پست های مشابه

kermaninarges_psych

خیلی اوقات وقتی کودکان را در حال داد زدن، عصبانیت و بد رفتاری میبینم. و رفتارش به شدت کلافه مون میکنه. خوبه که یک لحظه از خودمون بيرون بیایم. و سعی کنیم نیت پشت رفتارش را پیدا کنیم! شاید اون در حال دست و پنجه نرم کردن با چیزیه که زبانی برای بیانش نداره! رفتار اون مطابق با چه تصوریه که ما اون تو دهنمون ساختیم؟ وقتی پس ذهن ما اون یه بچه حرف گوش نکن و بد رفتاره، چه طور انتظار داریم چه طور انتظار داریم جور دیگه ای رفتار کنه! #والدگری #والدین #قشقرق_کودک

13 شهریور 1400 18:14:00

0 بازدید

kermaninarges_psych

خشم می‌تواند علامت من دیده نشدم و درک نشدم باشد. اگر یک والد عصبانی هستید ، و دائما در حال کلنجار رفتن با خودتون که چرا من نمیتونم صبور باشم. یه نگاهی به لیست بالا بندازید . نکته خاصی نظرتون را جلب نکرد؟ کدوم اینها را تو زندگی کم دارید. اگر هر کدوم از نکات بالا ذهنتون را قلقلک میده که برید دنبالش، پیگیری کنید، حمایت بگیرید ، مشورت کنید و بگردید تا ریشه داستان را دستتون بیاد و از زندگی در کنار عزیزانتون لذت بیشتری ببرید. راستی کدوم این احساسات را تجربه کردید؟ در مورد شما هم منجر به عصبانیت شد؟ #کنترل_خشم #خشونت #فرزندپروری_آگاهانه #توانمندسازی #تنهایی #کمالگرایی #وظائف #کودک_پرخاشگر #والدین_سمی

24 آبان 1400 16:16:19

1 بازدید

kermaninarges_psych

چه قدر با این جمله موافقید؟ دیدید وقتی میبینیم ناراحته به جای همراهی با احساس در پی حل مسئله و طراحی راه حل هستیم! چه قدر حاضریم کنارش طاقت بیاریم؟ من هستم و میتونی آزرده ، ترسیده یا خشمگین باشی! انگار فقط و فقط احساس شادی و رضایته که از نظر ما پذیرفته شده است و احساسات دیگه برای ما معنی این را داره که حتما والد بدی بودیم! #احساسات #احساسی #والدگری #والدین_موفق #والدین_آگاه #غمگین #کنترل_خشم #توانمندسازی

21 بهمن 1400 13:24:55

14 بازدید

kermaninarges_psych

#challengeaccepted #womenempowerment Thank you @no.nj azizam for inviting me

12 مرداد 1399 03:23:59

2 بازدید

kermaninarges_psych

سر جلسه مادران از سبک تدریس معلمان صحبت هایی بیان میشد که من روحم خبر نداشت، من فقط حواسم به قطع و وصل شدن اینترنت بود و این که وسایلی که لازم داره دم دست باشه و برگه مربوط به تکالیف هفتگی که کجا را باید امروز حل کنند! این که بین او و معلمان و بقیه بچه ها چی میگذره در حیطه دخالت من نیستند! برای من فقط زمانی که بعد از کلاس از اتاق بیرون میاد و چشم هاش برق میزنه کفایت میکنه! بعد از دو هفته بازگشت از سفر و شلوغی و مریضی توانستیم اتاقش را کامل زیر و رو کنیم، برای اسباب بازی هایی که رفتند بالای کمد گریه کرد. ولی بعدش دید کشو ها برای کتاب و دفتر و لوازم تحریر خالیه آرامش را احساس کرد. حالا که جای دفتر و مداد رنگی ها معلومه هم من دیگه وظیفه ای ندارم. خودشون در زمان لازم میرند سرجاشون. مشق و تکالیف تا ساعت ۷ قراره تموم بشه چون بعدش تایم بازیه، استفاده از ساعت شنی برای سرمشق نوشتن هم پیشنهاد خودش بود. و در استفاده کردن و نکردن از آن من دخالتی ندارم. دارم سعی میکنم مسیر را از بین کنترل گری، بیش حمایتی و غفلت‌ و بی توجهی پیدا کنم. تجربه شما چیه از قدم برداشتن در این میانه راه؟ #والدین_آگاه #کودک_شاد #کودک_موفق #نیاز_روانی #حمایت #کنترل گری #درمانگر #درمانگر_روانپویشی #روابط_والدین_فرزندان

27 مهر 1400 20:04:48

0 بازدید

kermaninarges_psych

یادتون میاد وقتی کوچک بودید چه قدر جرئت خطر کردن و اشتباه کردن را داشتید؟ اگر همه چیز اشتباه از آب در میومد، کی عصبانی میشد؟ کی حمایت میکرد؟ پیش کی پناه میگرفتید؟ #اشتباه #ریسک #نصیحت #خطر_کردن #فضای_ایمن_برای_کودکان #شکست #جرئت_حقیقت #جرئت_شکست_خوردن

09 اسفند 1400 09:51:21

9 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن