chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. _چه قدر بازی میکنی چشمات ضعیف میشه!!!🧐 _بسه مادر من! یذره به درس و مشقت برس!🤓 _دوباره برا خودت بازی دانلود کردی؟!!!☹ _من نمیدونم این بازی چی داره شما بچه ها همش سرتون تو گوشیه!😒 . شما هم این جملات ر و زیاد شنیدید و یا استفاده میکنید؟! پس وبینار" سواد بازی"مخصوص شماست❗❗❗ . 👤مدرس: سید علی ساداتی فر ⏰زمان: پنجشنبه ۱۴ اسفند ⏱ساعت: ۸ الی۱۰ صبح ✔قیمت: ۳۷۰۰۰ تومان . مخاطب: مادرها و پدرهای دغدغه مند و معلمین خلاق . ✅سرفصل های وبینار👇🏻 🔸️مقدمه: ١. بررسى حوزه عام سرگرمى (بطور خاص سرگرم آموزى) ٢. مفهوم گیم (game) در مقابل مفهوم پلى (play) ۳.بازی،عنصر متفاوت دنیای رسانه 🔸️طرح دغدغه: ۴. ظرفیت این حوزه در تعلیم و تربیت ۵. نقش این حوزه در ایجاد سبک زندگى کودک و نوجوان 🔸️طرح مسئله: ۶. گیم (Game) عنصر مهم در تاثیر پذیرى نسل جدید ۷. در آینده بستر اصلى حوزه تعلیم و تربیت چیست؟ 🔸️ارائه راهکار: ۸. جهت دهى به نحوه ى مواجهه والدین با این مسئله! ۹. رده بندى بازى هاى رایانه اى در ایران ۱۰. ابزار هاى کنترلى (کنترل نامحسوس) ۱۱. استفاده بهینه از فرآیند بازى ۱۲. تاثیر بازى ها بر ابعاد مختلف؛ مهارتى، دانشى،شناختی و شخصیتى 🔸️معرفى منابع . ⭕برای ثبت نام در وبینار همین حالا به سایت چمرانی ها سربزنید و یا به لینک در استوری مراجعه کنید👇🏻🤗 . Chamraniha.com . #سواد_بازی#بازی#بازی_رایانه_ای #بازی_کامپیوتری# والدین_آگاه #معلم_خلاق #سرگرمی_کودکان#رسانه#تربیت_فرزند#وبینار_آموزشی
09 اسفند 1399 08:24:25
0 بازدید
chamran_kids
⭕قدم دوم . ✅گفتگو کنید و حق انتخاب دهید! . یعنی در خانه، با همسر و فرزندانتان، فرصت گفت و گو را فراهم کنید. . شهید چمران در مدرسهشان در لبنان، گاهی تمام بچه ها را دور هم جمع می کردند تا بچه ها در مورد هر چیزی که دوست دارند صحبت کنند! یکبار نوجوانی را میبینند که تیشرتی به تن دارد و روی آن نوشته شده I love Texas. شهید از همین موضوع برای فرصت گفت و گو استفاده میکند و به آن پسر میگوید: میدانی تگزاس کجاست؟ تگزاس در امریکاست. امریکا همان جاییست که به اسراییل کمک میکند تا به شما اسیب بزند و انسانهای بیگناه را بکشد. . پسر بچه میگوید: من تیشرت دیگری ندارم. شهید میگوید من چندین لباس به تو میدهم که روی تمام آنها عکس اما خمینی (ره) است. . شهید چمران به جای توبیخ و تنبیه این طور فرصت گفت و گو را فراهم کرده بود طوری که آن پسر بعد از چهل سال وقتی این خاطره را تعریف میکرد اشک میریخت . . پس فرصت برون ریزی احساسات را به بچه ها بدهید در مورد هر احساس و تجربه ای . . نکته دیگر؛ فرصت تصمیم گیری و انتخاب است. . این نکته هم به کشف اطرافیان و احساس زندگی جمعی کمک میکند. . این فرصت را به همسر و فرزند خود بدهید مثلا برای مهمانی سه دست لباسی که خودمان صلاح