chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
📖 چقدر برای بچه قصه می گین؟ هر شب؟ هفته ای یک بار؟ ماهی یکبار؟ می دونستین با قصه میشه خیلی از مفاهیم تمثیلی رو برای بچه ها بیان کرد؟ یه قصه ی جدید داریم👇 مجموعه قصه های #گِل_آباد قسمت اول 👈 چِراگو و استاد منتظر قسمت های بعدی باشین... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #قصه #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
15 بهمن 1397 11:17:31
0 بازدید
chamran_kids
🚙 چمرانی های پنج ساله، هر ماه به یک اردو خانگی می روند. اردوی خانگی یعنی بچه ها همراه خاله ها، به خانه ی یکی از بچه ها می روند. هدف از این اردو، این است که مادر ها بتونند با مشورت خاله ها، فعالیتهایی را در خانه برای حدود ۶ کودک طراحی کنند. و می تونن فضای خونه رو برای بازی بچه ها تغییر بدن. فعالیتهایی مثل بازی های مختلف اعم از بازیهای فکری و هیجانی و فعالیتهای مختلف مثل نقاشی، آشپزی و ... . و حتی مکانهای جالب نزدیک خانه را هم به بچه ها نشان دهند. پارک، امامزاده و هر جایی که میتواند بچه ها را سرگرم کند... این کار مادر ها رو برای یک مادر خلاق شدن، یاری می کنه. و یک هدف دیگه هم داره: اینکه بچه ها در همین سن باهم و تحت نظارت ما رفت و آمد می کنن و آسیبهاش براشون از بزرگسالی خیلی کمتره. امیدواریم امسال اردوهای خانگی خیلی پرباری داشته باشیم پر از خاطرات خوب برای بچه ها،مامانها و خاله ها.... #اردو #اردو_خانگی #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
04 دی 1397 10:22:07
0 بازدید
chamran_kids
مدرسه آرزوها(قسمت سوم- معلم برام بیقرار) . "برام" یک پسر بچه کاملا بی قرار است. از آنهایی که هیچ جا بند نمیشوند. از همان هایی که رویاهای زیادی در سردارند و بسیار کنجکاوند. قبل از رسیدن به سن مدرسه، یک دفتر خیلی جالب دارد که هر چیزی را کشف کند اسمش و خود وسیله را داخل دفتر میچسباند، کشفهایش از خود دفتر هم جالبتر است چون هر چیزی را برای اولین بار با آن مواجه شود کشف خودش میداند. آن چیز ممکن است حشره ای باشد یا یک قیچی. به هر حال برام آن را برای بار اول دیده. حالا او روز شماری میکند به مدرسه برود تا چیزهای خیلی خیلی عجیب را یاد بگیرد مثلا زبان مصری. و بالاخره به مدرسه میرود.در تمام روزهای تحصیل برام خودش است باهمان بیقراری،با همان کشفها و با همان کارهای دور از انتظار معلمشان. و این معلم است که مجبور است کلی تلاش کند تا بتواند برام را درگیر فعالیت ها کند. . در یک سال بنا بر حادثه ای برام حضور دو معلم را تجربه میکند آقای فیش معلم اول و پسر جوان دیگری به عنوان معلم دوم. در واقع برام هر دو را به شیوه ی خودش تغییر میدهد اولی را با صدمه های بیشتر و دومی را با خاطرات خوش. برام بی قرار میماند ولی بی قراریش با معلمها و معلمها با کارهای عجیب و غریبش کنار می آیند.با تکان دادن های همیشگی پاهایش ، با بدو بدوهایش و با غرق شدن در خیالاتش... . پ.ن: دیدن فیلم سینمایی برام بیقرار برای همه مفید است. چون هر کسی یک بار در عمرش این فرصت را پیدا میکند، با بچه ای پرانرژی و متفاوت رو به روشود. فرصتی که ممکن است به اندازه چند دقیقه همسفری در مترو باشد یا به اندازه معلمی در یک سال تحصیلی یا حتی به اندازه یک عمر مادری کردن. . #فیلم_سینمایی#مدرسه_آرزوها#معلم_آرزوها #معلم_سخت_گیر#معلم_انعطاف_پذیر#بیش_فعالی #همراهی#آزادی#ارتباط_با_کودک
03 دی 1399 18:24:18
1 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
chamran_kids
این ۵تا قدم ساده و مهم رو از دست ندید😎🤩🎉 . اسم جشن که میاد چشم های بچه ها برق میزنه و کلی براش شوق و ذوق دارند! حالا اگه این جشن ها، تولد امام های مهربونمون باشه چند برابر مهم و شیرین میشه و باید براش برنامه ویژه داشته باشیم... 😊 . اما چیکار کنیم که این شیرینی و اهمیت برای بچه ها پررنگ بشه و به خاطرش لحظه شماری کنند؟ خودتون ورق بزنید و بخونید🤔⬆️ . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و والدینی که میشناسید بفرستید🤗 . #اعیادشعبانیه #جشن#پیشنهاد_فعالیت #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران
16 اسفند 1400 16:57:34
1 بازدید
chamran_kids
. معلم ها کجای زندگی بچه ها هستند؟ و بچه ها کجا زندگی معلم ها؟ . این متن مربوط به زمانی است که عموی پسرهای پیش دبستانی چمران، خودش را به بیمارستان رساند تا احوالی از خانواده ی شاگردش که در کما رفته بپرسد. به سرعت پیام به تمام پایه های مدرسه ارسال شد:👇🏻 "بسم الله الرحمن الرحیم 🛑یا من اسمه دوا و ذکره شفا متاسفانه طی سانحه ای یکی از بچه ها پیش دبستانی حادثه جدی براشون پیش اومده و الان در کما هستند. خواهش میکنم هر چقدر از دستتون برمیاد دعا کنید و بسپارید دعا کنن ان شالله به لطف امام رضا برگردن." و این متن بعد از رفتن همان شاگردش است...👇🏻😔💔 "سلام و عرض ادب خدا ان شالله به خانواده علمی صبر عطا کنه مصیبت خیلی سختیه داغش به دلمون موند و قد کشیدنشو ندیدیم... خاطراتی که یه زمانی میتونستن دلیلی برای شاد بودن باشن الان آیینه دق شدن... خدا بخیر بگذرونه و به دل مادرش رحم کنه." ما چه میدانیم در دل عموی جوان تازه کار چمرانی چه میگذرد؟ وقتی تنهایی و موبایل به دست از این طرف حیاط میدوید آن طرف و با بچه های آن طرف خط تفنگ بازی میکرد، به امید شاد کردن بچه ها بود. بچه هایی که تمام عشقشان این بود هفته ای یکبار بیایند و عمو را ببینند یا تصویرش را در فضای کوچک اسکایپ نگاه کنند. فردا عمو دوباره کلاس آنلاین دارد و این بار غمی بزرگ بر دلش است... تازه عموها، مثل خاله ها خیلی راجع به هر چیزی حرف نمیزنند... عمو ماند و آیدی محمدعلی علمی.....و داغی که برای همیشه بر دلش ماند....داغ بزرگ شدن و قد کشیدن پسر بچه ای سرزنده.... . این متن تقدیم میشود به عموی پیش دبستانی، تمام عموهای چمران و تمام معلم های دنیا که شاگردی را ازدست دادند و داغی بزرگ بر دلشان نشست....داغی که هیچ وقت سرد نمیشود! . پ.ن۱: میشد عکس هایی به شیوه خبرگزاریها گذاشت، از لحظه ای که مادرِ محمدعلی، عموی پسرش را دید، از لحظه ای که پدر محمدعلی و عمو همدیگر را در آغوش گرفتند و زار زدند، از لحظه ای که عموی پیش دبستانی، لحظه ی تدفین شانه هایش لرزید و از لحظه تلقین خواندن که عمو دوزانو روی سنگ ریزه ها نشست... . ولی عکسی نمیگذاریم. نه از عموی پیش دبستانی ها و نه باقی عموها که همه خودشان را به مراسم رساندند و عقب تر از همه ایستادند و خداحافظی بقیه با پسرک را نگاه کردند. خاطره ی ما و عموها با محمدعلی همان خاطرات شیرین کودکی باشد. همان دویدن ها، تیراندازی ها و خندیدن ها.... پ.ن۲: از آن بالا باز هم با عمو تفنگ بازی کن! محمدعلی بدو... عمو منتظرته ها....😭🖤 #معلم_آرزوها #مدرسه_آرزوها#معلم #معلم_داغدار#شاگردان_کوچک#کودکان_پاک
17 فروردین 1400 11:46:43
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. بریم با سرآشپز کوچولو یه چیز خوشمزه درست کنیم😇👆🏻 . با یه آشپزی دیگه از کتاب مائده اومدیم پیشتون🤩 . بعضی غذا ها مثل نرگسی حسابی مقوی هستن و خوردن اون ها باعث میشه تو ماه رمضان قوت بیشتری تو طول روز داشته باشیم🤗 شاید تا حالا این ترکیب ساده و خوشمزه رو درست نکرده باشید اما اینبار با سرآشپز های کوچولو امتحان کنید چون... وقتی خود بچه ها تو تهیه ی افطار و سحر شریک میشن، انگیزه بیشتری برای خوردن غذا دارن و کلی اعتماد به نفس میگیرن😊 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای مامان، باباها و معلم ها بفرستید❗ . #آشپزی#چمرانی_ها#ماه_بندگی #سرآشپز_کوچک#سرآشپز_کوچولو #ماه_رمضان#نرگسی_اسفناج