پست های مشابه

madaran_sharif

#ف_اردکانی *منشور حقوق خانواده‌های چند فرزندی* (نسخه مسئولین): ماده۱: مسئولین محترم لطف بفرمایید، به جای برگزاری n تا همایش و کنفرانس و کنگره جهت رفع بحران جمعیت، اونم فقط در هفته‌ی جمعیت! یه کوچولو به هم کمک کنید فیتیله‌ی قیمت‌ها رو بکشید پایین! تضمینی جمعیت خود به خود زیاد می‌شه. البته ما معتقدیم روزی‌مون دست خداست نه شما، برای اینکه بتونید رزومه پر کنید می‌گیم.😉 ماده۲: نمایندگان محترم! ما نمی‌دونیم مبناتون برای انتخاب تاریخ جهت اعطای تسهیلات فرزندآوری، طی ده، بیست، سه پونزده ! افتاده آبان هزار و چهارصد😒 یا....؟!! ولی بدانید و آگاه باشید که دوفرزندی‌های جوان، بعد از این تاریخ به نون و نوایی هرچند اندک رسیدن، ولی چند فرزندی‌های میانسال و بعضاً عروس و دوماد دار قبل این تاریخ هنوز مستأجرن و ماشینم ندارن!!😔 البته همین که آغازگر حمایت بودید، جای تشکر داره.🤚🏻 ماده۳: بعضی مسئولین گرامی! لطفا خودتونم یه تکونی به خودتون بدید، جهت افزایش جمعیت!! تا بدونیم شعاراتون‌ رو خودتون هم موثره! یا حداقل همین دو سه تا دردونه رو نفرستید اون‌ور آب! نقش سیاهی لشکر که می‌تونن بازی کنن تو این قحطی جمعیت.😜 ماده۴: مسئولین گرام شهرداری‌ها! حمایت از خانواده‌های چند فرزندی خیلیم کار شاقی نیستا!! کافیه یکم تخفیف بلیط مترو و شهربازی و اقامتگاه واسه سفر یا استخر و... برای بچه‌هامون در نظر بگیرید. ماده۵: مسئولین محترم وزارت صمت! نمی‌شه که هی ما از اینور جمعیت زیاد کنیم هی از اونور با پراید به کشتن‌ بدین! لطفا آب و خاک قاطی فرموده، جهت مسدودسازی درب کارخانجات خودروسازی هرچه سریع‌تر اقدام نمایید!😁 ماده۶: مسئولین عزیز! آیا از قیمت پوشک و شیرخشک خبر دارید؟!! هیچی... گفتیم اگر خبر ندارید ،خبردارتون کنیم.😒 ماده۷: مسئولین محترم صدا و سیما و فیلم و سریال سازهای گرامی! شما رو به مقدساتتون سوگند! انقدر ما خانواده‌های چند فرزندی رو تو فیلماتون بدبخت و فقیر و بیچاره نشون ندید. ماها به برکت بچه‌هامون خیلیم خوشبخت و ثروتمند و با چاره ایم.😎✌🏻 ماده۸: مسئولین محترم وزارت بهداشت! همونطور که جریمه‌های توهین به کادر محترم درمان رو بنر می‌کنید اندر عیون ملت، لطف فرموده یه جریمه هم برای بعضی از همکارانتون بنر کنید که وقتی می‌فهمن بچه‌ی چندممونه، طوری رفتار می‌کنن انگار ثروت هفت نسلشونو بالا کشیدیم!!! ماده۹: مسئولین محترم مدارس و معلمان زحمتکش! می‌شه ما جلساتو هشت درمیون شرکت کنیم؟😂 ماده استراتژیک آخر رو در کامنت اول بخونید! #مادران_شریف_ایران_زمین