میدانیم را به فرزندمان پیشنهاد بدهیم و بگذاریم خودش انتخاب کند و یا اینکه بعضی روزها او بگوید چه غذایی بخوریم. انتخاب دوست، رشته، انتخاب لباس و خیلی چیزهای دیگر بر عهده ی خود بچه هاست. . این کار ها در طولانی مدت باعث می شود سلیقه های مختلف را ببینیم و کم کم بپذیریم. این پذیرش ما را از روزمرگی ها دور می کند و به جای ماشینی کار کردن، به ما فرصت می دهد نظر دیگران یعنی همسر و فرزندان را در زندگی مان بیاوریم و خودمان را همکاره نکنیم! . 🔷️شما چقدر فرصت گفتگو تو خانواده تون میذارین؟ چقدر به انتخاب های بچه ها اهمیت میدین؟🤔 . #مادری#مادر_موفق#خانواده_خوب #پذیرش#تربیت_فرزندان #والدگری #شهید_مصطفی_چمران #فرصت_انتخاب
18 اسفند 1399 13:37:14
0 بازدید
chamran_kids
ماجرای "خرمای خنده رو" رو بشنوید 🔊😇 . تو این داستان به مهربونی و بخشندگی امام علی (ع) میپردازیم...🖤🌹 اما اینبار از نگاه یه خرما کوچولو و دوستاش که به بچه های یتیم، فقیر و آدم های گرسنه ی شهر بخشیده میشن....👆🏻🙃 . ⭕این پست رو سیو کنید که یادتون باشه با بچه ها گوش بدید و برای دوستان بچه دارتون بفرستید🤗 . #امام_بخشنده #امام_علی_علیه_السلام #شهادت_امام_علی#ماه_بندگی #ماه_رمضان #قصه_مذهبی_کودکانه #قصه_کودکانه
14 اردیبهشت 1400 17:10:12
51 بازدید
chamran_kids
قراره تو این دوره برات از فوت و فن های کار با کودک بگیم😎 . ⁉️تفاوت یه معلم چمرانی چیه؟؟؟؟🤔 . ورق بزن و بخون⬆️ 🔹️تو دوره ی الفبای چمرانی شدن بهت کمک میکنیم بتونی یه معلم خوب، یه تولید محتواگر حرفه ای و یه مشاور کودک عالی بشی😇 . ✅دوره ی الفبای چمرانی شدن، یه فرصت ویژه ست برای شما که به حوزه ی کودک علاقه داری!!! این دوره مخصوص والدین، معلم ها و علاقه مندان کودک هست🤩 . ❗خبر مهم اینه که بعد گذروندن سه مرحله عمومی، تخصصی و کارورزی میتونی در سه بخشِ مربی گری، مشاوره و تولید محتوا با ما همکاری کنی😎 . ✔دوره ی عمومی شامل ۱۶ کارگاه آموزشی هست!!!😊 راستی🧐 ۲ هفته آزمایشی هم داره که میتونی با مجموعه و مباحث بیشتر آشنا بشی، بعدش اگه دوست داشتی تو ۶ هفته دوره مقدماتی همراه ما باشی 😇 . 🌱شروع دوره: ۱ خرداد ماه 🔹️مهلت ثبت نام: فقط تا ۳۱ اردیبهشت ماه . ⭕برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به لینک در استوری سر بزن یا دایرکت بده❗ . ❗❗❗❗این پست رو سیو کن و برای ۵ تا از والدین و معلم ها و علاقه مندان حوزه کودک بفرست یه وقت جا نمونن🤯🤗 . ⁉️به نظرتون معلم های چمرانی چه ویژگی های دیگه ای دارن؟؟؟🤔 #چمرانی_ها #دوره_تربیت_مربی#تولیدمحتوا #دوره_آموزشی #دوره_تربیتی #مربی#مشاور#معلم_های_چمرانی #الفبای_چمرانی_شدن#کارگاه_آموزشی
28 اردیبهشت 1400 15:01:29
0 بازدید
chamran_kids
🌼 کلی از خاطرات بچگی های ما در پارک گذشته. پارکهای محدودی که زمان ما وجود داشت و امکانات محدودتر داخل پارکها چقدر برای ما جذاب و دوست داشتنی بودند. الان پارکها زیاد شده و امکانات داخلش زیادتر. ولی استفاده بچه ها از طبیعت هر روز محدود و محدودتر میشه. به بهانه گرمای تابستان، آلودگی پاییز، سرما و برف زمستان و بارندگی بهار و البته خستگی، بی حوصلگی و اشتغال ما بزرگترها چقدر خوبه که بتونیم برنامه هفتگی پارک رفتن با بچه ها داشته باشیم. شاید لذت بردن ما کمتر از خود بچه ها نباشه، اگر بچه بشیم و فاصلمون رو با اونها کمتر کنیم. پ ن: با مادرهای بچه های ۵ ساله حسینیه کودک رفتیم پارک آزادگان. دویدیم، روی چمنها قل خوردیم، تاب و سرسره سوار شدیم، کاردستی درست کردیم و چندین کار جذاب دیگه. خیلی خوش گذشت. امتحان کنین. #پنج_ساله_ها #اردو #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
17 آذر 1397 15:32:51
0 بازدید
chamran_kids
من معلم نیستم ولی این سالها این نعمت به من داده شد که کنار بچهها و معلمها باشم و ارتباطشان را ببینم. معلمهایی که غذای بچههای ۴و۵ ساله را با مهربانی برایشان جمعوجور میکردند. معلمهایی که بدون هیچ ابراز ناراحتی، لباسهای بچههای کوچک و بزرگ را عوض کرده و در شخصیترین کارهایشان به آنها کمک میکردند. معلمهایی را دیدم که با تب و مریضی شدید به مدرسه آمدند. معلمهایی که نوبت گذاشتند برای سفر اربعین و از علاقه بسیار باارزششان گذشتند. معلمهایی را دیدم که پابهپای بچهها میدوند، از بلندیها بالا میروند و بچگی میکنند تا بچهها نشاط پیدا کنند. معلمهایی را دیدم که به عیادت بچهها میروند، پابهپای مشکلات خانوادگی بچهها اشک میریزند، از هزینه خودشان برای بچهها هدیه میخرند و با ذوق تمام کادوهایشان را تقدیم بچهها میکنند. معلمهایی را دیدم که از راههای دور و نزدیک، بچه به بغل، با سختی و با نیتهای خوب و پاک به مدرسه آمدند و هروقت لازم شد اضافهتر ماندند تا کار بچهها زمین نماند. معلمهایی که به مدرسه کمک کردند، کلاس آنلاین برگزار کردند، تمام کارهایی را که سختشان بود و بلد نبودند یاد گرفتند تا ذرهای در رشد بچهها وقفه نیفتد. من این فرصت را داشتم کسانی را در این سالها ببینم که از خودشان گذشتند تا بچهها بهتر بزرگ شوند. کسانی که از وابسته بودن بچهها به خودشان ناراحت نبودند و سعی کردند کمک کنند بچهها با کمال آرامش ذره ذره قد بکشند. خدارا شکر میکنم که در این مدت معلمهای زیادی دیدم و معلمهای زیادتری داشتم! معلمهای چمران، دختران و پسران شهید چمران، خواهران و برادران من، با هیچ واژهای و با هیچ هدیهای هیچوقت نخواهم توانست ذرهای از چیزهایی که به من یاد دادید را جبران کنم چه برسد به عمر و جوانی که پای بزرگشدن تک تک بچهها گذاشتید دعا میکنم عمرتان پربرکت باشد و این نعمت تا مادامی که هستید بر سرتان مثل باران بهاری تند و باحرارت ببارد.
12 اردیبهشت 1399 17:59:12
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری