پست های مشابه

chamran_kids

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

12 اسفند 1399 13:48:10

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 این روزها چیزی که زیاد است حرف است...می خواهیم با حرف کودک را مودب کنیم، می خواهیم با حرف او را دانشمند کنیم. با حرف زدن به جانشان غر می زنیم. تشویق و تنبیه مان هم فقط شده حرف. اما کی می خواهیم عمل کنیم؟ ‌ کی می خواهیم الگوی عملی باشیم برای آنها. در مسائل کلان تر هم، همین شده ایم. حرف و حرف و حرف. گله و شکایت و از وضعیت جامعه و ایران، اما پای عمل که می رسد، نیستیم. برای رشد هرکسی و هرچیزی، حرف کافی نیست. ‌ این هم نمونه ای کامل شده از پروژه ی ساخت موشک در نیروی هوایی ارتش شهید چمران. پروژه ای که به حرف ختم نشد، پای کار آمدند. ‌ به امید ساخت ایران به دستان این سربازان کوچک و پر امید. ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #دهه_فجر #انقلاب #انقلاب_اسلامی #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

20 بهمن 1398 18:00:26

0 بازدید

chamran_kids

🎙 قسمت دوم مصاحبه با مامان های چمرانی درباره ادبستان دخترانه ‌‌ هماهنگ کردن با مامان هایی که هم بتونند تو مدرسه حضور پیدا کنند و هم دوست داشته باشن ازشون تصویر بگیریم خیلی سخته😊 ‌ دوست دارین بازم از این مصاحبه‌ها داشته باشیم؟ چه سوال هایی از خانواده‌های چمرانی دارید؟ #چمرانی_ها #دبستان_دخترانه #مدرسه_دخترانه #والدین #مصاحبه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

01 بهمن 1399 17:30:48

0 بازدید

chamran_kids

با یه آشپزی دیگه و البته آخرین پست آشپزی کتاب مائده اومدیم پیشتون🤩👆🏻 . شما میتونید به انتخاب خودتون با بچه ها فرنی نشاسته یا آرد برنج رو درست کنید و برای افطار آماده کنید😇 تازه اگه تو چند تا کاسه کوچولو بریزید که بچه ها تو این روزهای آخر ماه رمضون برای همسایه ها ببرن، کلی حس خوب از این همکاری شون دریافت می‌کنند و ممکنه بیشتر تو آماده کردن سفره کمک تون کنند😉🤗 ⭕این پست رو سیو کنید و برای مامان، باباها و معلم ها بفرستید❗ . #آشپزی#چمرانی_ها#ماه_بندگی #سرآشپز_کوچک#سرآشپز_کوچولو #ماه_رمضان#فرنی_آرد_برنج #فرنی_نشاسته

20 اردیبهشت 1400 17:59:04

9 بازدید

chamran_kids

🌈 خیلی ها تصور می کنیم که برای تربیت دینی کودکان، باید کار های عجیب و غریبی انجام دهیم. از وقتی کودک خیلی کوچک است او را مجبور کنیم قرآن و حدیث حفظ کند. اگر نماز نخواند از روش های تنبیهی استفاده کنیم و خیلی کارهای دیگر... ‌ اما همه ی این کار ها فقط کودک را از دین دلزده خواهد کرد. ‌ با انجام کارهای ساده هم می توان، گرایش به دین را در کودک خصوصا در هفت سال اول ایجاد کرد. ‌ پسرهای پیش دبستانی، به مناسبت تولد پیامبر ص، به شهربازی کوچک نزدیک ادبستان رفتند تا یک خاطره ی خوب از مهربانی پیامبر ص، در ذهنشان ثبت شود. ‌‌ مربی: محمد جواد روحی‌ ‌ کارگاه تربیت دینی برای کودکان زیر هفت سال 👈🏻 در سایت چمرانی ها chamraniha.com/shop ‌ #پیش_دبستانی_ها #تربیت_دینی #دین #کودک #کودک_دیندار #هفت_سال_اول #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

03 آذر 1398 12:16:21

0 بازدید

chamran_kids

💪🏻 یکی از چالش های پدر و مادر، درگیر نشدن بچه ها در فعالیت هاست. اینکه فرزند من انگیزه ای برای انجام کار ندارد. یک راهکار ساده، ورود شما و درگیر شدن خودتان در انجام فعالیت است. وقتی بچه ها ببینند که کاری را پدر یا مادر انجام می‌دهند، خواه ناخواه بیشتر علاقه مند به انجام آن می‌شوند. پسرها پروژه ی برشکاری کارتن با ارّه را داشتند، در این کار قرار شد طرح اصلی را روی کارتن چسب بزنند و رنگ کنند، این کار مجوزی می‌شود برای تحویل گرفتن ارّه. بعد نوبت می‌رسد به برش با ارّه، این قسمت جزء پرهیجان ترین قسمت کار است که البته نیاز به توانایی هایی هم هست: 1.حفظ تعادل 2.دقت 3.قدرت دست 4.سعی برای نگهداری و له نشدن کارتن و... همه و همه، در این کار به ظاهر ساده نهفته است. وقتی مربی خودش اولین نفر دست به اره شود، انگیزه کودک بیشتر می شود. مربی: سید محمد یزدان شناس #کلاس_دومی_ها #انگیزه #دانش_آموز #کودک #نجاری #پروژه #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

18 آذر 1398 16:07:51

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن