پست های مشابه

chamran_kids

☀️ پسرم تا وقتی کوچک بود، مدام مهر دستش می گرفت و دولا و راست می شد و به قول خودش الله می کرد و ما ذوق می کردیم. اما حالا که شانزده ساله شده، مدام لجبازی می کند. باید هزار بار به او بگویی تا بلند شود و لحظه های آخر نماز بخواند... ‌‌ این را یکی از دوستانم تعریف می کرد. به راستی چه اتفاقی می افتد در این چند سال که انگیزه و علاقه ی یک کودک تغییر می کند؟ ‌‌ ما به عنوان مادر، پدر و یا مربی این کودک، چه کارهایی باید انجام می دادیم که ندادیم؟ ‌ تربیت دینی و دیندار شدن کودک یک شبه اتفاق نمی افتد، باید از همان سال های اول برنامه داشته باشیم. اما چه برنامه ای؟ ‌ #تربیت_دینی #نماز #کودک #سن_تکلیف #دینداری #نسل_مهدوی #بچه_شیعه #یک_مدرسه_چمرانی #چمرانی_ها

21 آبان 1398 16:17:05

0 بازدید

chamran_kids

اگه انسان نبودی چی میشد؟🤯 . خیلی وقت ها نعمت هایی داریم که به چشم مون نمیاد و حتی اون هارو نعمت نمیدونیم اما ماه رمضون فرصت خوبیه کنار بچه ها، با تخیل و داستان های جالب، درباره شون فکر کنیم...🙃 . مثلا فکر کنیم اگه ما آدم نبودیم چی میشد...؟ اونوقت تازه میفهمیم خدا چه مهربونی بزرگی بهمون کرده که انسان آفریده شدیم:) . اونوقت متوجه میشیم کوچک ترین چیزهایی که لحظه لحظه با داشتنشون نفس میکشیم، بزرگ ترین هدیه هایی هستن که میتونیم از طرف بهترین خالق عالم دریافت کنیم....😍🙏 . ⭕این پست رو سیو کنید! راستی همین الان برامون بنویسید چه نعمت هایی هست که حواسمون بهشون نیست؟؟؟🤔 . #نعمت #خدای_رحمان#خدای_مهربان #مهربانی #انسان #چمرانی_ها #دعاهای_کودکانه #شکرگزاری

01 اردیبهشت 1400 16:32:15

0 بازدید

chamran_kids

✏ شما با شنیدن جمله‌ی "مدارس تعطیل شد"، خوشحال می شوید یا ناراحت؟ فرزندتان چطور؟ چرا باید کودکان از مدرسه فراری باشند؟ ‌ نگاه ما این است که مدرسه، به یک مکان خاص اطلاق نمی شود. همه جا می تواند مدرسه باشد و فرصتی برای یادگرفتن؛ خانه، مسجد، کوچه و خیابان، پارک و ... . ‌ پس وقتی نمی توانیم به مدرسه برویم، خانه را مدرسه می کنیم. ‌ تکالیف دخترهای کلاس اولی، در این چند روز آلودگی: ‌ 📚فارسی نوشتن حروف و کلمات زیر با گل یا خمیر یا نمک رنگی: آا، ب، د، اَ َ، م . ‌ 🖍پروژه مراحل پروژه هنر مربوط به گربه را بکشند. ‌ ☘عبادت خواندن نماز ظهر پهن کردن و جمع کردن جانمازهای مامان و بابا ‌ 📖مطالعه خواندن کتاب داستان و نوشتن اسم کتاب در دفتر تکلیف و ارائه یک خلاصه به مامان. ‌ 🎲بازی و ورزش اسم بازی، ساخت و ساز با مقوا کارتن یا کاغذ و مقوای رنگی. ‌ 📜مسئولیت جمع کردن ظرف‌هایی که مامان شستند و خشک شده، شمردن و دسته‌بندی آنها و قرار دادن در کابینت. ‌ مربی: زهرا عامری ‌ #کلاس_اولی_ها #مدرسه #تکلیف #مشق #تعطیلی_مدارس #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