10 تیر 1401 18:32:04

4 بازدید

madaran_sharif

#ز_منظمی (مامان علی آقا ۳سال و ۴ماهه و فاطمه خانم ۲سال و ۲ماهه) . چند وقته اوضاع خونه نا آرومه. گل پسری بداخلاق شده... سر مسائل کوچولو شروع به پرخاش می‌کنه و اوضاع خونه رو به هم می‌ریزه. دم به دقیقه به دست و پای خواهرش می‌پیچه و گلاویز می‌شن. روزی چندبار با داد و فریاد و بهانه گیری‌هاش کلافه‌ام می‌کنه.😫 . چند روز پیش بعد یه جروبحث الکی با پسری، حس کردم تحملم تموم شده و حالم خوب نیست... رفتم تو اتاق و گفتم چند دقیقه کسی پیش من نیاد. (چقدر گوش کردن😬)  . فردا صبحش هنوز حالم خوب نشده بود. برای پیشگیری از درگیری بیشتر و بهتر شدن حال خودم، تصمیم گرفتم اون روز تا آخرین حد ممکن، تو خواسته‌های علی آقا #نه نیارم… . درقدم بعدی برای بهبود حالم ۹ تا نون پختم.😉 (ورز دادن خمیر معمولا حالم رو بهتر می‌کنه)  . اون روز کمی آرام‌تر گذشت. . بعد آرامش نسبی اون روز، با بالا و پایین کردن شرایط این چند وقتمون، حس کردم شاید مقصر اصلی خودم باشم. . انگار مدتیه برخلاف همه‌ی شعارهایی که در باب آزادی بچه‌ها و امیر بودن کودک زیر ۷ سال می‌دادم، خیلی امر و نهی می‌کنم و حواسم به بچگیشون نیست. یه عالمه هم اما و اگر براشون ردیف می‌کنم: با غذا بازی نکن! نون رو تکه‌تکه نکن! لباستو اینجا نذار! اسباب بازی‌هاتو جمع کن! . . اگر دیر آماده بشی بیرون نمی‌ریم. اگر اسباب بازی‌هاتو جمع نکنی منم نمی‌تونم باهات بازی کنم. اگر با خواهرت دعوا کنی منم... اگر... . انگار این ایراد گرفتن‌ها و گیر دادن‌های مداوم، پسری رو عصبی کرده و تحملش تموم شده.🤪 شاید به این شیوه داره مراتب اعتراضش به نحوه‌ی مدیریت خونه رو به گوش مسئولین می‌رسونه.😜 . خلاصه که در راستای احترام به حقوق شهروندان، تصمیم گرفتم تلاش کنم تا شرایط بهتر بشه. اگر ها و تهدیدها رو حذف کنم. #نه ها و گیر دادن‌ها رو محدود کنم. . واقعا کار سختیه...😬 مخصوصا قسمت اما و اگر😑 به خودم می‌گم چرا این نکات تربیتی یادم رفت؟!🤔 . انگار که بیشتر از خوندن کتاب‌های تربیتی مختلف، به تذکر و مرور همون دانسته‌های اولیه نیاز دارم. انقدر که برام ملکه بشه. . شاید برای همینه که می‌گن اگر به اونی که می‌دونی عمل کنی خدا چیزی که نمی‌دونی رو بهت یاد می‌ده. . . از روزی که تصمیم گرفتم کمتر به پسری گیر بدم و تا حد ممکن #نه بهش نگم، خونه آروم‌تر شده. مثل اینکه پسری هم داره عقب نشینی میکنه.  . هرچند هنوز ترکش‌هاش هست.😬 اما مهم اینه که اوضاع رو به بهبوده💪🏻 . هر روز که می‌گذره بیشتر می‌فهمم چقدر مادری پر پیچ و خمه و چقدر من رو رشد می‌ده.. . . #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

12 اسفند 1399 17:46:03

1 بازدید

madaran_sharif

. #ز_م . داشتم برای علی آقا👦🏻 کتاب📔 می‌خوندم، که یه دفعه زد رو صفحه و گفت: چرخ دوچرخه‌ی🚲 این دختره چی داره؟ منم از اینا می‌خوام. دختر توی کتاب توی چرخش مهره‌های رنگی داشت یه کم فکر کردم و خواستم بگم ما نداریم،⁦🤷🏻‍♀️⁩ نمی‌تونیم،⁦✋🏻⁩ حالا بعداً می‌خریم،😏 بعداً پیدا می‌کنیم و... که یه لحظه مکث کردم...🚫 . گفتم بیا با هم درست کنیم😍 برو کاغذ رنگی و چسب بیار ما هم می‌تونیم چیزای رنگی بچسبونیم روی دوچرخه‌ت🚲 . تو ذهنم بود کاغذا رو براش کوچولو کوچولو ببرم با چسب آبکی به چرخش بچسبونه⁦👌🏻⁩ ولی خودش رفت چسب کاغذی آورد... یه حس مادرانه گفت حالا که این‌طوره چرا خودش قیچی نکنه؟🤔 قیچی✂️ و کاغذا رو دادم دست خودش... . کاغذا رو کوچولو کوچولو کرد ولی اون‌طوری که من می‌خواستم نشد⁦🤷🏻‍♀️⁩ خیلی بزرگ‌تر از کوچولو بود😄 . گفتم حالا چطور می‌خوای بچسبونی؟🤔 شروع کرد تکه‌تکه از چسب کاغذی برید و تکه‌های کاغذرنگی رو به چرخش چسبوند. . این وسط هم خواهری👧🏻 زحمت تقویت صبر و اعصاب داداش😤 ( با کندن چیزایی که داداشی می‌چسبوند و چسبوندنشون به جاهای دیگه) رو به عهده داشت🤭 . بیشتر از این‌که وسط چرخ بچسبونن رو تایر چسبوندن😄 نتیجه‌ی کار با چیزی که توی ذهن من بود خیلی فاصله داشت🧐 اما همون لحظه با خودم گفتم عوضش خودش ساخته صفر تا صدش رو مشارکت کرده⁦👌🏻⁩ خودش که نتیجه‌ی کار رو دید یه کم فکر کرد🤔 و گفت شبیه کتاب نشد، فرق داره گفتم اشکال نداره عوضش کار دست خودته خودت ساختی...⁦😉 نسبتا راضی شده بود... داشتم فکر می‌کردم خیلی دوست دارم که بچه‌هام بتونن از امکانات موجود استفاده کنن. یا چطور می‌شه به بچه‌هام یاد بدم قدر چیزی که خودشون ساختن رو بهتر بدونن...😊 . یاد خاطرات بچگیم⁦👧🏻⁩ افتادم، خیلی از اوقاتی که‌ دوستام چیزایی داشتن که من نداشتم و خیلی دلم می‌خواست...😔 همون موقع‌ها مامانم⁦🧕🏻⁩می‌گفت بیا شبیهشو بسازیم... بیا باهم درست کنیم...⁦💪🏻⁩ و یادمه گاهی بعدش دوستام به مال من حسرت می‌خوردن نه به خاطر اینکه خیلی شاهکار بود، بیشتر به خاطر اینکه عشق مامانم رو توش می‌دیدن...😍 و حس کردم شاید همین عشق کافی باشه...😊🥰 . . #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

05 مرداد 1399 16:23:13

0 بازدید

madaran_sharif

. شلوار کثیف و رنگی و خیس...👖 پوشک محتاج تعویض... جییییغ و داد...⁦🤦🏻‍♀️⁩ لگد و ضربات محکم پا... و خلاصه مقاومت شدید در برابر تعویض پوشک!😥 . از این صحنه‌های آشنای هر مادر، وقتی بچه حسابی آتیش سوزونده و بازیگوشی‌هاشو کرده و وقت تعویض لباس و پوشکش نق می‌زنه. - حسین مامان...وایستا یه دقیقه... مامان لگد نزن... آخه چرااا؟؟😤 . . مقاومتش رفته بود بالا... پوشکو که نزدیکش می‌بردم جوری با لگد می‌زد بهش که پرت می‌شد دو متر اون طرف‌تر😐 داشت کم کم اعصابم خط‌خطی می‌شد که مامانمو صدا کردم: -ماااااامااااااان... میای کمک؟🤕 . حسین همچنان لگد می‌زد و با جیغ می‌گفت: نهههه...😤 مامانم اومد. با لبخند به حسین گفت: سلام عزیییزم. ئه شلوارشو نگاه... چقدر رنگی‌رنگی و خیس شده... بذار پوشکتو عوض کنم پات راحت شه.😇 . پوشکو نزدیک پای حسین برد و حسین با یه جیغ دیگه لگد محکمی به پوشک زد و پوشک دو متر پرت شد.😐 مامانم خندید و با تعجب گفت: ئههههههه اینجا رو نگاه چقدر بلند پرت شد. حسین که انگار انتظار خنده‌ی مامانمو نداشت ساکت شد😐. مامانم گفت: پوووووشک پرندههههه😲😍 دوبارهههه دوبارهههه😍😍 . و پوشک رو نزدیک پای حسین برد. حسین با یه نیشخند دوباره پوشکو پرت کرد بالا. مامانم گفت: نگاش کن این پوشک پرنده ست...😍 بذار ببینم تا کجا می‌پره بالا؟😊 و محکم انداختش بالا😃 حسین که حسابی سرگرم پوشک پرنده شده بود و با خنده و بی‌حرکت داشت نگاهش می‌کرد، مامانم آروم یه پوشک دیگه برداشت و زود عوضش کرد و تمام!😎 . اونجا فهمیدم حسین چیزیش نیست! فقط #توجه و #بازی می‌خواد.⁦🤸🏻‍♂️⁩ ولی من ناخواسته دارم با رفتارم خستگی‌ها و بی‌حوصلگی‌هامو به بچه منتقل می‌کنم.😥 . بعد از تعویض لباسش هم یک ربع داشت با مامانم پوشک پرنده بازی می‌کرد و غش‌غش می‌خندید.😐😅😂 . پ.ن: مادرم همیشه می‌گه تو که غذا نخوری بچه هم نمی‌خوره. تو که بی‌حوصله باشی بچه هم بی‌حوصله‌ست. تو که عصبی باشی بچه هم عصبیه. خلاصه بچه‌ها آینه‌ی مادران🤔🙄😊 . . #ف_مصلحت‌جو #سبک_مادری #مادری_باصبر #مادری_باحوصله #مادربزرگ #مادران_شریف_ایران_زمین

24 فروردین 1399 16:00:36

2 بازدید

madaran_sharif

. #ز_منظمی (مامان علی آقای ۳ سال و نیمه و فاطمه خانم ۲سال و ۴ ماهه) . آذر ماه ۳ سال پیش بود که راهی هلند شدیم... از روز اول منتظر بودم ۶ ماه بعد برگردیم که مدام ۶ ماه به ۶ ماه اول اضافه می‌شد😉🙄 تا اینکه یک روز خیلی ناگهانی قرار شد دو هفته بعد اون ۶ ماه به پایان برسه😅 ۲ هفته سخت و پرمشغله گذشت ... . بستن ساک 🤯 دل کندن از وسایلی که جا برای بردنشون نداشتیم😪 بدو بدو و تمیز کردن خونه برای تحویل به شرکت... سخت ترین مرحله، سفر یک شبانه روزی بود...😰 ۱۳ ساعت در فرودگاه و هواپیما با دوتا کوچولو و ۹ تا ساک و کوله پشتی🤒 بقیه‌اش هم سوار ماشین تا شهرستان... . از چند روز قبل از سفر خواب‌هام نا آرام بود و کابوس می‌دیدم... دم رفتن هم حالم خوب نبود... دوست عزیزی بهم گفت؛ ذکر بگو... بگو؛ اللهم قَرِّبْ عَلَيْنَا الْبَعِيدَ وَسَهِّلْ عَلَيْنَا الْعَسِيرَ الشَّدِيدَ خدایا دور را بر ما نزدیک کن، و دشوار و سخت را بر ما آسان گردان (مناجات المریدین) . همونطور که مشغول آخرین جمع و جور کردن‌ها بودم زمزمه می‌کردم و ذکر می‌گفتم. حالم بهتر شد... ۲۴ ساعت گذشت... با چالش‌های مخصوص خودش... گریه و بهانه بچه برای ماسک بچه‌گونه که دست یه بچه دیگه دیدن...🤯 بهانه‌گیری علی آقا به خاطر مانیتور نداشتن هواپیما 😒 هواپیمایی که به جای ناهار بهمون نون و پنیر داد😐 گرسنگی وسط دو پرواز وقتی خوراکی هامون تموم شده بود...😋 سر شدن دست مامان و بابا به خاطر حمل ۴۰ کیلو بار (نفری ۲۰ کیلو) از اینور فرودگاه به اونور از این هواپیما به اون هواپیما 🤪 خستگی و فرسودگی این راه طولانی... . وسط همه‌ی این سختی‌ها که برای بیشترشون هم کاری از دستم برنمی‌اومد 🤷‍♀️ فقط همون ذکر رو تکرار می‌کردم و از خدا کمک می‌خواستم... در نهایت بیشتر چیزهایی که نگرانشون بودم پیش نیومد...🤗 و خیلی آسون تر از چیزی که فکر می‌کردم گذشت...🤩 . و فکر کردم که چرا همیشه قبل از هرچیز، از خدا کمک نمی‌خوام و بیشتر دعا نمیکنم؟ و باز هم فرازی از مناجات مریدین شرمنده تر و امیدوارترم کرد. فَيا مَنْ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلِينَ عَلَيْهِ مُقْبِلٌ، ای کسی که به رو آورندگان به خویش، رو آورد وَبِالْغافِلِينَ عَنْ ذِكْرِهِ رَحِيمٌ رَؤُوفٌ و به غفلت ورزان از یادش، دلسوز و مهربان است . رسیدیم وطن خدایا شکرت . #روزنوشت_های_مادری #مادران_شریف_ایران_زمین

09 خرداد 1400 17:42:59

0 بازدید

madaran_sharif

. #قسمت_هشتم . #بنت‌الهدی( مامان سه دختر) . مجرد که بودم، فکر می‌کردم تمام روزم پره و وقت خالی ندارم.😏 . ازدواج کردم و کارهام بیشتر شد، ولی بازم به همه‌شون می‌رسیدم و حس می‌کردم دیگه واقعاً وقتم پره!😅 . دوقلوها که دنیا اومدن، دیگه احساس می‌کردم هیچ وقت خالی‌ای ندارم!😁 . الآنم که سه تا بچه دارم و کلی پروژه و فعالیت جدید هم به برنامه‌م اضافه شده بازم تمام روزم پره!😂 . اما طبق تجربه معتقدم هنوزم وقتم پر نیست! اصلاً شاید وقت پرشدنی نیست! هی کش میاد! زمان #برکت پیدا می‌کنه. . وقتی حجم کار میره بالا، مجبور میشم با #برنامه_ریزی دقیق‌تری پیش برم. روی زمان‌های پرت حساس میشم و ازشون استفاده می‌کنم.💪🏻 . یه دفترچه دارم که همه کارهایی که باید انجام بدم رو اونجا یادداشت می‌کنم.📒 در طول روز هر جا که وقتم خالی میشه از تو دفترچه یکی از کارها رو انتخاب می‌کنم و انجام میدم. مثلاً تحقیقی باید انجام بدم یا کتابی بخونم. گاهی حتی در حین کلاس‌های نه چندان مفید دانشگاه مشغول انجامشون میشم. . هر روز هفت صبح میرم دانشگاه.گاهی تا ظهر هستم و گاهی کمی بعدتر میرم خونه. وقتی برمی‌گردم تمام وقتم رو با بچه‌ها می‌گذرونم. هر چند الان که بزرگتر شدن خیلی پیش میاد که خودشون مشغول بازی میشن و من ترجیح میدم اینجور مواقع کتاب دستم بگیرم، تا بچه‌ها هم ببینن که مادرشون مطالعه می‌کنه!😎 هرجا بخوام برم و امکان بردن بچه ها باشه با خودم میبرمشون.👧👧👯 . تو انتخاب اینکه چه کارهایی رو تو برنامه بیارم هم وسواس دارم. کارهای خوب خیلی زیاده. ممکنه هزار و یک کار باشه که من دوست داشته باشم انجام بدم اما من باید برای بازه‌های مختلف زندگیم یک هدف رو در نظر بگیرم و هر کار خوب دیگه‌ای رو اگه در راستای رسیدن من به اون هدفم هست انجام بدم.😊 . اول هر سال میریم مشهد❤️ من و همسرم همون‌جا یه برنامه یک‌ساله می‌نویسیم. با مشورت هم اهداف و برنامه‌هامون رو مشخص می‌کنیم. در طول سال هم چند وقت یک بار بررسی می‌کنیم که چقدر پیش رفتیم و کجا کم‌کاری کردیم. چه کارهایی رو باید حذف کنیم و چه کارای جدیدی رو باید اضافه کنیم. یکی از موضوعات گفت‌و‌گوهای دونفره‌مون همین‌هاست.🧔🏻👩🏻 . البته اینها همه راهکارهای ثانویه هستند! مهم‌ترین راهکارم برای جمع بین فعالیت‌ها با مادری توسل هست. توفیق فکر کردن و برنامه‌ریزی رو هم به لطف اهل‌بیت دارم.🙏🏻 . نکته دوم هم برکته! خدا به همت و زمان کسی که طبق وظیفه کار می‌کنه برکت میده.😍👌 پ ن: البته از وقتی کرونا اومده مشهد نمی‌ریم😔 ولی برنامه سالانه مینویسیم.👌 #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_

26 اسفند 1399 17:09:19

1 بازدید

مادران شريف

0

0

. . #قسمت_هفتم . #ام‌البنین (مامان سه پسر ۹ساله، ۷ساله و ۵ساله) . کوچولوی سوم ما، خیلی آروم‌تر از قبلی بود.😃 می‌ذاشتمش یه کنار و کارهای خودم و دو تای اولی رو می‌کردم؛ وقتی هم که بزرگتر شد، خیلییی خوب با پسر دومم هم‌بازی شد. برای همین، از وقتی که دوساله شد و شروع کرد به صحبت کردن و بازی کردن با داداشش، یهو کلی از وقتم، خالی شد. . الانم الحمدالله روابطشون با همدیگه، خیلی خوبه! طوری که هرکی می‌بینه باورش نمی‌شه دو تا پسر اینقد خوب باشن!!😄 . اون دو تا که بازی می‌کردن. فقط گل‌پسر می‌موند که من باید سرگرمش می‌کردم و بهش می‌رسیدم. . گاهی اونم باهاشون، مشغول می‌شد و این خیلی براش خوب بود. مثلاً قبلا اگه می‌خواست بگه یه چیزی رو بده به من، با چند کلمه‌ی نامفهوم، من منظورشو می‌فهمیدم؛ ولی از وقتی سعی کرد با داداش‌هاش ارتباط بگیره، تلاش می‌کرد واضح‌تر بگه تا اونا هم بفهمن.👌🏻 . یه مدت، وقتی سومی تازه شروع کرد به صحبت کردن، گل‌پسر هم گفتاردرمانی می‌رفت و صحبت کردنش داشت بهتر می‌شد. و تو یه بازه‌ای، قشنگ تلاششون برای حرف زدن، با هم موازی شده بود...😍 . . یکی از مسائل خانواده‌هایی که فرزند اولشون مشکل داره، اینه که آیا بازم بچه‌دار بشن یا نه؟ . خیلی‌ها می‌ترسن که بچه‌ی بعدی هم مشکل‌دار باشه. برای همین، مشکلات این بچه‌ها بررسی می‌شه که معلوم بشه به چه علت اینطوری شده. اگه تو آزمایش‌های ژنتیک، چیزی معلوم نشه، احتمالش خیلی کم می‌شه و باید به خدا توکل کرد.😌 . بچه‌ی دیگه داشتن، برای روحیه‌ی خود پدر و مادر خیلی خوبه.☺️ . تو کاردرمانی، معمولا همه می‌گفتن مادرهایی که بچه‌ی دیگه‌ای ندارن، خیلی افسرده‌ترن. چون فکر می‌کنن دارن انرژی می‌ذارن و بازدهی خیلی کمی می‌گیرن و این، به مرور آدم رو اذیت می‌کنه...😣 . داشتن بچه‌ی دیگه، برای رشد خود بچه‌ی معلول هم خیلی خوبه.👌🏻 . چون یکی رو می‌بینه که داره مراحل رشد رو طی می‌کنه و تلاش می‌کنه با رشد اون، خودش هم پیشرفت کنه. . مثلاً وقتی اونا حرف می‌زنن، بچه‌ی معلول هم دوست داره حرف بزنه و باعث می‌شه توان کلامیش بهتر بشه. . یا مثلا نوزادی رو می‌بینه که اول راه نمی‌رفته ولی کم‌کم راه می‌ره. این باعث می‌شه بچه‌ی معلول هم تلاش کنه که راه بره و این تلاشی که می‌کنه، خیلی خوبه😃 . . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madaran_sharif

مادران شريف

0

0

. . #قسمت_هفتم . #ام‌البنین (مامان سه پسر ۹ساله، ۷ساله و ۵ساله) . کوچولوی سوم ما، خیلی آروم‌تر از قبلی بود.😃 می‌ذاشتمش یه کنار و کارهای خودم و دو تای اولی رو می‌کردم؛ وقتی هم که بزرگتر شد، خیلییی خوب با پسر دومم هم‌بازی شد. برای همین، از وقتی که دوساله شد و شروع کرد به صحبت کردن و بازی کردن با داداشش، یهو کلی از وقتم، خالی شد. . الانم الحمدالله روابطشون با همدیگه، خیلی خوبه! طوری که هرکی می‌بینه باورش نمی‌شه دو تا پسر اینقد خوب باشن!!😄 . اون دو تا که بازی می‌کردن. فقط گل‌پسر می‌موند که من باید سرگرمش می‌کردم و بهش می‌رسیدم. . گاهی اونم باهاشون، مشغول می‌شد و این خیلی براش خوب بود. مثلاً قبلا اگه می‌خواست بگه یه چیزی رو بده به من، با چند کلمه‌ی نامفهوم، من منظورشو می‌فهمیدم؛ ولی از وقتی سعی کرد با داداش‌هاش ارتباط بگیره، تلاش می‌کرد واضح‌تر بگه تا اونا هم بفهمن.👌🏻 . یه مدت، وقتی سومی تازه شروع کرد به صحبت کردن، گل‌پسر هم گفتاردرمانی می‌رفت و صحبت کردنش داشت بهتر می‌شد. و تو یه بازه‌ای، قشنگ تلاششون برای حرف زدن، با هم موازی شده بود...😍 . . یکی از مسائل خانواده‌هایی که فرزند اولشون مشکل داره، اینه که آیا بازم بچه‌دار بشن یا نه؟ . خیلی‌ها می‌ترسن که بچه‌ی بعدی هم مشکل‌دار باشه. برای همین، مشکلات این بچه‌ها بررسی می‌شه که معلوم بشه به چه علت اینطوری شده. اگه تو آزمایش‌های ژنتیک، چیزی معلوم نشه، احتمالش خیلی کم می‌شه و باید به خدا توکل کرد.😌 . بچه‌ی دیگه داشتن، برای روحیه‌ی خود پدر و مادر خیلی خوبه.☺️ . تو کاردرمانی، معمولا همه می‌گفتن مادرهایی که بچه‌ی دیگه‌ای ندارن، خیلی افسرده‌ترن. چون فکر می‌کنن دارن انرژی می‌ذارن و بازدهی خیلی کمی می‌گیرن و این، به مرور آدم رو اذیت می‌کنه...😣 . داشتن بچه‌ی دیگه، برای رشد خود بچه‌ی معلول هم خیلی خوبه.👌🏻 . چون یکی رو می‌بینه که داره مراحل رشد رو طی می‌کنه و تلاش می‌کنه با رشد اون، خودش هم پیشرفت کنه. . مثلاً وقتی اونا حرف می‌زنن، بچه‌ی معلول هم دوست داره حرف بزنه و باعث می‌شه توان کلامیش بهتر بشه. . یا مثلا نوزادی رو می‌بینه که اول راه نمی‌رفته ولی کم‌کم راه می‌ره. این باعث می‌شه بچه‌ی معلول هم تلاش کنه که راه بره و این تلاشی که می‌کنه، خیلی خوبه😃 . . #تجربیات_تخصصی #مادران_شریف_ایران_زمین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن