chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🤹 وقتی با بچه ها کار می کنی، هر روز بهانه ای برای شگفت زده شدن، داری... کافیست ابزاری در اختیارشان بگذاری و خلاقیت هایشان را تماشا کنی و کیفش را ببری. پیش دبستانی ها با نوارهای مشکی یک بازی همیشگی دارند. نوار ها را در جریان باد قرار می دهند. کمی بعد از بازی، بچه ها تصمیم گرفتند با این نوار ها، بادبادک بسازند. #بازی #شش_ساله_ها #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
05 دی 1397 10:15:08
0 بازدید
chamran_kids
💡 زنگ و ساعتی به اسم علوم نداشتیم اما تمامی مفاهیم ارائه شده در کتاب علوم کلاس دوم را در قالب پروژه ها با بچه ها کار کردیم. حالا که فصل مرور رسیده، هر کلاس دومی مربی یک فصل شد...با انجام آزمایش های علمی، یکی از فصل های کتاب علوم را برای دوستانش مرور می کند. #علوم #کلاس_دومی_ها #چمرانی_ها #حمزه_دوران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
21 اردیبهشت 1398 06:35:30
0 بازدید
chamran_kids
📢 🏴 ما اینجا هستیم... ✨نمایشگاه عطر سیب✨ ✅ غرفه کودک همراه با نقاشی روی رول، خانه شن، بازیهای فکری، گل بازی، قصه گویی و پرده خوانی، عروسک سازی، شعرخوانی، اوریگامی و ثبت یک خاطره خوب از هیئت برای کودکان 📅 زمان: ۵ الی ۱۱ شهریور، ⏰ در دو سانس: ۱۰ الی ۱۵ و ۱۶ الی ۲۰ 📍مکان: بزرگراه جلال آل احمد،کوی نصر،انتهای خیابان علیدادی،ضلع جنوبی بوستان گفتگو،نمایشگاه بوستان گفتگو،انتهای سالن،غرفه حسینیه کودک شهید چمران. #هیئت_کودک #محرم #نمایشگاه_عطر_سیب #کودک #چمرانی_ها
05 شهریور 1398 17:46:57
0 بازدید
chamran_kids
✏ هر چیزی اگر در سن خودش اتفاق بیفتد، بیشترین تاثیر را دارد. پس اصرار به آموزش های زیاد و فرستادن بچه ها به کلاس های مختلف، آن هم در سال های اولیه کودکی، می تواند نتیجه عکس داشته باشد. پسرهای کلاس چهارم، نویسندگی را تمرین می کنند تا در آن به مهارت برسند. بعضیها کتابشان را چاپ کردهاند؛ بعضیها چرکنویسشان را پاکنویس میکنند؛ بعضی براساس طرحشان چرکنویس داستان را مینویسند؛ بعضی همچنان مشغول طراحی داستانشان هستند. پسرها در نویسندگی، هم باید به طراحی داستانشان توجه کنند، هم به فایدهای که برای جامعه دارد. به همین دلیل، یکی از پسرها که کتابش را چاپ کرده، داستانش را به چندین نفر معرفی کرده، تا آنها بفهمند داستان او چهفایدههایی برایشان دارد و کجا میتوانند از آن استفاده کنند. پسرها یک مهمان ویژه داشتند؛ یک عموی نویسنده که تکتک با بچهها صحبت کرد و از روند کارشان و اینکه الآن کجا هستند، پرسید. سپس با توجه به وضعیت هرکس، او را راهنمایی کرد. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #طرح_درس #نویسندگی_کودکان #چمرانی_ها #مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
03 اسفند 1398 18:14:56
0 بازدید
chamran_kids
🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر 🎊 عیدتون مبارک باشه...دیگه از عید قربان، شمارش معکوس شروع میشه... 🤔برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
21 مرداد 1398 07:57:01
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇
11 تیر 1399 18:56:06
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. امام مهدی جون مهربون ما! ❤ . از همون اول که مامان و بابا اسم قشنگت رو زیر گوشمون گفتند، از همون لحظه که برای اولین بار فهمیدیم یه روزی برمی گردی و دنیامون رو نورانی و رنگی رنگی میکنی، میای و همه بدی ها و سیاهی هارو از در و دیوار جهان پاک میکنی، همون موقع بود که محبت و ذوق دیدن روی ماهت به دلمون افتاد... . امام جون!🙃 امسال به عشق شما یه کارت متفاوتِ پر از مهربونی درست کردیم که دعوتت کنیم و بگیم برگرد... برگرد که بیشتر از همیشه دلمون برات تنگ شده و دوست داریم کنارمون باشی آقای مهربون ما! . ⭕این پست رو سیو کنید و حتما یادتون باشه امشب با بچه ها کارت دعوت برای امام زمان مهربون درست کنید🤗😇 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #نیمه_شعبان #هنر#کارت_پستال #جشن_نیمه_شعبان#کارت_تبریک #ولادت_امام_زمان_عج_مبارک