10 آذر 1398 16:37:40

0 بازدید

chamran_kids

بفرست برای دختر دار ها‼️ . . .پیامبر اکرم:هرکه را دختری است،خداوند یاری دهنده او،برکت بخش به او و یاری دهنده او خواهد بود☺️🌹 . . . شاید تاحالا انقدر ظریف به وجود یک نعمت به این ظریفی و لطیفی تو زندگیمون فکر نکرده باشیم، ولی وقتشه که یه نگاهی به دور و برمون بندازیم و دخترهامون رو خوب برانداز کنیم... . . . بیش از هشت ساله که کلی دختر قد و نیم قد و نازنین چمرانی داریم که تک تکشون رو عمیقا دوست داریم و بابت وجودشون خدارو شکر میکنیم💗😍 تو همه ی این مدت تلاش کردیم روز دختر رو فقط به یک روز خاص در سال اختصاص ندیم و تو تمام سال تحصیلی با کارهای کوچیک و ساده لبخند به لب بچه ها بیاریم، شادی رو مهمون قلبشون کنیم🌸 . الان هم روز دختر نزدیکه… . . شما چه پیشنهادهایی برای خوشحال کردن دخترها،یا خاطره جذابی از این روز دارید؟😎 #روز_دختر #دختر #مدرسه #کلاس #آموزش #مدرسه_خوب #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران#جشن #کادو #خانواده #معلم #شهید_چمران#ایران #دانش_آموز

08 خرداد 1401 06:02:43

0 بازدید

chamran_kids

🌷 🖋از روزی که سردار سلیمانی به شهادت رسید، همه ما متحیر ماندیم. اینقدر ناراحت بودیم که اصلا حال و حوصله فکر کردن به برنامه های مناسبتی برای بچه ها را نداشتیم. شنبه صبح که به مدرسه رفتیم، تمام همکارها مشکی پوشیده بودند.نه حال ورزش با بچه ها را داشتند و نه حال سر و کله زدن با آنها را . با گفتم خدایا کارهای این بچه های معصوم را خودت جلو ببر. ما توان کاری نداریم. آن موقع بود که خود سردار سلیمانی، دلش به حالمان سوخت. بیشتر از دلسوزی برای ما، با آن امیدواری خاص خودش به بچه ها، دستی روی سرشان کشید. بچه ها تمام ساعتهای بازی حیاط در حین دویدن و پریدنها، فریاد میزدند مرگ بر امریکا. نقاشیها همه راجع به سردار بود و مدام با هم حرف میزند. هر روز تعدادی پرچم و پلاکارد درست کردند، لقمه نذری دادند، در مسجد محل سرود سرباز حسینم را خواندند و خیلی کارهای دیگر. روز قبل تشیع بچه ها مرتب در گروههای کلاسیشان می نوشتند بچه ها یادتان نرود بیایید تشییع سردار و بعد مرتب عکسهایشان را از راهپیمایی م گذاشتند. سردار، دست کشیدن شما روی سر بچه ها خیلی اثر کرده، چیزی در وجودشان روشن شده که خاموش نمیشود. حالا که بعد از شهادت دست و بالتان حسابی بازتر شده و از اینکه پیش رفقای شهیدتان رفتید خیلی خوشحالید، دستتان را روی سر ما و تمام بچه های مدرسه مان بگذارید و دیگر بر ندارید؟ میشود؟ #یک_مدرسه_چمرانی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

17 دی 1398 17:36:56

0 بازدید

chamran_kids

با کتاب، روخوانی بچه ها رو تقویت کن🤩 . این فیلم بخش کوتاهی از زنگ کتابخوانی دخترهای کلاس دومی چمران هست که با خاله شون، گروه بندی شدند و دو تا انتخاب برای کتاب خوندنشون داشتند...🙃📚⬆️ . حالا این دو انتخاب چه فایده ای دارن؟🤔👇🏻 . ✅کتاب خوندن با روش اول باعث میشه بچه ها با دقت بیشتری مطالعه کنند تا بتونند داستان رو بهتر برای دوستانشون تعریف کنند.😊 . ✅و کتابخوانی نمایشی، باعث ایجاد تنوع و شوق بیشتر بچه ها برای خوندن داستان و البته افزایش خلاقیتشون میشه🤩 . ⁉️شما چه راه های دیگه ای برای کتاب خوندن با بچه ها و تقویت روخوانی، سراغ دارید؟ 🌸این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که می‌شناسید بفرستید😇 . #کتاب_کودک #کتابخوانی #مطالعه #تقویت_روخوانی #فارسی_دبستان #روخوانی_کتاب #نمایش #آموزش_فارسی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

15 آبان 1400 16:48:17

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🖋 🖊‌‌‌‌ ‌تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. ‌ خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ‌ ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. ‌ 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. ‌ امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... ‌ محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom ‌ 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ ‌ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🖋 🖊‌‌‌‌ ‌تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. ‌ خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ‌ ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. ‌ 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. ‌ امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... ‌ محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom ‌ 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ ‌ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن