chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره یک برای بزرگتر ها 👚👕این عید، بزرگترین عید ما شیعیانه. می تونیم برای این روز، برای بچه ها لباس نو بخریم. 🧦نیازی نیست حتما یک دست کامل لباس باشه. یک روسری، جوراب و حتی گلسر هم می تونه بچه ها رو خوشحال کنه. ☘حتما به بچه ها یادآوری کنین که این لباس های نو برای روز عید غدیر هستش. 🧣خوبه چیزی بخرین که بچه ها دوست داشته باشن. 🎁اگر برای خرید با بچه ها دچار چالش میشین یه مغازه کوچک رو انتخاب کنین یا خودتون کادوی مورد نظر رو بخرین و به عنوان یه اتفاق غافلگیر کننده بهشون بدین. 🗺میشه هدیه رو تبدیل به یه بازی هم بکنین. مثلا یه جای خونه قایم کنین، نقشه اونجا رو بکشین و فرزندتون رو راهنمایی کنین تا به هدیه مورد نظر برسه. 🎀میشه چند تا چیز کوچک گرفت و این بازی رو در روزهای مختلف انجام داد. یک روز گله سر رو پیداکن، یک روز جوراب و بقیه چیزها... ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
16 مرداد 1398 16:58:32
0 بازدید
chamran_kids
📖 برادرلی چاکرز، پشت میزش، ته کلاس...ردیف آخر...صندلی آخر نشست.هیچ کس در صندلی کناری یا جلویی او ننشسته بود.برادلی جزیره بود. اگر میشد میرفت و تو کمدِ کلاس جا خوش میکرد. در آن صورت دیگر ناچار نبود صدای خانم ایبل را بشنود. گمان نمیکرد خانم ایبل کَکَش هم بگزد.شاید او هم دلش میخواست برادلی جلوی دیدش نباشد، بقیه ی کلاس هم همینطور. برادلی در کلُ فکر می کرد اگر تو کُمد می نشست، همه را خوشحال تر می کرد، اما افسوس که صندلی اش در کمد جا نمیشد.... برادلی همچین پسری بود.پسری که به معلم کار نداشت. به هم کلاسیهایش هم همینطور. تمام زنگ جغرافیا مشغول قیچی کردن نقشه اش بود، تکلیف نمی نوشت و به دروغ در خانه گفته بود جزء شاگردهای ممتاز کلاس است... پدری سختگیر دارد که تهدیدش میکند اگر خوب درس نخواند او را به مدرسه شبانه روزی نظامی میفرستد و مادری دارد که میداند برادلی در مورد خودش در مدرسه، راست نمیگوید ولی نمیداند دقیقا اوضاع او چطور است چون پسرش هر بار به بهانه ای نمیگذارد او را به مدرسه برود و نامه ها را به دستش نمیرساند... ولی این بار خانم ایبل، معلم برادلی، دست به کار شده و به خانه شان زنگ میزند و مادرش را رسما به مدرسه دعوت میکند. بهانه های برادلی فایده ندارد و بالاخره ملاقات صورت میگیرد... ادامه دارد... پ.ن: هیچ وقت در زمان تحصیلتان برادلی بودید یا یک برادلی را از نزدیک دیدید؟ #مدرسه_آرزوها #مدرسه #دانش_آموز #مدرسه_خوب #مدرسه_بد
30 دی 1399 15:53:11
0 بازدید
chamran_kids
🖋 🖊 تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک
07 شهریور 1398 16:56:05
1 بازدید
chamran_kids
. #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت چهارم . تابستان سوم/ مرد رایانهای . یکی از اقواممان شرکت کامپیوتری راه انداخته بود. آن موقع خفنترین سیستم، پنتیوم تو(2) بود. تابستان، یک دوره آموزشی شبکهسازی و طراحی سایت گذاشت. من هم خیلی دوست داشتم شرکت کنم ولی شرکت #کامپیوتری از خانهمان دور بود. به خاطر حضور در آن دوره، یک مدت طولانی از تابستان را خانه مادربزرگم زندگی کردم تا نزدیک شرکت باشم. همهکسانی که در کارگاه شرکت کرده بودند، حداقل 10سال از من بزرگتر بودند. همان اول کار رفتم 2 تا کتاب 1000 صفحهای در مورد شبکهسازی و طراحی سایت با html خریدم. خیلی تلاش کردم مطالب کتاب را بفهمم ولی واقعاً سنگین بودند. واقعیتش را بخواهید آن تابستان تنبلی کردم و دوره را تمام نکردم. سالهای بعد که نرمافزارهای بیسیک و پاسکال را یاد گرفتم، یک بازی طراحی کردم. یک دورهای هم آموزش مایا (نرمافزار #انیمیشن سهبعدی) رفتم. کلیه نرمافزارهای تدوین را یاد گرفتم. همین دمخور بودن با کامپیوتر و نرمافزارهای متنوع باعث شد حدود 10سال حرفهای تدوین کنم و فیلم بسازم. از مستندهای اجتماعی گرفته تا سریالهای تلویزیونی و پشتصحنه فیلمهای سینمایی. همین الآن هم که تدریس میکنم و یا کسبوکار راه میاندازم، خیلی وقتها خودم فیلمهای کارهایم را میسازم. بعضی مواقع هم آموزش #تدوین میدهم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
29 تیر 1399 15:35:51
1 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 و جشن تولد چهل سالگی انقلاب...بیست و دو بهمن نود و هفت #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها
27 بهمن 1397 11:50:13
0 بازدید
chamran_kids
🧱 معمولا هفت سال دوم برای والدین، جذاب تر است. زیرا بچه ها راحت تر قوانین شان را می پذیرند. اما به این شرط که هفت سال با این روش پیش نرفته باشند. در این سن بچّهها بسیار چارچوبپذیرند. این سن، سنّ قالب و چارچوب است. حدود یک سال تحصیلی است که بازی هفتسنگ را انجام میدهیم. از سال تحصیلی قبل تا الآن. امّا اخیراً تغییری در نحوهی بازیکردنمان ایجاد شده. دقیقاً از کِی؟ از وقتی یکی از عموها روشی را به ما نشان داد. آن عمو گفت: ما وقتی هفتسنگ بازی میکردیم، دستمان یا توپ را زیر پیراهنمان میگرفتیم. این کار باعث میشد بازیکنان حریف دچار اشتباه شوند و تشخیص ندهند توپ دست چهکسی است. وقتی گیج شدند، در موقعیتی مناسب کار را تمام میکردیم. از وقتی آن عمو این قلق را یاد داد، بیشتر تیمها در دستی که پشت هفت سنگ میایستند، آن را اجرا میکنند. جالب است! این ویژگی بارز و اصلیِ این سن است. اگر شما روش نشان دهید، فرزندانمان عیناً آن را اجرا میکنند. یکی از روشهای امرکردن و فرماندادن همین است، که بهجای دستوردادن، یا عتاب راه و روش انجام آن کار را بیان کنید؛ مثلاً من سفره را اینگونه جمع میکنم؛ من... . کافی است شما هم تمرین کنید؛ امروز چه جملات دستوری به فرزندتان گفتید؟ چگونه می توان مدل گفتن را تغییر داد؟ مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آداب_دانی #قانون_پذیری #هفت_سال_دوم #مدرسه #ادبستان #قانون #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
11 آبان 1398 16:06:34
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
این یه ماموریت مهم برای شماست🤗❗ . ماه رمضون بچگی های من، همیشه با خاطرات شیرین همراه بوده. سفره های خوش مزه افطار، مهربونی بزرگتر ها، هدیه هایی که برای روزه گرفتن هام گرفتم، بازی هایی که شب های احیا می کردیم و حتی زود تعطیل شدن مدرسه مون، ماه رمضون رو برای من شیرین می کرد.... . و اما حالا نوبت ماست که به عنوان یه مادر، پدر یا معلم، ماه رمضون رو برای بچه ها خاطره انگیز کنیم.🙃 . ⁉️خب حالا قراره چی کار کنیم؟ قراره باهم یه بازی انجام بدیم. ایده و طرح بازی از ما😊، انجام بازی و فرستادن عکس از فعالیت هاتونم با شما😍 . ⭕بازی مون این جوریه که ما هر روز تو استوری یه ایده فعالیت میگیم. شما باید به سلیقه ی خودتون اون ایده رو تو یه نامه بنویسین یا نقاشی کنین و یه جای خونه قایم کنین.😎 . به بچه ها یه نقشه راه یا چندتا سرنخ بدین تا اون نامه رو باز کنن و فعالیتش رو انجام بدن. به همین سادگی☺️ . راستی نزدیک عید فطر یه غافلگیری هم برای شمایی که باما همراه بودین و نامه ها رو به بچه ها رسوندین داریم.😉 . ⭕این پست رو سیو کنید و همین الان برای مامان، باباهایی که بچه دارن و همینطور معلم ها بفرستید😇 . 🌸راستی شما چه خاطرات قشنگی از بچگی تون تو ماه رمضان دارید؟🤔 . #ماه_بندگی #ماه_رمضان #چمرانی_ها #نامه_های_آسمانی #نامه_بازی #بازی #فعالیت_ماه_رمضان #کودک#کودکانه