chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. همه ی ما از بچگی هایمان عکس داریم. از بچه هایمان هم مرتب عکس و فیلم میگیریم. غیر از درست کردن آلبومی از عکسها و نصبِ آنها به در و دیوار چه استفاده هایی از آنها کرده ایم؟ . کلا چقدر بچه ها را درگیر کودکی شان و روندی که با آنها داشتیم میکنیم؟ البته به غیر از مواقعی که از سر ناراحتی و عصبانیت بهشان سرکوفت میزنیم و تمام تلاش هایمان را برایشان مرور می کنیم؟😉 . حالا مادری را تصور کنید که روزهای آخر زندگیش را میگذراند. نگران بچه هایش است و دوست دارد این روزهای آخر به آن ها خوش بگذرد و آنها بعدا او را فراموش نکنند. فکر می کنید چه کار می کند؟🤔 . شما برای محکم کردن ریشه های بین خودتان و بچه ها چه کارهایی میکنید؟ . پ.ن: دیدن فیلم سینمایی نامادری رو به همه ی پدر مادرها و معلم ها و خلاصه همه ی دوستانمان توصیه می کنیم😊 . #مدرسه_آرزوها #مادری #مادر_آرزوها #عکس_های_کودکی #خاطرات_مشترک#فیلم_سینمایی #نامادری#فیلم_سینمایی_خوب
17 اسفند 1399 09:06:30
0 بازدید
chamran_kids
🏴 اولین چیزی که بچه ها با اون برخورد می کنند، فضای خانه و پدر و مادر است. #پیشنهادی_برای_پدر_و_مادر_ها بعضی هایمان پرچمی به نشان عزاداری به دیوار میزنیم. لباس مشکی می پوشیم و شب ها یا صبح ها به هیئت می رویم. می توانیم بچه ها را هم در این کارها مشارکت دهیم: با مقوا، کاغذ رنگی و چندین ابزار تزیینی، برای خانه پرچم درست کنیم. (یادمان باشد برای بچه های زیر هفت سال اصراری به استفاده از رنگ مشکی نداشته باشیم) برای هیئت رفتن با هم برنامه ریزی کنیم. مثلا یک کاغذ بیاوریم و چیزهایی که میخواهیم با خودمان به هیئت برویم را نقاشی کنیم. برای هیئت مان سربند و پرچم درست کنیم. بعضی از بچه ها وقتی می بینند بزرگترها لباس مشکی پوشیدند، آن ها هم دوست دارند لباس مشکی بپوشند. حواسمان باشد کل دوماه را لباس مشکی نپوشیم و برای بچه ها هم اصراری نداشته باشیم و اجازه دهیم خودش انتخاب کند. برخورد خوب شما و هم بازی شدن با کودکان در این ایام، می تواند یک نسل را حسینی کند. #محرم #هیئت #خانه #سرباز_حسینم #کودک #هیئت_در_خانه #چمرانی_ها
10 شهریور 1398 16:21:56
10 بازدید
chamran_kids
🏴 🏴 در هیئت کودک چه کار هایی می توانیم انجام دهیم؟ #پیشنهادی_برای_هیئت_کودک 🎤 *شعر خوانی و نوحه خوانی جمعی* 📖 کودکان به شعر ها و نوحه های ساده، خصوصا شعر هایی که آهنگین است و بیت های تکراری دارد، بسیار علاقه دارند. 🎼 می توانید یک یا دو شعر کوتاه با این ویژگی ها را انتخاب کنید. (می توانید از بچه ها در این مورد نظر سنجی کنید) ✨هر شب به صورت دسته جمعی باهم بخوانید تا بچه ها حفظ شوند. ⚠️ اصرار و اجباری بر حفظ کردن نداشته باشید. 👦🏻 می توانید هر شب مسئولیت خواندن مداحی را به یکی از بچه های بزرگتر بسپارید. ✅ می توانید هرشب هیئت کودک تان را با سلام بر امام حسین به پایان برسانید. سلام بر حسین شهید سلام بر علی اکبر شهید سلام بر کودکان کربلا سلام بر یاران با وفا #سرباز_حسینم #هیئت #هیئت_کودک #محرم #کودک
17 شهریور 1398 15:40:13
9 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جستوجوی یخچالهای ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهانپُرکن برایش گذاشتم. «در جستوجوی یخچالهای ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی میخوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر میکردم کلاً جستوجو جالبترین کار دنیاست، حالا جستوجوی چیزهای عجیبتر، جالبتر هم هست. اسمهای خارجی برای شخصیتهای داستانم گذاشته بودم که رمانم جذابتر بشود. اسمهایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصهای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز میدادم که «من یه داستان 16صفحهای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.» . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقهای که به داستان داشتم، کتاب داستانهای خواهر و خالهام که خیلی کتابخوان بودند را میگرفتم و میخواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب میخوانم، حتی در خیابان. سالها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستانهای کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلمنامه از نویسندههای مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم میخواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوستداشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایاننامه، نامهنگاریهای اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتابهای علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
26 تیر 1399 18:26:32
1 بازدید
chamran_kids
. معلم ها کجای زندگی بچه ها هستند؟ و بچه ها کجا زندگی معلم ها؟ . این متن مربوط به زمانی است که عموی پسرهای پیش دبستانی چمران، خودش را به بیمارستان رساند تا احوالی از خانواده ی شاگردش که در کما رفته بپرسد. به سرعت پیام به تمام پایه های مدرسه ارسال شد:👇🏻 "بسم الله الرحمن الرحیم 🛑یا من اسمه دوا و ذکره شفا متاسفانه طی سانحه ای یکی از بچه ها پیش دبستانی حادثه جدی براشون پیش اومده و الان در کما هستند. خواهش میکنم هر چقدر از دستتون برمیاد دعا کنید و بسپارید دعا کنن ان شالله به لطف امام رضا برگردن." و این متن بعد از رفتن همان شاگردش است...👇🏻😔💔 "سلام و عرض ادب خدا ان شالله به خانواده علمی صبر عطا کنه مصیبت خیلی سختیه داغش به دلمون موند و قد کشیدنشو ندیدیم... خاطراتی که یه زمانی میتونستن دلیلی برای شاد بودن باشن الان آیینه دق شدن... خدا بخیر بگذرونه و به دل مادرش رحم کنه." ما چه میدانیم در دل عموی جوان تازه کار چمرانی چه میگذرد؟ وقتی تنهایی و موبایل به دست از این طرف حیاط میدوید آن طرف و با بچه های آن طرف خط تفنگ بازی میکرد، به امید شاد کردن بچه ها بود. بچه هایی که تمام عشقشان این بود هفته ای یکبار بیایند و عمو را ببینند یا تصویرش را در فضای کوچک اسکایپ نگاه کنند. فردا عمو دوباره کلاس آنلاین دارد و این بار غمی بزرگ بر دلش است... تازه عموها، مثل خاله ها خیلی راجع به هر چیزی حرف نمیزنند... عمو ماند و آیدی محمدعلی علمی.....و داغی که برای همیشه بر دلش ماند....داغ بزرگ شدن و قد کشیدن پسر بچه ای سرزنده.... . این متن تقدیم میشود به عموی پیش دبستانی، تمام عموهای چمران و تمام معلم های دنیا که شاگردی را ازدست دادند و داغی بزرگ بر دلشان نشست....داغی که هیچ وقت سرد نمیشود! . پ.ن۱: میشد عکس هایی به شیوه خبرگزاریها گذاشت، از لحظه ای که مادرِ محمدعلی، عموی پسرش را دید، از لحظه ای که پدر محمدعلی و عمو همدیگر را در آغوش گرفتند و زار زدند، از لحظه ای که عموی پیش دبستانی، لحظه ی تدفین شانه هایش لرزید و از لحظه تلقین خواندن که عمو دوزانو روی سنگ ریزه ها نشست... . ولی عکسی نمیگذاریم. نه از عموی پیش دبستانی ها و نه باقی عموها که همه خودشان را به مراسم رساندند و عقب تر از همه ایستادند و خداحافظی بقیه با پسرک را نگاه کردند. خاطره ی ما و عموها با محمدعلی همان خاطرات شیرین کودکی باشد. همان دویدن ها، تیراندازی ها و خندیدن ها.... پ.ن۲: از آن بالا باز هم با عمو تفنگ بازی کن! محمدعلی بدو... عمو منتظرته ها....😭🖤 #معلم_آرزوها #مدرسه_آرزوها#معلم #معلم_داغدار#شاگردان_کوچک#کودکان_پاک
17 فروردین 1400 11:46:43
0 بازدید
chamran_kids
🎈 تولد امام رضا نزدیکه و می تونید با دادن هدیه های کوچیک، مثل #بادکنک بچه ها رو خوشحال کنید. برای تهیه ی این بادکنک ها، به صفحه هاچین سر بزنید: @chamran_gifts @chamran_gifts @chamran_gifts #امام_رضا #تولد #عیدی #هاچین #هدایای_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
16 تیر 1398 04:35:12
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
☀️ پسرم تا وقتی کوچک بود، مدام مهر دستش می گرفت و دولا و راست می شد و به قول خودش الله می کرد و ما ذوق می کردیم. اما حالا که شانزده ساله شده، مدام لجبازی می کند. باید هزار بار به او بگویی تا بلند شود و لحظه های آخر نماز بخواند... این را یکی از دوستانم تعریف می کرد. به راستی چه اتفاقی می افتد در این چند سال که انگیزه و علاقه ی یک کودک تغییر می کند؟ ما به عنوان مادر، پدر و یا مربی این کودک، چه کارهایی باید انجام می دادیم که ندادیم؟ تربیت دینی و دیندار شدن کودک یک شبه اتفاق نمی افتد، باید از همان سال های اول برنامه داشته باشیم. اما چه برنامه ای؟ #تربیت_دینی #نماز #کودک #سن_تکلیف #دینداری #نسل_مهدوی #بچه_شیعه #یک_مدرسه_چمرانی #چمرانی_ها