پست های مشابه

chamran_kids

🏴 🏴 شاید شما هم یکی از خادمين امام حسین ع باشید. شما هم می توانید در تربیت این نسل حسینی شریک باشید: ‌ #پیشنهادی_برای_هیئت ‌ *صحبتی با خادمین هیئت* ‌ ١. سعى كنيم در ايام محرم بيشتر از هميشه با بچه ها مهربان باشيم و با روى گشاده پذيراى آنان باشيم. ‌ ٢. با دادن مسئوليت هاى كوچك به بچه هاى بزرگتر ، مانند پخش ليوان آب در هيئت، مرتب كردن كتاب هاى دعا و قرآن و مراقبت از بچه هاى كوچكتر و.. انگيزه آنها را براى حضور در اين مجالس بيشتر كنيم . ‌ ٣. با تحمل و صبر بيشترى با مادرى كه با فرزند خود در اين مجالس شركت كرده رفتار كنيم . چون هر مادرى مثل همه ما حق حضور در اين مجالس و بهره از آن را دارد. ‌ ٤. سعى كنيم از تذكرات با لحنى تند و مستقيم به بچه ها و مادرها بپرهيزيم و با آرامش بيشترى نظم فضاى هيئت را مديريت كنيم تا خاطره خوبى از خادمين هيئت ها در ذهن بچه ها نقش ببندد. ‌ ✅ به يقين خدمت به بچه ها و خوشحال كردن آنان در مجالس امام حسين ثوابى ده ها برابر خواهد داشت خود را از اين ثواب محروم نكنيم كه محرم بسترى براى رشد هر فرد است. ‌ #سرباز_حسینم #هیئت #محرم #کودک

15 شهریور 1398 18:37:40

9 بازدید

chamran_kids

. یادش بخیر عید غدیرایی که با بچه ها تو مدرسه بودیم... کنار هم جشن می‌گرفتیم، کاردستی درست می‌کردیم، نقاشی می‌کشیدیم. یه بارم با بچه های حسینیه کودک یه رنگ بازی حسابی راه انداختیم و با دست و پاهای رنگیمون، عیدمون رو رنگارنگ کردیم...🤗 پارسال یه پویش داشتیم؛ عید امیر. دخترهای ادبستانی برای ماشین ها و مغازه ها پرچم و کارت دعوت درست کردند تا همه جا برای عید غدیر آماده بشه. با هم شعر خوندیم و کیک درست کردیم، خونه ها و کلاس هامون رو تزیین کردیم، نذری پخش کردیم، عیدی گرفتیم و عیدی دادیم. و خلاصه کلی خاطره های شیرین از #عید_غدیر ساختیم... . حالا امسال که شرایط متفاوته و نمیتونیم اون لحظه های قشنگ رو کنارهم داشته باشیم، چه جوری خاطره ی خوب برای بچه ها بسازیم؟ . ۱. میتونیم توخونه با بچه ها برای اطعام غدیر در حد توان بسته های غذایی یا غذا تهیه کنیم. ۲. میتونیم ماسک بدوزیم و پخش کنیم. ۳. با بچه ها خونه یا کوچه هامونو تمیز و تزئین کنیم. . ۴. بهترین لباس هامونو بپوشیم! ۵. عیدی های ساده برای بچه ها و بزرگترها درنظر بگیریم! حتی یه دست سازه از خود بچه هامون هم میتونه مارو خوشحال کنه.😊 . عیدتون کلی مبارک!! الهی که تنتون سالم و حال دلتون خوش باشه چمرانی های عزیزدل❤️ #جشن_بزرگ#عید_امیر #برکه_ی_رنگین_کمونی#کودک #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #امامت_علی_علیه_السلام#عید_شیعیان#شیعه

17 مرداد 1399 16:24:45

0 بازدید

chamran_kids

🎁.#فیلشاه#مسابقه موسسه هنرهای تصویری سوره با همکاری منظوم، مرجع سینما و تلویزیون ایران مسابقه نقاشی با موضوع انیمیشن سینمایی در رده سنی کودک و نوجوان فیلشاه برگزار می‌کند. از شخصیت‌ها و یا صحنه‌های جذاب انیمیشن فیلشاه نقاشی بکشید و برامون ارسال کنید تا برنده یکی از 40 جوایز نفیس ما بشید. برای شرکت در مسابقه، نقاشی خود را همراه با نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد و عکس شخصی خود به یکی از آیدی‌های شبکه اجتماعی تلگرام یا بله با آیدی @sourehevent ویا شماره تماس 09109264137 ارسال کنید.مهلت ارسال فقط تا ۳۰ آآذر 🔸 🔸 🔸 @vac.soureh @manzoom_ir 🔸 #مسابقه#جایزه#فیلشاه#سینما#سینمایی#بازیگر##فیلم#سریال#تبلیغات#تیزر#ویدئو#ویدیو#بازیگر_سینمایی#بازیگری#ایرانی#خارجی#کلیپ#انیمیشن#ارز#دلار#هادی_محمدیان#فیلشاه#انیمیشن#کارتون#ایرانی#کودک#نوجوان

13 آذر 1397 09:21:58

0 بازدید

chamran_kids

📣 خبر دارین پیش ثبت نام چمرانی‌ها شروع شده؟ ‌ از همین الان می تونید فرم پیش ثبت نام رو تو سایت تکمیل کنین. ‌ Chamraniha.com وقتی فرم رو تکمیل کنین، تو فروردین ماه باهاتون تماس می گیریم و برای جلسه معارفه دعوتتون می کنیم. ‌‌ ادبستان دخترانه: پیش دبستانی تا پنجم ادبستان پسرانه: پیش دبستانی تا ششم ‌ اگه هر سوالی در مورد ثبت نام دارید، همین پایین کامنت کنین. ‌ #دبستان #دبستان_پسرانه #دبستان_دخترانه #ادبستان #مدرسه #ثبت_نام_مدرسه #مدرسه_بازی_محور #مدرسه_پروژه_محور #چمرانی_ها #حمزه_دوران

05 بهمن 1399 17:32:04

0 بازدید

chamran_kids

مامان ها! باباها! دیگه آخرین فرصته❗❗❗❗❗ . ❌فقط برای دخترها ظرفیت داریم❌ . از مهد کودک ۵ ساله ها چه خبر⁉️🤔 . قراره با بچه ها کلی فعالیت و بازی جالب و هیجان انگیز، استقلال و دوستی های جدید رو هم کنارهم تجربه کنیم 🤗 . 🔴۲ روز در هفته 🔴به مدت ۲ ساعت 🔴در مجموعه ی شهید چمران . ✔برای ثبت نام فقط کافیه دایرکت بدید یا به سایت چمرانی ها سربزنید: Chamraniha.com . ✅این پست رو سیو کنید و برای والدین بچه دار بفرستید که از آخرین مهلت ثبت نام جا نمونند!! . ❌ظرفیت مهدکودک پسرها تکمیله و فقط برای یک سانس دخترهای ۴ و ۵ سال به صورت‌ محدود پذیرش داریم😇 . #مهد_کودک #مهد_تعاملی #بازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

14 مهر 1400 14:17:40

0 بازدید

chamran_kids

داریم خودمون رو گم می کنیم! ‌. تا حالا به معنای زندگی تون فکر کردین⁉️ . موضوعی که امروزه داره کم کم از زندگی مون گم میشه، همین معنای زندگیه. ‌. برای چی داریم تلاش می کنیم؟ برای چی داریم می دوییم؟🤔 . کم کم داریم تبدیل میشیم به یه ماشین مادری! بیدار بشیم، صبحانه رو آماده کنیم، بساط کلاس آنلاین رو بچینیم، غذا، رسیدگی به خونه، رسیدگی به درس بچه ها و ... .😓 . یه لحظه صبر کنین!!! یکم با خودتون مرور کنید. زندگی شما هم شبیه همین ماشین مادری شده؟ برامون بنویسید👇🏻 . #مادری#مادری_کردن#معنای_زندگی #مادر_موفق#چالش_مادری #مادرانه

03 اسفند 1399 17:29:34

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن