پست های مشابه

chamran_kids

تاحالا شده باخودتون فکر کنید که اصلا طرح درس نوشتن چه فایده ای داره⁉️ . نزدیک سال تحصیلی که میشه همه معلم ها به صورت خودکار فعال میشن تا طرح درس هاشون رو آماده کنند و معاونین آموزشی هم کلی دغدغه ی نظارت به طرح درس هارو دارند...اما چرا؟؟؟🤔 . خودتون ورق بزنید و فواید و اهمیت طرح درس نویسی رو بشنوید🤗⬆️ . پ.ن: این فیلم بخشی از کارگاه طرح درس نویسیِ سرکار خانم هاشمی؛ معاون آموزشی ادبستان دخترانه شهید چمران هست😇 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و معاونین بفرستید یا همینجا تگشون کنید تا از ارزش و اهمیت کارشون بیشتر آگاه بشن😊 . ❗❗❗راستی منتظر پست بعد باشید که مفصل قراره درباره طرح درس نویسی و سوالات شما باهم صحبت کنیم😎 . #طرح_درس #طرح_درس_نویسی #آموزش #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #طرح_درس_دبستان #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

18 مهر 1400 17:55:05

0 بازدید

chamran_kids

از جذاب ترین بخش های درس علوم برای بچه ها، آزمایش های علمیِ هیجان انگیزه!🧐🤯 . آزمایش های علمی به بچه ها فرصت کشف و تجربه میده و چیزی که اون رو جالب تر میکنه، نتیجه ی غیر قابل پیش بینیش هست 🤔 . تو این فیلم، عمو با دوتا ابزار مثل بادکنک و شمع چند تا آزمایش ساده انجام میده👆😎 . ⭕شماهم همین حالا با بچه ها دست به کارشید و امتحان کنید😉 . ✅این پست رو سیو کنید و یادتون باشه با فرزند یا دانش آموز کلاس چهارمی تون انجام بدید🤗 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آزمایش_علوم #آزمایش_علمی#بادکنک_و_شمع#علوم_چهارم #علوم_چهارم_ابتدایی #آزمایش_علوم_دبستان #کلاس_چهارمی_ها #چمرانی_ها#علوم

02 اسفند 1399 13:12:52

0 بازدید

chamran_kids

. دیروز که خبر رو شنیدم، پرت شدم تو ۹ سالگی و دوباره شیرینی خاطراتی که آقای راستگو برام ساخته بودند، مرور شد. ‌. برای جشن عبادت تو مدرسه مون حسابی ذوق و شوق داشتم. چادرهامون رو سر کردیم و تو نماز خونه نشستیم. یهو دیدیم عمو راستگو اومد تو. خیلی خوشحال شدیم.🙃 . عه این همونه که تو تلویزیونه! همون که با بچه‌ها مهربونه! همون که با دوتا دستش بسم الله مینویسه! . آخه چندبار تو تلویزیون دیده بودیمش. برامون حرف زد، بازی کرد، معما گفت... کلی خندیدیم و یه خاطره‌ی خوب از جشن عبادت تو ذهنم موند. ‌‌. با خودم فکر کردم چقدر بازی کردن و ارتباط با بچه ها اونم به زبون خودشون میتونه تو نگاه مون به دین موثر باشه که حتی بعد بیست سال، حس خوبش برام موندگار شده.😇 ‌. خدا رحمتت کند عموی مهربان بچه های دهه شصت و هفتاد...🖤 . #عمو_راستگوی_تلویزیون #حاج_آقا_راستگو #عمو_راستگوی_بچه_ها #عمو_راستگو #خاطرات_کودکی #بچه_های_دهه_شصت#دختران_دهه_شصتی

03 آذر 1399 10:31:40

0 بازدید

chamran_kids

‌ ‌‌‌روزی که تصمیم گرفتیم در یکی از مناطق جنوبی تهران مدرسه بزنیم می‌دانستیم که در این منطقه توان مالی مردم در حدی نیست که بتوانند از پس هزینه‌های مدرسه غیرانتفاعی بربیایند. ‌ازطرفی هم نمی‌خواستیم زیر نظر ارگان خاصی باشیم.‌ ‌‌ ‌‌ در این میان خانواده‌هایی هم بودند که دلشان می‌خواست دو یا سه فرزندشان در مدرسه ما باشند اما خب توان مالی آن را نداشتند.‌ ‌ما تصمیم خودمان را گرفته بودیم و نمی‌خواستیم از استانداردهای آموزشی که در نظر گرفته بودیم، کوتاه بیاییم و ترجیح‌مان این بود آموزش ما با همان کیفیت مطلوبی که در نظر داشتیم، اجرا شود.‌‌ ‌پس تنها راه این بود که فرایند تخفیف شهریه را پایه‌گذاری کنیم. در این روند، خانواده‌ها در بخشی از فرایند اجرایی و خرید مجموعه به ما کمک می کنند و در ازای آن مقداری از شهریه را به آن‌ها تخفیف می‌دهیم. این روش در طی چند سال باعث به‌وجودآمدن سازوکار کامل و مناسبی شد.‌ ‌ ‌یکی از زمینه‌هایی که خانواده‌ها در آن به ما کمک زیادی می‌کنند کارهای اجرایی مانند بازسازی، رنگ کردن و تعمیرات مجموعه، یا کمک در بخش آشپزخانه‌ است.‌ ‌خیلی از موادغذایی اولیه مانند گوشت سبزیجات برنج و... توسط خانواده‌ها تأمین می‌شود؛ حتی گاهی اوقات بعضی از خانواده‌ها تامین میان‌وعده دانش‌آموزان را برعهده می‌گیرند. درست کردن ابزارهای بازی در مدرسه مانند نمک رنگی، خمیر و..‌. و خانواده هایی که دو یا سه فرزند در مجموعه دارند هم موارد تخفیفی ما هستند. اگر در این میان، خانواده‌ها هیچکدام از این کمک‌ها را نتوانستند به مجموعه بدهند، شهریه‌شان قسط‌بندی می‌شود و آن‌ها می‌توانند در چند قسط شهریه را بپردازند. در این میان چیزی که قابل توجه است این است که مبنای رابطه ما با خانواده‌ها مبنای اعتماد دوطرفه است که معمولاً در این میان اتفاقات خوب و خوشایندی می‌افتد. ‌ ‌ ‌👈 این رویکرد مجموعه باعث شده تا دانش‌آموزان ما فقط از قشر خاصی نباشند و جهت‌گیری‌های معمول مدارس غیرانتفاعی را نداشته باشیم. ‌ ‌ما رسالت خودمان را تغییر سبک زندگی در عرصه‌ی تربیت و آموزش کودکان این مرزوبوم می‌دانیم و برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کنیم.‌

19 اردیبهشت 1399 09:45:36

0 بازدید

chamran_kids

خیمه های اربعین . داریم کم کم به اربعین نزدیک میشیم. امسال که نمیتونیم به سفر اربعین بریم، میشه یه کارایی تو خونه هامون انجام بدیم. . مثلا خیمه درست کنیم. خیمه هایی که تو راه می دیدیم و توش استراحت می کردیم. . برای درست کردن یه خیمه ی کاغذی، کافیه فقط از روی عکس ها، کاغذرنگیمون رو تا بزنیم!👆 . میشه کلی از این خیمه ها درست کردو اون هارو رو یه مقوای بزرگ نصب کرد، اونطوری یه ماکت خیلی قشنگ داریم و خونه مون پر از خیمه های اباعبدلله میشه😊 . #اربعین_حسینی#خیمه#اباعبدلله #چمرانی_ها #اوریگامی#کودکان #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجموعه_شهید_چمران

13 مهر 1399 17:09:43

0 بازدید

chamran_kids

❗بیاید باهم یه زمستون متفاوت و جالب رو تجربه کنیم...👇🏻 . خبردارید تو مهد تعاملی ما چه خبره؟؟؟🤔 . علاوه بر اینکه سه روز درهفته با اسکایپ مهمون خونه هاتون میشیم تا کلی با بچه ها بازی و فعالیت انجام بدیم... . ⭕ تو مهد تعاملی فصل جدید، یک سری برنامه ی ویژه برای خانواده ها هم داریم مثل کارگاه مادرو کودک، پدرو کودک، وبینار، پرسش و پاسخ، تماس تلفنی و ... قراره همه جوره همراه شما باشیم تا این روزهای سخت رو باهم هیجان انگیز و با انگیزه بگذرونیم😊 . پس این فرصت رو از دست ندید🤗 . ✅برای کسب اطلاعات بیشتر، دیدن جزئیات برنامه ها و ثبت نام همین الان به لینک در استوری ها و یا به سایت چمرانی ها سربزنید😇 . #مهد_تعاملی #مهد_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #والدگری #والدین_آگاه #کودک_شاد #بازی_کودک #تربیت_کودک

17 آذر 1399 16:51:01

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغ‌سازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازه‌اش رفتیم. ساعت 6صبح می‌رفتیم شوش و 6 عصر برمی‌گشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگ‌تر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگی‌ام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدت‌ها در خانه برای بقیه املت می‌پختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاول‌زده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشم‌درد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچه‌های رشته مکانیک تئاتر درس می‌دادم. یک مسابقه ماشین‌های فنری در دانشگاه برگزار شد و بچه‌های مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش می‌رفت ولی برای کامل کردن ماشین‌ها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاری‌شان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداول‌ها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد.    این تجربه‌ها بخشی از تابستان‌های زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایه‌ها و انسان‌های مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستان‌های درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستان‌های مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغ‌سازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازه‌اش رفتیم. ساعت 6صبح می‌رفتیم شوش و 6 عصر برمی‌گشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگ‌تر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگی‌ام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدت‌ها در خانه برای بقیه املت می‌پختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاول‌زده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشم‌درد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچه‌های رشته مکانیک تئاتر درس می‌دادم. یک مسابقه ماشین‌های فنری در دانشگاه برگزار شد و بچه‌های مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش می‌رفت ولی برای کامل کردن ماشین‌ها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاری‌شان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداول‌ها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد.    این تجربه‌ها بخشی از تابستان‌های زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایه‌ها و انسان‌های مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستان‌های درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستان‌های مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن