پست های مشابه

madaran_sharif

. #ف_جباری (مامان زهرا ۲ سال و ۲ ماهه) . مثل همیشه توی مهمونی کاری با غذا نخوردن زهرا نداشتم. - باید غذای بچه رو با ترفند و بازی بدی. خودش که نمی‌شینه بخوره!😏 - اووه من اصن حوصله این همه تلاشو ندارم.😀 - انقدر سرتو شلوغ کردی که وقت و #حوصله برای بچه‌ت نداری!!😒 . . اون شب باز تو چند صحنه دیگه همه‌ی اعضای خانواده سعی کردن بهم بفهمونن که به نظرشون من به خاطر فعالیت‌های فراتر از مادریم، تبدیل به یک مادر بی‌کفایت شدم و متاسفانه این ماجرا ادامه پیدا کرد.😑 . همین شد سرآغاز چند ساعت گریه و چند روز بی‌حوصلگی و #مشورت و گفت‌و‌گو با همسر و چندین هفته تفکر.🥺😞 حسم این بود که باید قید #خانواده و #حمایت‌هاشونو بزنم و زندگیم رو #تنهایی به دوش بکشم و به انزوای عمیق و طولانی فرو برم...😪 . که خداروشکر همسرم نذاشتن این ماجرا کش پیدا کنه و تنهایی رفتن برای خانواده در باب "برداشت‌های ناصوابشون از زندگی ما" منبری اجرا کردن!😅 . . سعی کردیم نگرانی‌هاشون در مورد خودمون رو درک کنیم و تصمیممون این شد که طوری پیششون رفتار کنیم که تا جای ممکن هیچ فکر منفی‌ای به ذهنشون خطور نکنه! مثلا وقتی پیششونیم گوشی دستم نگیرم! زهرا رو تنها نذارم برم تو اتاق! هیچ گونه خستگی‌ای توی چهره‌م نباشه! و هیچ شکلی از ناملایمت یا بی‌توجهی به زهرا رو جلوشون نداشته باشم و در بشاش‌ترین حالت‌هام باشم! . حالا که از #قضاوت‌ها در امان نیستیم، باید جوری زندگی کنیم که خودمون رو از مورد قضاوت غیرمنصفانه قرار گرفتن در امان نگه داریم.😊 . #اتقوا_من_مواضع_التهم (رسول الله صلی الله علیه) . . پ.ن: حالا بیاین یه کم در مورد این مشکل مامانا صحبت کنیم... ما انگار محکوم به جنگیم 🤺 بعضیامون بجنگیم تا بگیم مادری و خانه‌داری حقیر نیست، بعضیامون هم بجنگیم که نشون بدیم مادری که فعالیت‌های غیر از مادری داره بی‌کفایت نیست...🙄 با دوتا سوال شروع کنیم: . ❓اگه زن فعالیت‌های غیر از مادری رو کنار بذاره، پرانرژی‌تر و صبورتر می‌شه؟ ❓می‌شه تاثیر وضعیت جسمی و کم‌تر خوابیدن رو بر میزان صبر و حوصله‌ی مادر انکار کرد؟ . . #رونوشت_های_مادری #اشتغال_بانوان #مادر_شاغل #خانه_داری #کنشگری #مادران_شریف_ایران_زمین

01 آذر 1399 16:15:06

0 بازدید

madaran_sharif

. #م_تبیان (مامان #علیرضا ۴/۵ ساله و #محمد_پارسا ۲/۵ ساله ) . - سخت نیست؟؟ این سؤال رایج از یه شاگرد اول دانشگاهه، یا برنده‌ی جایزه بهترین بازیگر، یا... می‌تونه هم سؤال رایج از من باشه!😄 یه مادر با بچه های شیر به شیر⁦👦🏻⁩⁦👶🏻⁩ . 🎥تازه عروس بود که پرسید👰🏻 احتمالا منتظر بود که بگم: "نههههه اصلاااااا... بچه‌ی دوم خودش می‌خوابه، خودش غذا می‌خوره، خودش به حرف می‌افته، کلا خودش برای خودش بزرگ می‌شه!!!" . منِ درونی‌ام با چاشنی عصبانیت⁦🙍🏻‍♀️⁩ گفت: "خب معلومه که سخته، بچه‌داری که پر از سختیه، پس معلومه که دوتا بچه از یکی سخت‌تره! اونم دوتا قد و نیم‌قد، پشت سر هم." . اما منِ بیرونیم خیلی متین و موقر جواب داد: "بله سخته، ولی شیرینه و شیرینیش هم بیشتر از تک‌فرزندیه. و البته به نفع بچه‌هاست که در کنار هم بزرگ بشن.👬 پس اگر برای راحتی خودتون می‌پرسید، می‌گم یه کم فاصله بدین که زیاد خسته نشید، ولی اگر برای فرزندتون بپرسید می‌گم هرچه زودتر به فکر هم‌بازی کودکی و همراه بزرگیش باشید.🤾‍♂️🤸‍♂️ قطعا خدا هم در این مسیر به شما کمک می‌کنه؛ ضمن اینکه در آینده لذت داشتن یک خانواده‌ی گرم و صمیمی همه‌ی خاطره‌های سخت رو از ذهنتون پاک می‌کنه"👨‍👩‍👦‍👦 . 😌 از حرفام لذت برد و حتی تصدیق کرد⁦👌🏻⁩ اما با یادآوری سختی‌های چندفرزندی دوباره منصرف شد!!!⁦🤦🏻‍♀️⁩ . یک مثال ویژه سرآشپز براش زدم: "شما می‌تونید برای ناهارتون تدارک نیمرو🍳 ببینید، یا قرمه سبزی🥘. زحمت این کجا و آن کجا... لذت این کجا و آن کجا!!!😋" و اصلا مگر لذتی در دنیا هست که بدون سختی بدست بیاد؟؟؟🤔 . بعد خیلی سریع فرد را به خدا سپردم، از منبر پایین آمدم و به پسرانم پناه بردم⁦👩‍👦‍👦⁩ . . #سبک_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

15 مرداد 1399 15:26:35

0 بازدید

madaran_sharif

. #قسمت_دوم گفتگو با سرکار خانم حائری شیرازی💐 قریب دو ساعت نشستیم پای صحبت های ایشون و واقعا لذت بردیم.😍 مادری با چهار فرزند،جامعه شناسی خونده ،و در اندیشه علوم انسانی اسلامی👌 اینکه چطور در دل سختی های زندگی به آرامش رسیدن قله بحث بود حقیقتا. دیدن این قسمت رو از دست ندید.👌 #مادران_شریف_ایران_زمین #حائری_شیرازی #لایو

11 تیر 1401 21:07:17

5 بازدید

madaran_sharif

#قسمت_اول ازدواجی نبودم، شایدم بودم! تو تصور #شغل و #فعالیت‌های آینده اما، همیشه به زندگی متاهلیم فکر می‌کردم. شاید برای همین پزشکی رو از گزینه‌هام کنار گذاشته بودم. سوم دبیرستان بودم اما دقیقا نمی‌دونستم چی رو بذارم تو اولویت🤔 یه دوست خوب تو دبیرستان باعث شد کمی به چشم اندازهای دورتر نگاه کنم. . یه روز که سر کلاس المپیاد شیمی، درختِ تویِ حیاط رو از پنجره نگاه می‌کردم، فهمیدم این روح بی‌قرار برای یک عمر وقت گذاشتن رو مولکول‌ها نیست. . اون روزا صحبت‌های آقای خامنه‌ای در مورد علوم انسانی اسلامی هم ذهنمو قلقلک می‌داد.😅 شایدم دلم شغلی از جنس انسان، با سوالای سخت و باز-پاسخ می‌خواست. این شد که پیش‌دانشگاهی از فرزانگان زدم بیرون و رفتم به سوی #انسانی، سال بعدش هم شدم دانشجوی روان‌شناسی بالینی دانشگاه تهران 💪🏻، صندلی بغلی همون دوست دبیرستانم. . . می‌دونستم تو دوره‌ی دبیرستانم، چند نفری ما رو از خانواده خواستگاری کردن🙈 (چنننند البته نه😄، خیلی کم)، ولی انقدر برامون بدیهی بود الان وقت فکر کردن به این چیزا نیست، که کلا صحبتی سرش نبود.😜 . تا روزي كه موبايلم زنگ خورد و صدای بمی گفت: از سازمان #سنجش تماس می‌گيرم😁 و یهو همه یادشون افتاد فلانی چه دختر خوبیه! . خلاصه ترم ۱ و ۲ دانشگاه به بررسی خواستگارها گذشت. مثل یک تیم تحقیقاتی حرفه ای عمل می کردیم🔍 و بالاخره کیس مد نظر خودش رو اسفند ماه نمایان کرد. البته با تفاوت‌های قومی، فرهنگی، زبانی، ولییی با نزدیکی‌های اعتقادی، دغدغه‌ای، #فکری و #اخلاقی... بابام روحانیه، از اون خیلی خوش اخلاقا، برای #مهریه گفتن برین دو تایی تو اتاق، صحبت کنید و مهریه رو تعیین کنید. ولی بگم طبق آیه فلان و ... (یه منبر بیست دقیقه‌ای در لغت‌شناسی و معنای مهریه... که خودش پستی جداگونه می‌طلبه😉) ما هم رفتیم و با 5 تا سکه اومدیم بیرون.😄 آقاجون خندید و مبارک شدیم❤️ . 6 ماه بعد هم با ماشین گل زده‌ی آقاجون رفتیم خونه آرزوهامون❤️، با فاصله ای حدود 18 منطقه‌ی تهران برای من⁦ و 16 تا پله بالاتر برای همسرجان⁦ . زندگی متاهلی-دانشجویی و درس و مشق نوشتن‌های دو نفری شروع شد. من دانشجوی ترم دوم #کارشناسی بودم (اونم یه رشته علوم انسانی که به گواه شاهدان عینی، بخور بخواب حساب می‌شه😏😄) و همسر جان دانشجوی ترم 4 دکترای #شریف (این هم ربط ما به اسم پیجتون)، در هول و ولای آزمون و نوشتن پروپوزال و البته شغل!😵 . ❗ادامه را در قسمت نظرات بخوانید❗ . #ط_خدابخشی #روانشناسی_بالینی_دانشگاه_تهران۹۱ #پست_مهمان #تجربیات_تخصصی #قسمت_اول #مادران_شریف

23 آذر 1398 18:38:49

0 بازدید

madaran_sharif

. #قسمت_دوم #م_ک(مامان چهار پسر ۱۰ساله، ۸ساله، ۶ساله و ۳ساله) مدرسه‌ی فرزانگان می‌رفتم. سال آخر حسابی به کنکور چسبیدم و الحمدلله با تلاش و دعای پدر و مادر که هرچی دارم از اونه، نتیجه‌ی خوبی گرفتم.👌🏻 به همممه‌ی رشته‌ها علاقه داشتم.😅 از بچگی هم دوست داشتم معلم بشم! متاسفانه تو مدرسه بچه‌ها اونقدری رشد نمی‌کنن که بتونن تصمیم درستی بگیرن! هدایت تحصیلی و استعدادیابی هم که یا اجرا نمی‌شه یا خیلی ضعیف! در نهایت مهندسی برق دانشگاه شریف رفتم! سال ۸۵ با ورود به محیط اجتماعی دانشگاه و دیدن سال بالایی‌ها و اساتید تا حدی فضای اینکه باید مرزهای علم رو جابه‌جا کنم شکست!😁 و دیدم مسائل دیگری هم تو جامعه وجود داره که ما تا به حال خیلی بهش دقت نمی‌کردیم. برای همین هم‌زمان وارد فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ی گروه‌های دانشجویی شدم. اما همچنان درسم اولویت داشت. خلاصه، اونجا فضای رشد اجتماعی برام فراهم بود، البته به مسائل خانواده و مادری خیلی کم پرداخته می‌شد. سال ۸۸، یک ترم تا پایان درسم مونده بود، که از طریق یکی از دوستان متاهلم به همسرم معرفی شدم. ایشون اهل بیرجند و ترم آخر مهندسی عمران شریف بودن و تو بخش اجراییِ حوزه‌ی دانشجویی، مشغول به کار پاره وقت. بعد از مراسم خواستگاری و تحقیق و... همه چیز برای ازدواج ما نسبتا خوب و منطقی به نظر می‌رسید، ولی نمی‌دونم چرا مردد بودم!🤨 بعد از خطبه‌ی عقد، همسرم یک جلد قرآن به من هدیه دادن. اونجا بود که یخم باز شد.😄 و این معجزه‌ی خدا رو که بین زن و شوهر مودت قرار می‌ده، حس کردم.☺️ مراسم عروسی رو ساده برگزار کردیم تا دیگران هم تشویق بشن و جرئت ازدواج پیدا کنن! مراسم نسبتاً کوچیکی بود. چون اقوام همسرم شهرستان بودن و زیاد نمی‌تونستن بیان. ماشین عروسمون پراید بود و گل هم نزدیم! نمی‌خواستیم همه تو خیابون نگامون کنن.😁 و آتلیه هم خلاصه شد در ده تا عکس با ژست‌های ساده و معمولی.😅 #مادران_شریف_ایران_زمین #تجربیات_تخصصی

13 تیر 1400 17:06:05

0 بازدید

madaran_sharif

گروه مادران شریف ایران زمین اسممون الآن اینه😊 . دوستی‌هامون، تو دانشگاه شکل گرفت. توی اردوها و فضاهای فوق برنامه😀 کم‌کم وارد نقش‌های جدید خانوادگی شدیم. . ازدواجمون اکثرا دانشجویی بود. #دانشجویی به معنای واقعی! هم در زمان دانشجویی و هم #ساده و دانشجویی!🎓 . از قبل #ازدواج، وقتی می‌خواستیم به آینده خانوادگی‌مون فکر کنیم، خودمونو با پنج شش تا بچه قد و نیم‌قد که باهم بازی می‌کنن و می‌خندن، می‌دیدیم.😄 . بعد ازدواج، ارتباطمون رو با همدیگه، از طریق فضای مجازی، حفظ کردیم و دغدغه‌هامونو به اشتراک گذاشتیم. . دغدغه‌هایی مثل روش‌های برنامه‌ریزی و مدیریت زمان⏱ راه‌کارها و تجریبات به‌دردبخور در زمینه‌های مختلف، رسالت و وظیفه‌ی خودمون به عنوان مادران #فارغ‌التحصیل و #دانشجو، #تربیت_خانواده‌محور بحران پیری آینده‌ی کشور و ... . #فرزندآوری هم همیشه یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هامون بود😌 . حالا چند ماهی هست که تعدادی از ما، تصمیم گرفتیم توی این راه جدی‌تر قدم برداریم💪🏻 . می‌خوایم نشون بدیم که چطور می‌شه هم یه خانواده کامل و شاد داشت و هم فعالیت‌هایی فراتر از مادری انجام داد؟ اصلا آیا می‌شه؟ اونجاهایی که سخته به هم #راه‌کار نشون بدیم💡 و #امید و #انگیزه بدیم😃 . و اونجاهایی که #موانع هست مطالبه کنیم و برای رفع موانع قدم برداریم؛ . و در این راه از نظرات همه مامان‌هایی که قصد دارن خانواده بزرگی داشته باشن و در عین حال خودشون رو هم فراموش نکنن، و فعالیت‌های فراتر از مادری داشته باشن، استفاده کنیم😉 . ما می‌خوایم تصویری ارائه بدیم از یه خانواده‌ی چندفرزندی با #بچه‌  های_شاد_و_خلاق، با مادری که به روش‌های مختلف، دنبال #کسب_دانش و #نقش_آفرینی_اجتماعی هست. . از مادری که داره  #درس دانشگاه یا حوزه می‌خونه . تا اون مادری که در #دوره‌های_مطالعاتی مختلف حضوری و غیرحضوری شرکت می‌کنه . یا اونی که #مطالعات منظم و هدفمند در راستای بالا بردن #مهارت‌ها در نقش‌های #مادری و #همسری داره . تا اون مادرهایی که راه‌های خیلی نو و خلاقی رو در پیش می‌گیرن . و راه‌های جدیدی که وجود ندارند، و ما اون‌ها رو، به‌ امید خدا، خواهیم ساخت.😄 . ما قصد داریم مدل‌های جدیدی از موفقیت زنان رو به ‌دست بیاریم؛ . مدل‌های جدیدی از حضور یک مادر در جامعه🤱🏻 . و یقین داریم این خود ما مادرها هستیم که بهتر از هر مرد نظریه‌پرداز و سیاست‌گذاری، می‌تونیم به این مدل‌ها دست پیدا کنیم😌 . یادداشت مادران شریف در نشریه حیات دانشگاه شریف ادامه در نظرات😊 . #مادران_شریف #نشریه_حیات #معرفی #ه_محمدی #برق91

06 دی 1398 19:41:48

0 بازدید

مادران شريف

0

1

. #ح_کرباسی ( مامان #حسنا ۹ساله ، #محمدحسین و #محمدهادی ۵ساله و #زینب ۱ساله) #قسمت_هفتم همیشه تلاش کردم معنویت مثل خون در رگ‌های زندگی‌مون جاری باشه. بچه‌ها آداب سفره رو از ما یاد گرفتن. قبل غذا بسم‌الله می‌گیم و دعای سفره می‌خونیم و بعدش هم الهی شکر‌‌.☺️ و بلافاصله از دست اندرکاران غذا تشکر می‌شه.😄 خداروشکر زود عادت کردن و تبدیل به رفتار عادی‌شون شده. یا اینکه قبل خواب باهم سه بار سوره توحید می‌خونیم. یا مثلا می‌خوایم از جامون بلند بشیم، می‌گیم یا علی تا امام علی (ع) کمکمون کنه.😇 به تعداد بچه‌ها رحل قرآن گرفتیم و تلاش می‌کنیم شبی یک صفحه قرآن بخونیم دورهم و در حد فهم بچه‌ها براشون توضیح بدیم. گاهی هم براشون شعر و قصه‌هایی درباره‌ی اهل بیت(ع) می‌خونم. توی خانواده‌ی خودم از بچگی همیشه می‌دیدم که همه با احترام صحبت می‌کردن. من هم سعی کردم این رفتار رو با همسر و بچه‌هام داشته باشم تا یاد بگیرن. مثلا از بچگی سعی می‌کردم بهشون بگم شما و اونا هم یاد گرفتن که همه رو شما خطاب کنن. یا وقتی چیزی می‌خواستیم، می‌گفتیم لطفاً. حسنا اینا رو زود یاد گرفت و بعدش هم پسرا از حسنا یاد گرفتن. پسرا هم گاهی به همدیگه تذکر اخلاقی می‌دن که مثلا داداش شما اینجا باید می‌گفتی اگه می‌شه این رو به من بدین لطفاً.😆 همین که بچه‌ها رفتار و تعامل پدر و مادر باهم رو ببینن، کافیه که کاری یا رفتاری رو یاد بگیرن. البته تشویق زبانی هم در کنارش هست.☺️ به نظرم خیلی کار خارق‌العاده‌ای لازم نیست انجام بدیم تا بچه‌ها مودب و خوش رفتار بشن. رابطه‌ی بچه‌ها هم با پدرشون خداروشکر خیلی خوب و صمیمیه و اگر یه شب خونه نیان، واقعا دلتنگ پدرشون می‌شن. البته خیلی هم از پدرشون حساب می‌برن و به حرفاشون گوش می‌دن.😉 من اینو از مامانم یاد گرفتم، گاهی دور از چشم بچه‌ها تلفنی به پدرشون اطلاع می‌دم که بچه‌ها مثلا فلان کار خیلی بد رو کردن یا خیلی اذیت کردن و اینطور مسائل خاص. و شب که پدرشون میان، می‌گن به من خبر رسیده که مثلا خیلی مامانو اذیت کردید ها. و می‌شینن با هم صحبت می‌کنن و بچه‌ها هم راحت‌تر از پدرشون می‌پذیرن که اون کارو تکرار نکنن. مثل همه‌ی مامان و باباها، من و همسرم هم توی مسایل تربیتی اختلاف نظرهایی داریم. ولی همسرم تربیت بچه‌ها رو به من سپردن و در اکثر موارد هم به روش‌های تربیتی که من از اساتید و کتاب‌ها یاد گرفتم، اعتماد می‌کنن و مخالفت نمی‌کنن. 😀 در موارد اختلافی هم در غیاب بچه‌ها، باهم صحبت می‌کنیم. گاهی من اشتباهم رو می‌پذیرم و گاهی ایشون. #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

1

. #ح_کرباسی ( مامان #حسنا ۹ساله ، #محمدحسین و #محمدهادی ۵ساله و #زینب ۱ساله) #قسمت_هفتم همیشه تلاش کردم معنویت مثل خون در رگ‌های زندگی‌مون جاری باشه. بچه‌ها آداب سفره رو از ما یاد گرفتن. قبل غذا بسم‌الله می‌گیم و دعای سفره می‌خونیم و بعدش هم الهی شکر‌‌.☺️ و بلافاصله از دست اندرکاران غذا تشکر می‌شه.😄 خداروشکر زود عادت کردن و تبدیل به رفتار عادی‌شون شده. یا اینکه قبل خواب باهم سه بار سوره توحید می‌خونیم. یا مثلا می‌خوایم از جامون بلند بشیم، می‌گیم یا علی تا امام علی (ع) کمکمون کنه.😇 به تعداد بچه‌ها رحل قرآن گرفتیم و تلاش می‌کنیم شبی یک صفحه قرآن بخونیم دورهم و در حد فهم بچه‌ها براشون توضیح بدیم. گاهی هم براشون شعر و قصه‌هایی درباره‌ی اهل بیت(ع) می‌خونم. توی خانواده‌ی خودم از بچگی همیشه می‌دیدم که همه با احترام صحبت می‌کردن. من هم سعی کردم این رفتار رو با همسر و بچه‌هام داشته باشم تا یاد بگیرن. مثلا از بچگی سعی می‌کردم بهشون بگم شما و اونا هم یاد گرفتن که همه رو شما خطاب کنن. یا وقتی چیزی می‌خواستیم، می‌گفتیم لطفاً. حسنا اینا رو زود یاد گرفت و بعدش هم پسرا از حسنا یاد گرفتن. پسرا هم گاهی به همدیگه تذکر اخلاقی می‌دن که مثلا داداش شما اینجا باید می‌گفتی اگه می‌شه این رو به من بدین لطفاً.😆 همین که بچه‌ها رفتار و تعامل پدر و مادر باهم رو ببینن، کافیه که کاری یا رفتاری رو یاد بگیرن. البته تشویق زبانی هم در کنارش هست.☺️ به نظرم خیلی کار خارق‌العاده‌ای لازم نیست انجام بدیم تا بچه‌ها مودب و خوش رفتار بشن. رابطه‌ی بچه‌ها هم با پدرشون خداروشکر خیلی خوب و صمیمیه و اگر یه شب خونه نیان، واقعا دلتنگ پدرشون می‌شن. البته خیلی هم از پدرشون حساب می‌برن و به حرفاشون گوش می‌دن.😉 من اینو از مامانم یاد گرفتم، گاهی دور از چشم بچه‌ها تلفنی به پدرشون اطلاع می‌دم که بچه‌ها مثلا فلان کار خیلی بد رو کردن یا خیلی اذیت کردن و اینطور مسائل خاص. و شب که پدرشون میان، می‌گن به من خبر رسیده که مثلا خیلی مامانو اذیت کردید ها. و می‌شینن با هم صحبت می‌کنن و بچه‌ها هم راحت‌تر از پدرشون می‌پذیرن که اون کارو تکرار نکنن. مثل همه‌ی مامان و باباها، من و همسرم هم توی مسایل تربیتی اختلاف نظرهایی داریم. ولی همسرم تربیت بچه‌ها رو به من سپردن و در اکثر موارد هم به روش‌های تربیتی که من از اساتید و کتاب‌ها یاد گرفتم، اعتماد می‌کنن و مخالفت نمی‌کنن. 😀 در موارد اختلافی هم در غیاب بچه‌ها، باهم صحبت می‌کنیم. گاهی من اشتباهم رو می‌پذیرم و گاهی ایشون. #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن