chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🎉 🖋 بعضی وقتا یه خاطره های خوبی از بچگی مون داریم که دلمون میخواد برای بچه هامونم تکرارش کنیم. بعضی وقت ها هم یه حسرت هایی داریم که دوست داریم برای بچه هامون حسرت نمونه. 🌈 غدیر و جشن غدیر یکی از همین خاطره هاست. یادمه وقتی کوچیک بودم، از صبح تا شب خونه ی پدربزرگ جمع می شدیم. عیدی می گرفتیم، بازی می کردیم و کلی شربت و شیرینی می خوردیم. من از عید غدیر خاطره ی خوبی دارم. شما چه خاطره ای دارید؟ خاطره ی جشن و شادی؟ یا نه خاطره ای ندارید؟ 🤝 می خواهیم باهم شروع کنیم و عید امیر رو برای بچه های دنیا خاطره ساز کنیم. 🎊برای یه جشن بزرگ آماده اید؟ برای یه کار بزرگ باید یه نیت بزرگ هم داشت... #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #کودک #شیعه #عید_شیعیان
15 مرداد 1398 17:43:48
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلمهای پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود منتا مدت ها سردرگم بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلمهای پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇
12 تیر 1399 18:45:39
0 بازدید
chamran_kids
🏴 الجار ثم الدار آن هنگام که این جمله را در میان دعاهای شب مادرمان، زهرا سلام الله علیها یافتم، فکر نمی کردم در بحبوحه ی مصیبتش به کارم بیاید. به ذهنم بیاید و یارم باشد برای جمع کردن یار. در گوشه ای از ایران، جارمان و همسایه یمان، بی پناه شده اند، سیل خانه هایشان را، آرامش و گرمای خانواده هایشان را ربوده است و در میان سر و صداها و مصیبت های بسیار این روزها و جهادهای فردا، صدایشان را گم کرده است. هر چند که مردم سیستان، هرمزگان و خوزستان و ... عادت کرده اند به بی صدایی. از بس که ما پایتخت نشین ها پر سر و صداییم و کم کار و پر هزینه برای جارمان و همسایه هایمان. اما بچه های کوچک چمرانی، درد همسایه گرفتشان و پول های بازارچه یشان را تقدیم همسایگانشان کردند، تا یاد بگیرند اول به فکر همسایه باشند بعد خودشان. کمر همت بسته اند که بیش از اینها هم کار کنند برای دردمندان، تا یاد نگیرند بی دردی را. سلام بر تو ای بانو، آن زمان که متولد شدی، خنده آوردی بر لب ها. و سلام بر تو ای بانو آن زمان که قیام کردی، ولایت نشاندی بر دل ها. و سلام بر تو ای بانو، آن زمان که قیامت کنی، پیروان همسرت را می نشانی بر تخت ها. #یا_زهرا #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
08 بهمن 1398 16:56:35
0 بازدید
chamran_kids
💡 زنگ و ساعتی به اسم علوم نداشتیم اما تمامی مفاهیم ارائه شده در کتاب علوم کلاس دوم را در قالب پروژه ها با بچه ها کار کردیم. حالا که فصل مرور رسیده، هر کلاس دومی مربی یک فصل شد...با انجام آزمایش های علمی، یکی از فصل های کتاب علوم را برای دوستانش مرور می کند. #علوم #کلاس_دومی_ها #چمرانی_ها #حمزه_دوران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
21 اردیبهشت 1398 06:35:30
0 بازدید
chamran_kids
🥗 وقتی گزارشی از فعالیت های آشپزی پسرها می گذاریم، خیلی ها پیام می دهند که چرا پسرهایتان را به کارهای دخترانه وادار می کنید؟!! در پاسخ باید بگوییم چه کسی گفته آشپزی کاری زنانه یا دخترانه است؟ آشپزی یک مهارت است. آشنایی با استفاده از ابزاری مثل چاقو، تقویت مهارت های ظریف مثل پوست کندن و خرد کردن، تلفیق مزه های گوناگون و کشف یک مزه جدید را می توان از اهداف یک فعالیت آشپزی دانست. کودک با تجربه های مختلف است که می تواند در سنین بالاتر، مستقل و مسئولیت پذیر شود و استعداد هایش پرورش یابد. چه دختر باشد و چه پسر. پسرهای پنج ساله، در پروژه آشپزی شان، شور درست کردند. خرد کردن مواد و ترکیب شان، به عهده ی پسرها بود. مربی: فاطمه مزارعی، فاطمه فیض آبادی #پنج_ساله_ها #آشپزی_کودک #کودک #مهد_کودک #طرح_درس #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
21 دی 1398 16:43:52
0 بازدید
chamran_kids
🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر 🎊 برای یه جشن بزرگ آماده اید؟ 🤔برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
16 مرداد 1398 15:25:56
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
📏 روزهای اولی که کتاب هایشان را تحویل گرفتند، نمی دانستند چه کتابی است. خواندن هم که بلد نبودند. کمی نگاهش کردند و تصمیم گرفتند اسمش را کتاب زنبوری بگذارند. کتاب زنبوری همیشه همراه با یک بازی بود. یک بار کتاب زنبوری و نمک رنگی، یک بار کتاب زنبوری و خمیر... بازی می کردند و جواب سوال های کتاب زنبوری شان را می دادند. این روزها دکمه های رنگی رنگی همراه کتاب زنبوری شده تا باهم پاسخ سوال هایش را بدهند. #کلاس_اولی_ها #ریاضی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها #حمزه_دوران