یه کار مطالعاتی تاریخی با یه استادی، که می‌رفتیم خونه‌شون📚 . این کارم حجم مطالعاتی زیادی داشت. یعنی حدودا هفته‌ای ۱۵ یا ۲٠ ساعت مطالعه داشتیم📚 . مطالعه‌هامونو تو خونه می‌کردیم📖 و هفته‌ای حدودا ۲ ساعت تو خونه‌ی استاد، کار تاریخی ادبیاتی همراهشون انجام می‌دادیم👓 . بچه‌ها رو هم با خودم می‌بردم. اونا بازی می‌کردن⚽🧩 تلویزیون می‌دیدن📺 گاهی دعوا می‌کردن😁 و خوراکی‌هایی که استاد می‌دادن یا خودم می‌بردمو می‌خوردن🍞🍎🍌🥞 و ما توی کلاس شرکت می‌کردیم...⁦👩🏻‍🏫⁩ . این کارمو خداروشکر، تا الان هم ادامه دادم☺️ . . اون موقع یه اتفاق دیگه‌ای هم افتاد که شرایط روحی من رو خیلی تحت تاثیر قرار داد... . . من توی تهران بودم و داشتم زندگی خودم و خانوادمو جلو می‌بردم، ولی یه نگرانی بزرگ، آرامش رو از من گرفته بود😣😥 مادرم چند سالی بود مریضی سختی داشتن و در بستر بیماری افتاده بودن...😢😢 . من دور از مادرم بودم و اصلا قرار و آرامش نداشتم😥 اما وجود داداش‌ها و خواهر و خاله‌ها و دایی‌هام، که شب و روز پیش مامانم بودن، قدری خیالمو راحت می‌کرد.💖 . با اینکه فکر و ذکرم پیش مادرم بود، ولی می‌دونستم که مادرم تنها نیست...💚 . داداش‌هام، دکترش رو می‌بردن⁦👩🏻‍⚕️⁩ و خواهرم و خاله‌هام، مراقبت‌هاش رو انجام می‌دادن...⁦🧕🏻⁩ . و این قوت قلب من بود...❣️ یکی از دلایلی که من تونستم تو تهران خودم و خانوادم⁦🧔🏻⁩⁦👦🏻⁩⁦👶🏻⁩ رو حفظ کنم، و حتی درسمو ادامه بدم، وجود اون‌ها در تبریز، پیش مامانم بود... . . ولی متاسفانه مادرم، کسی که در کل زندگیم یاور و پشتیبانم بود، در مهر سال ۹۶، داغ فراقشون رو بر دل ما گذاشتن...😭 . . بعد مادرم، وجود خواهرم، مایه تسکین قلبم بود💗 وابستگی عاطفی و روحی بینمون خیلی زیاد شد.💜 سعی کردیم جای مادر رو برای هم پر کنیم.💟 واقعا دلگرمی زندگیم شد. . همیشه بهش می‌گم خدا بیامرزه مادرمون رو، که تو رو برای ما آورد.⁦🤲🏻⁩ . . #پ_ت #قسمت_ششم #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

27 اردیبهشت 1399 16:31:58

0 بازدید

مادران شريف

0

0

سلام خانوما🧕 حال و احوال؟! بی مقدمه برم سر اصل مطلب👌 در جریانید که از یک‌سال پیش یه دوره مطالعاتی مادرانه داشتیم،با حضور افتخاری شما مادران شریف 🤩 خداروشکر هفت جلد اول از مجموعه «منِ دیگرِ ما» رو طی یک‌سال با هم خوندیم. این هفت جلد شامل نکات کلی تربیت فرزند + جزییاتی که بیشتر در هفت سال اول کاربرد داره رو شامل می‌شد. مثل اهمیت گزاره های رفتاری و تصویری، محبت، آزادی، بازی،رسانه، بازی های یارانه ای و... حتما مطلع‌اید که اخیرا تعداد مجلدات این مجموعه به سیزده جلد رسیده. 🎉 خبر خوب اینکه 👇 *برای شروع مطالعه هشتمین جلد ، دوره جدید برگزار کردیم. یعنی همه شما دوباره این فرصت رو دارید که ثبت نام کنید.* این دوره سه تا ویژگی داره که باعث میشه خاص و جذاب باشه🎊: ۱-سرعت مطالعه بسیار پایینه تا همه مادرا با وجود مشغله‌هاشون بتونن همراهی کنند. ۲-کتاب های دوره به اذعان اکثر کسایی که خوندن، بسییییار کاربردیه و خیلی از چالش های مادرفرزندی رو حل می‌کنه. ۳-🤩با همکاری انتشارات خوب آیین فطرت، کتاب های دوره برای اعضا با سی درصد تخفیف ارایه می‌شه.😎👏 ✅نکته مهم هرچند خیلی خوبه که جلد اول تا هفتم رو خونده باشید، ولی بدون مطالعه اونها هم میتونید از جلد هشتم شروع کنید. موضوعات تا حدی مستقل هستند. و اما موضوع مجلدات جدید👇 در جلد هشتم، فواید *تربیت کریمانه* رو می‌خونید. این بحث کرامت در تربیت انقدرررر آثار جذابی داره که قطعا با خوندن هر فصل از این کتاب، عطش شما برای یادگیری اصول تربیت کریمانه بیشتر میشه و با شوق وصف ناپذیری وارد جلد نهم می‌شید. اینجا با اصول و راهکارهای تربیت فرزندِ با کرامت آشنا می‌شید. بحث *استقلال* بچه ها هم موضوع مهمیه که به کرامت گره خورده. جلد دهم به موضوع مهم و پر‌چالش استقلال می‌پردازه. جلد یازدهم هم درباره *کار* هست! اهمیت کار کردن و چگونگی کارسپاری به بچه ها و تاثیرش در استقلال و تربیت کریمانه. 👌 این دو جلد هرچند عمومیه،ولی بیشتر برای مادرهایی که پسر دارن جذاب و کاربردیه. 😉 و اما جلد دوازدهم و سیزدهم که خوندنش بر هر مادری مستحب موکد، و برای مادران دختردار واجب است!😜 با منم بحث نکنید،خودتون بیاید بخونید تا متوجه منظورم بشید. پس تا دیر نشده در این دوره که کاملااااا رایگان برگزار می‌شه ثبت نام کنید.😊 برای ثبت نام هایلایت دوره مطالعاتی رو ببینید.😉 #مادران_شریف_ایران_زمین #دوره_مطالعاتی #من_دیگر_ما

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

0

سلام خانوما🧕 حال و احوال؟! بی مقدمه برم سر اصل مطلب👌 در جریانید که از یک‌سال پیش یه دوره مطالعاتی مادرانه داشتیم،با حضور افتخاری شما مادران شریف 🤩 خداروشکر هفت جلد اول از مجموعه «منِ دیگرِ ما» رو طی یک‌سال با هم خوندیم. این هفت جلد شامل نکات کلی تربیت فرزند + جزییاتی که بیشتر در هفت سال اول کاربرد داره رو شامل می‌شد. مثل اهمیت گزاره های رفتاری و تصویری، محبت، آزادی، بازی،رسانه، بازی های یارانه ای و... حتما مطلع‌اید که اخیرا تعداد مجلدات این مجموعه به سیزده جلد رسیده. 🎉 خبر خوب اینکه 👇 *برای شروع مطالعه هشتمین جلد ، دوره جدید برگزار کردیم. یعنی همه شما دوباره این فرصت رو دارید که ثبت نام کنید.* این دوره سه تا ویژگی داره که باعث میشه خاص و جذاب باشه🎊: ۱-سرعت مطالعه بسیار پایینه تا همه مادرا با وجود مشغله‌هاشون بتونن همراهی کنند. ۲-کتاب های دوره به اذعان اکثر کسایی که خوندن، بسییییار کاربردیه و خیلی از چالش های مادرفرزندی رو حل می‌کنه. ۳-🤩با همکاری انتشارات خوب آیین فطرت، کتاب های دوره برای اعضا با سی درصد تخفیف ارایه می‌شه.😎👏 ✅نکته مهم هرچند خیلی خوبه که جلد اول تا هفتم رو خونده باشید، ولی بدون مطالعه اونها هم میتونید از جلد هشتم شروع کنید. موضوعات تا حدی مستقل هستند. و اما موضوع مجلدات جدید👇 در جلد هشتم، فواید *تربیت کریمانه* رو می‌خونید. این بحث کرامت در تربیت انقدرررر آثار جذابی داره که قطعا با خوندن هر فصل از این کتاب، عطش شما برای یادگیری اصول تربیت کریمانه بیشتر میشه و با شوق وصف ناپذیری وارد جلد نهم می‌شید. اینجا با اصول و راهکارهای تربیت فرزندِ با کرامت آشنا می‌شید. بحث *استقلال* بچه ها هم موضوع مهمیه که به کرامت گره خورده. جلد دهم به موضوع مهم و پر‌چالش استقلال می‌پردازه. جلد یازدهم هم درباره *کار* هست! اهمیت کار کردن و چگونگی کارسپاری به بچه ها و تاثیرش در استقلال و تربیت کریمانه. 👌 این دو جلد هرچند عمومیه،ولی بیشتر برای مادرهایی که پسر دارن جذاب و کاربردیه. 😉 و اما جلد دوازدهم و سیزدهم که خوندنش بر هر مادری مستحب موکد، و برای مادران دختردار واجب است!😜 با منم بحث نکنید،خودتون بیاید بخونید تا متوجه منظورم بشید. پس تا دیر نشده در این دوره که کاملااااا رایگان برگزار می‌شه ثبت نام کنید.😊 برای ثبت نام هایلایت دوره مطالعاتی رو ببینید.😉 #مادران_شریف_ایران_زمین #دوره_مطالعاتی #من_دیگر_ما

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن