پست های مشابه

madaran_sharif

. #پ_بهروزی . شاید شما هم مثل ما فکر کنید مهم‌ترین چالش بعد از حذف تلویزیون📺، پر کردن جای خاليشه!😬 . در واقع اینطور نبود!😯 مهمترین چالش، طبق معمول #حرف_مردم بود! از فامیل تا دوست و همسایه! . همه مدل حرفی😏 البته خوب بود... باعث می‌شد دقیق‌تر به تلویزیون و معایب و محاسنش(؟) فکر کنیم. - شما که از دنیا عقبید!😴 خبر ندارید ملت چه استعدادهایی دارن جدیدا!😒 - اخبار نمی‌بینید؟؟مثل اصحاب کهف مي‌شيدا! - حوصله‌تون سر نمی‌ره؟! - اینجوری بچه حریص می‌شه! خونه بقیه مثل عقده‌ای ها رفتار می‌کنه!😮 - شما صورت مسئله رو پاک کردید! مدیریت کنید براش!😎 . حتی بچه‌ها:😕 . - خاله! چرا نمی‌ذاری محمد کارتون ببینه؟😒 گناه داره خب!😢 بچه‌ها خیلی کارتون دوست دارن😍 . ما قصد نداشتیم دیگران رو متقاعد کنیم! در واقع اگر می‌خواستیم باید ⁦👈🏻⁩۳۷۰ صفحه جلد پنجم "من دیگر ما" رو می‌خونديم براشون😄 ⁦👈🏻⁩حداقل جلسه اول مبحث کنترل ذهن حاج‌آقا پناهیان رو می‌دادیم گوش کنن!😁 ⁦👈🏻⁩به‌علاوه سه ساعت صوت دکتر اسماعیلی درباره جایگاه رسانه در تربیت اسلامی! و چندین سخنرانی و تحلیل دیگه در مورد رسانه (خصوصا 📺)😅 . پس برای اینکه بندگان خدا رو از نگرانی در بیاریم با لبخند😊 و جملات کوتاهی مکالمه رو تموم می‌کردیم. . - چیزایی که دونستنش به درد دنیا و آخرتمون می‌خوره، از راه‌های دیگه هم بدست میاد😊 - والا حوصله‌مون که سر نمی‌ره! وقت کم میاریم حتی! - یکی از بخش‌های خبری رو دانلود می‌کنیم و می‌بینیم که فقط همون ده دقیقه یک ربع زمان می‌بره... بدون مقدمه و موخره😁 -فعلا جمع کردیم تا این نیاز کاذب برای محمد ایجاد نشه! . درواقع هنوز تلویزیون مسئله نشده! هر وقت به هر دلیلی خواست براش میاریم دوباره و اون‌وقت سعی می‌کنیم مدیریت کنیم. میتونم بگم "حذف تلویزیون از ابتدا برای کودک" بخشی از مسير "مدیریت تلویزیون" بود برامون. . - خاله جون محمد هنوز نمیدونه کارتون چیه! هروقت شناخت و خواست براش می‌ذاریم. پ.ن۱:حذف تلویزیون از جهتی کار رو برام راحت کرد! چون اصلا نبود که بخوام زحمت مدیریتشو بکشم! و از طرفی گذاشتن محمد جلوی تلویزیون، تنبلانه‌ترین گزینه ممکن برای ساکت کردنش بود! متناقض‌ترین جمله‌ای که تو عمرم گفتم همین بود😅 . پ.ن۲: تنها کسی که با ما هم نظر بود😍 یکی از اقواممون بودن که از سوئیس اومدن ایران چند روزی!😯 خیلی تعجب کردم که نمی‌ذاره پسر ۵ ساله‌ش تلویزیون ببینه! دليلشو پرسیدم، گفت خیلی بده بچه عادت کنه بشینه یه جا و سرگرم بشه! . پ.ن۳:باز هم ادامه دارد..این تازه چالش اول بود😵 . . #تلویزیونی_شدن #مادران_شریف_ایران_زمين

01 مرداد 1399 16:40:08

0 بازدید

madaran_sharif

. #قسمت_نهم . #ز_فرقانی (مامان چهار فرزند ۱۲ساله، ۷.۵ساله، ۵ساله و ۳ساله) . هر چی تعداد بچه‌ها بیشتر شد، انجام فعالیت‌های دیگه برای من آسون‌تر شد. بعد از فرزند چهارم علاوه بر کارهای باشگاه طنز، کلاس‌های شعر و نویسندگی رو هم شرکت کردم.😉 . مجردهای کلاس، از حجم تکالیف شکایت می‌کردن. ولی من فکر می‌کردم مغز آدم تو فشار، بهتر کار می کنه و ناخودآگاه بهتر می‌تونی مدیریت کنی و از این جهت مخالفتی نداشتم. البته برکت معنوی قدم بچه‌ها هم بود.🧡 . اکثر کارهای مجازی رو با گوشیم در طول روز کنار بچه‌ها انجام می‌دادم و اونا هم مشغول بازی بودن. کارهایی رو هم که نیاز به تمرکز داشت می‌ذاشتم برای بعد از خواب بچه‌ها، روزهای عادی حدود ۳ ساعت بعد از خواب شب بچه‌ها و بعد از نماز صبح بیدار می‌موندم و در طول روز اگه فرصت می‌شد کمی می‌خوابیدم که همون کلی سرحالم می‌کرد.👌🏻 . گاهی هم به خاطر محفل چند شب رو کامل بیدار می‌موندم، که با سردرد و اذیت همراه بود ولی هزینه‌ای بود که برای کارم که می‌دونستم ارزشمنده و بهش علاقه داشتم، می‌پرداختم.😇 روزهای محفل و جلسات کلاس همسرم یا برادرم که با ما زندگی می‌کرد، بچه‌ها رو نگه می‌داشتن و یا همه باهم می‌اومدن تو محفل شرکت می‌کردن. گاهی هم که کسی نبود پرستار می‌گرفتم. . برای کارهای خونه، سر بچه‌ی اول خیلی روی تمیزی و مرتب بودن خونه حساس بودم و خب از بیکاری هم بود که به جون خونه می‌افتادم،🙈 اما خداروشکر همسرم تو این زمینه حساسیتی نداشتن. حساسیت خودمم بعد بچه‌ی دوم بهتر شد. ولی کمردرد داشتم و نمی‌تونستم کار سنگین بکنم. برای همین هم به وقت نیاز برای کارهای خونه از کسی کمک می‌گرفتم و می‌گیریم. . . حدود ۳ سال و نیم به همین منوال گذشت، تا چند ماه پیش... روحیه‌م شکننده و حساس شده بود.😓 بی‌دلیل گریه می‌کردم و فشار کار رو روی خودم و زندگیم حس می‌کردم و کارهامم خیلی خوب پیش نمی‌رفت. . تا اینکه متوجه بارداری شدم و البته این بار با سری‌های قبلی از نظر روحی خیلی متفاوت بود. احتمالا پنجمین بچه‌م شاعر یا فیلسوف می‌شه!😅 . کار طنز مخصوصا طنز سیاسی اینطوریه که باید مرتب اخبار رو چک کنی و تلخی خبر رو بگیری و رسوب بدی درون خودت و بعد حرفت رو بریزی توی قالب طنز و تحویل مخاطب بدی. اما حالا چند وقته من حتی با شنیدن اخبار معمولی روز، به هم می‌ریزم و دکتر هشدار داده که سلامت بچه با این استرس‌ها ممکنه به خطر بیفته. . فعلا از محل کارم مرخصی گرفتم تا وضعیتم بهتر بشه.👌🏻 . . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

01 دی 1399 17:03:38

0 بازدید

madaran_sharif

. موقع اذان صبح بود که محمد مهدی کوچولوی⁦👼🏻⁩ ما چشماشو👀 به این دنیا🌍🔆 باز کرد. . چقدر اون لحظه شیرین🍯 بود و من احساس خوشبختی می‌کردم😌 و احساس سبکی زیاد از به سلامت زمین گذاشتن این بار⁦.🤲🏻⁩ . خودم رو خیلی نزدیک به خدا حس می‌کردم... خلاصه اصلا اون لحظه قابل وصف نیست...😊 ان‌شاءالله قسمت همه‌ی خانوما بشه⁦🤲🏻⁩ وقتی اومد بغلم اول از همه بهش سلام کردم🥰 و مثل یه آدم بزرگ باهاش حرف زدم. . . خیلی نگذشته بود که احساس خوشبختی تبدیل به سردرگمی شد.😩 با هر گریه پسرم ترس😱 برم می‌داشت و هول می‌شدم. کتاب تربیتی📚 نخونده بودم و عذاب وجدان داشتم⁦.🤷🏻‍♀️⁩ . از همون موقع شروع کردم به مطالعه⁦👌🏻⁩ اول از کتاب های من دیگر ما شروع کردم.📚 یه مقداری هم با مطالعه‌های جسته و گریخته توی فضای مجازی و آشنایی با صفحات و کتاب‌های مختلف تربیتی مطالعه‌م قوت گرفت.💪🏻 . محمد مهدی هم روز به روز بزرگتر👦🏻می‌شد، باهم کتاب میخوندیم📓 بازی می کردیم⚽️ و زندگی شیرین‌تر🍭 می‌شد.😀 . تازه داشتم تو مادری راه می‌افتادم و محمد مهدی از نوزادی در می‌اومد و ۴ ماهه شده بود که چشم👀 چپم تار شد.😶 . اوایل وقتی به بقیه می‌گفتم همه چیز رو مه آلود🌫 می‌بینم، باوشون نمی‌شد...⁦🤷🏻‍♀️⁩ تا اینکه ۲۰ روز بعد... . داشتم تلویزیون📺 نگاه می‌کردم که اتفاقی مستندی در مورد یه بیماری پخش می‌شد...🤒 حس کردم چقدر علائمش شبیه علائمیه که من دارم.🤱🏻 . رفتم شیراز و اولین کاری که کردم بینایی سنجی بود. شماره‌ی چشم👀 چپم ۹ از ۱۰ شد یعنی من ۰.۹ بیناییم رو نداشتم.😱 . دستور بستری و مصرف کورتون و قطع شیردهی صادر شد.😪🏥 (آخرین باری که به پسرم شیر دادم رو یادم نمی‌ره، انگار اونم فهمیده بود آخرین باره، بغض کرده بود و به زور شیر می‌خورد‌.😓😥) . بعد از آخرین شیر رفت خونه‌ی بابابزرگش و منم راهی بیمارستان🏨 شدم. . روزهای سختی بود...🤒 من بستری، همسرم در سفر بین قم و شیراز و محمدمهدی هم آواره. و سخت‌تر از همه تحمل سوالای ملاقاتی‌ها که مثلا بنظرت محمدمهدی تو رو یادش میاد؟!😒 . بعد از اتمام دوره‌ی بستری، رفتم پیش متخصص مغز و اعصاب و اولین سوالم این بود: + من ام‌اس گرفتم؟ جواب مثبت بود😞 . . #ز_م_پ #قسمت_چهارم #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

27 خرداد 1399 16:44:19

0 بازدید

madaran_sharif

. #ط_اکبری (مامان #رضا ۶سال و ۴ماهه، #طاها ۵سال و ۲ماهه، #محمد ۲.۵ساله) . کم‌کم احساس ضعف تو پاهام کردم اما قنوتش همچنان ادامه داره! خدایا خاله بیتا... عمو... خاله شیرین... مامان جون... پرستارا... . قرار شده هر وقت دعاهاش تموم شد بلند صلوات بفرسته تا هم‌زمان بریم رکوع. محمد کوچولو میاد تو اتاق و با ماشینش از رو پای رضای دست به قنوت، رد می‌شه! پقی می‌زنه زیر خنده و سریع خودشو جمع و جور می‌کنه.😅 تو سجده هم می‌شینه رو سرش! بازم تلاش می‌کنه همچنان مودبانه به نمازش ادامه بده... نماز تموم شد. پهن زمین شد و بلند بلند خندید و کلی محمد رو قلقلک داد😁 بغلش کردم و بهش گفتم ایول مرد! چقدر بهش افتخار کردم❤️ چقدر به نمازش حسرت خوردم... چه خوب موهاش و لباسشو مرتب می‌کنه واسه نماز. همون رضا که چند دقیقه پیش تو خاک قل می‌خورد😆 چه زود گذشت... دیدن بزرگ شدن رضا تحمل سختی و اذیت‌های کوچیک‌ترا رو برام آسون‌تر می‌کنه، منو امیدوارتر می‌کنه، امیدوار به لطف و عنایت خدا که ان‌شاءالله در آینده هم بتونم بهشون افتخار کنم. . یادمه اون اوایل وقتی "مامانِ رضا" صدام می‌کردند بهم برمی‌خورد! مگه من خودم اسم و هویت ندارم؟! اما الآن از خدااامه یکی بیاد و بهم بگه "مامانِ رضا" 😍 . . پ.ن: برای اینکه نماز برای فرزند ملکه بشه بهتره از ۷ سالگی با رعایت اصول شروع کنیم. من و رضا به لطف خدا، مدتیه باهم نماز می‌خونیم.😊 . . #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

08 دی 1399 16:26:30

0 بازدید

madaran_sharif

. سلام دوستان.✋🏻 یادتونه چند روز‌ پیش گفتیم برای صحبت در مورد فعالیت‌های مادران شریف رفته بودیم شبکه سلامت؟😉 و حالا این، فیلم اون روز. فردی که با مجری گفتگو می‌کنه خانم شکوری مدیر جمعیت مادران شریف ایران زمین اند. وسط برنامه هم گزارشی هم از دورهمی مادران شریف پخش می‌شه که در اون خانم‌ها باغانی، عارفی، محمدی و خود خانم شکوری حضور دارن.🌺 به همراه تعدادی از بچه‌ها👶🏻👦🏻 اگه دوست دارید بیشتر در مورد ما بدونید، از دستش ندید.😉 #معرفی #ا_باغانی #پ_عارفی #ه_محمدی #پ_شکوری #سلام_دنیا #شبکه_سلامت #مادران_شریف_ایران_زمین

27 آبان 1400 13:13:50

1 بازدید

madaran_sharif

. اولین جرقه‌ی #عارفانه_های_مادری برای من از این قضیه شروع شد که فهمیدیم همسایه‌ی طبقه‌ی پائینیمون از سر و صدای کوبیدن 🎶 ظرف و ظروف و تکون دادن میز و صندلی روی سرامیکای کف خونه! شاکی اند😤 و به صاحب‌خونه‌مون هم اطلاع دادن و صاحب‌خونه هم به طور تلویحی گفت که بهتره برای سال بعد، دیگه از اینجا بلند بشین!😐 . از اون به بعد بابایی⁦🧔🏻⁩ با دقت بسیاری مواظب گل پسری⁦👦🏻⁩بود.🤭 اونو از هر رفتار کوچیکی که سرو صدا برای پائینی‌ها ایجاد کنه به شدت نهی می‌کرد (خصوصا بازی با ظرف و ظروف🍴⁦🍽️⁩ آشپزخونه) گل پسری هم که از این عکس‌العمل‌ها لذت می‌برد🤩 با شدت و حدت بیشتری به کارش ادامه می‌داد! 👻 . بالاخره بعد چند روز، صبر همه‌مون تموم شد و طوفانی به پا شد!😠 گل پسری که از این همه محدودیت و عصبانیت‌های ناگهانی ما خسته شده بود😥 بغضش ترکید و اشکش جاری شد!😫 . در یک لحظه به ضعف و عجز بی‌نهایت گل پسری فکر کردم😟 بغلش کردم و ناخودآگاه گفتم: نگاش کن چقد بی‌پناه و ضعیفه!😓 دلت میاد چنین موجود ضعیف و مظلومی رو دعوا کنی؟!🗣 . . در همون حین به این فکر افتادم که ما آدم بزرگ‌ها چقدرررر با همین جهل و نادونی بی‌نهایتمون کارهای اشتباه اندر اشتباه زیادی تو دنیا کردیم،😣 که حتی شاید خشم و غضب پروردگارمون رو هم برانگیخته باشیم. و چقدر هم ضعیف و بی‌پناهیم😭 و محتاج رحم و غفران😓 . و چقدر خوبه که خدایی داریم که کمال حلم و رحم و غفرانه...💞 و همین رحم و خطاپویشی و مداراست که باعث رشد می‌شه! 😇 . کاش ما هم جلوه‌ی رحمت خدا برای بچه‌هامون باشیم...👩‍👧‍👦 . . پ.ن۱: الحمدلله خیلی زود برای راحتی اعصاب خودمون، همسایه‌مون و گل پسری خونه‌مون رو موکت کردیم🤩 (که تو عکس هم معلومه) هم خودمون خیلی حس بهتری به خونه‌ی موکت شده پیدا کردیم😉 هم به گفته‌ی همسایه پائینیمون سروصدا کمتر شده⁦👌🏻⁩ . پ.ن۲: ماه مبارک رمضان بهترین فرصته که در خلال مادری‌هامون بیشتر و بیشتر به رحمت و مغفرت خدا پی ببریم که چقدر در برابر جهل و ضعف بسیار زیاد ما، صبور و بخشنده‌ست. . #ف_قربانی #سبک_مادری #عارفانه_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

03 اردیبهشت 1399 16:14:01

0 بازدید

مادران شريف

0

0

سلام🌷 . آیا از نامرتبی خانه‌ی خود رنج می‌برید؟! آیا هر روز خانه‌تکانی می‌کنید ولی جا برای راه‌رفتن هم نیست روی زمین؟! . نگران نباشید!😎 ما هم مثل شما هستیم😆⁦💪🏻⁩ . حالا ببینید خانواده‌ی دوازده نفره‌ی فیلدز این بحران رو چطور مدیریت کردند؟! . می‌دونم که شما هم با دیدن این کلیپ تنها نکته‌ای که ذهنتون رو مشغول می‌کنه اینه که ۲۵۰۰ فوت مربع ، چند متر مربع می‌شه؟!😅⁦👌🏻⁩ . جواب رو خودم می‌گم⁦👇🏻⁩⁦👇🏻⁩ . خونشون ۲۳۰ متر مربع هست. . حالا با فراغت خاطر کلیپ رو ببینید! . باشد که رستگار شویم 😍⁦👏🏻⁩ . . #مادران_شریف_ایران_زمین #کلیپ #ترجمه #زیرنویس #خانواده_پرجمعیت #خانواده_چندفرزندی #پ_بهروزی #ا_باغانی #ف_محرم‌زاده

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

0

سلام🌷 . آیا از نامرتبی خانه‌ی خود رنج می‌برید؟! آیا هر روز خانه‌تکانی می‌کنید ولی جا برای راه‌رفتن هم نیست روی زمین؟! . نگران نباشید!😎 ما هم مثل شما هستیم😆⁦💪🏻⁩ . حالا ببینید خانواده‌ی دوازده نفره‌ی فیلدز این بحران رو چطور مدیریت کردند؟! . می‌دونم که شما هم با دیدن این کلیپ تنها نکته‌ای که ذهنتون رو مشغول می‌کنه اینه که ۲۵۰۰ فوت مربع ، چند متر مربع می‌شه؟!😅⁦👌🏻⁩ . جواب رو خودم می‌گم⁦👇🏻⁩⁦👇🏻⁩ . خونشون ۲۳۰ متر مربع هست. . حالا با فراغت خاطر کلیپ رو ببینید! . باشد که رستگار شویم 😍⁦👏🏻⁩ . . #مادران_شریف_ایران_زمین #کلیپ #ترجمه #زیرنویس #خانواده_پرجمعیت #خانواده_چندفرزندی #پ_بهروزی #ا_باغانی #ف_محرم‌زاده

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن