پست های مشابه

جعبک

‌ 🥳 می دونید قصه چیه؟ دیگه داریم با تجربه می‌شیم. دیگه داریم یاد می گیریم از ضعف های جعبک قبلی به نفع جعبک بعدی استفاده کنیم و هر بار جعبک جدید رو چند پله با کیفیت تر کنیم‌ . دیگه داریم یاد می گیریم توی بازار داغون اقتصادی پوست کلفت باشیم. نترسیم و با توکل جلو بریم. قصه اینه! توی دورانی که نیازهای بچه ها بیشتر از همیشه نادیده گرفته میشه و ما پدرمادرها هر روز بیشتر درگیر زندگی می‌شیم، جعبک تلاش میکنه با کمی خلاقیت و نگاه جدید بازی های جدید خلق کنه. داریم یاد می‌گیریم و باتجربه می‌شیم. حواستون هست جعبک داره یک‌ساله میشه؟‌ ‌ ‌ جعبک جدید ما فردا رونمایی میشه و پیش فروشش شروع میشه. و البته تخفیفات هیجان انگیزی داریم برای جعبک های قبلی که حتما اعلام میکنیم. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌#جعبک_تو_راهه#جعبک_جان #اسباب_بازی#خلاقیت#کودکی#بازی

14 شهریور 1399 16:20:50

4 بازدید

جعبک

. ⚽️🪅🧸🧩هر دسته از این بازیا میتونه بستر مناسبی رو برا رشد بچه هامون فراهم کنه. ⚽️🪅🧸🧩 شما در طول روز چ بازی هایی با بچه ها میکنید؟ #بازی_کودک #خلاقیت_کودک #ایده_بازی #بازی_فکری #بازی_در_خانه #جعبک #بازی

03 مرداد 1400 09:13:59

76 بازدید

جعبک

‌ ‌از صفحه‌ی فوق العاده‌ی🤩 ‌ @mehraban.banoo13 در مزرعه ☀️ پست ورق‌زدنی از وقتی جعبک رسید دست‌مون رفتیم تو فکر درست کردن مزرعه 🐓 . با انرژی‌ای که جعبک بهمون داد و هر چی تو خونه داشتیم شروع کردیم و شد این مزرعه‌ی کوچولو 🐄 . پروژه‌ی مزرعه دو سه روز‌طول کشید ولی وقتی کامل شد دست و پاحنایی خیلی ازش استقبال کرد. صبح حیوون ها رو میبره علف بخورن. بعد تشنه‌شون میشه و باید برن آب بخورن. حواسش هست که یه وقت ماهی‌ها رو نخورن 😁 شب که میشه میرن تو طویله تا استراحت کنن 🌙 با هم حرف میزنن. دعوا میکنن. بازی میکنن. خلاصه یه دنیای دیگه برای خودمون درست کردیم که خیلی قشنگه ❤️ . چند روز دیگه هم میخوایم تو مزرعه‌مون کشت و کار راه بندازیم ! 😁 . درسته شیر 🦁 تو هیچ مزرعه‌ای نیست ولی ما تصمیم گرفتیم یه شیر تو مزرعه‌مون داشته باشیم 😄 . میگم حالا که مزرعه نداریم و نمیتونیم تو مزرعه زندگی کنیم مزرعه یا هر چیز دیگری رو در ابعاد خیلی کوچیک تر برای بچه ها درست کنیم تا باهاشون آشنا بشن 👌 . و مرسی از جعبک برای هدیه‌ی کاربردی‌، کیفیت خوب خمیرها و ابزارهای چوبی‌شون 😍 . #در_مزرعه #بازی #بازی_با_کودک #جعبک #سرگرمی #خلاقیت #بازی_در_خانه #آموزش #مهارت_های_زندگی

23 اردیبهشت 1399 14:54:10

4 بازدید

جعبک

‌ ‌ ‌ سلام سلام🧕 عید همگی مبارک...لطفا از طرف ما کله‌ی بچه ‌ها رو‌ یه بوس کوچولو بکنید و محکم بغلشون کنید🤗 خب خب خب ! بدون تبلیغ و مقدمه‌چینی و اینا می‌خوایم بگیم ما برای این ایام یه بهارانه‌ی ساده ولی بامزه داریم. از اون جایی که خودمون مامان هستیم و دلمون یه برنامه‌ی درست و حسابی بازی می خواست نشستیم و یه برنامه نوشتیم تا هر روز یه بازی با بچه‌ها داشته باشیم. گفتیم این برنامه رو با شما به اشتراک بذاریم و هر روز به شما هم یه بازی پیشنهاد بدیم تا عید بچه ها تکمیل بشه... عجالتا اسم بازی‌ها و این برنامه‌ی ۱۴ روزه دست شما تا ما بریم و برگردیم با بازی روز اول فروردین...‌‌ ‌ ‌ ‌ #نوروز_جعبک #بچه_های_جعبکی #جعبک_جان

01 فروردین 1399 06:49:33

19 بازدید

جعبک

‌⭐ به تعداد بچه های روی زمین میشه با وسایل دون‌ دونک بازی ساخت و داستان گفت. ما تو جعبک داریم تمرین میکنیم که نپرسیم: اسباب بازی تون راهنما هم داره؟ ایده هم میدید که چه جوری باهاش بازی کنیم؟ یه الگو بدید اون شکلی با بچه ‌ها بازی کنیم... ما تمرین میکنیم که به بچه‌ها فرصت بدیم خودشون بازی خودشون رو خلق کنن و اون جوری که میخوان بازی‌شون رو پیش ببرن. دون‌دونک این قابلیت رو داره و این فرصت رو به بچه‌ها میده‌. شاید واسه‌ی همینه که اینقدر دوسش دارن. کودک خلاقی دارید که عاشق بازی ساختن و تخیل کردنه؟ مطمئنیم با دون‌دونک خیلی خوشحال میشه... ‌ ‌ فروش ویژه‌ی #دون_دونک داره تموم میشه‌ها... این بچه‌مون خیلی خجالتی و بی سر و صداست...ما هی باید بیایم معرفی اش کنیم...🤭‌ قیمت: ۱۷۷ قیمت جشنواره ‌ی یلدا ۱۴۱ تومان ‌گروه سنی ۴ سال به بالا ‌ #جعبک#بازی#اسباب_بازی #ایده#سنسوری_بین

16 آبان 1399 08:12:01

3 بازدید

جعبک

🖍🖌 -:"ماااااااااامااااااااااان.... حوصله م سر رفتههههههه! " این جمله ایه که احتمالا این روزا تبدیل شده به عذاب مامانا 😂 و ماهم برای خلاص شدن از این عذاب به هر وسیله ای میخوایم سرگرمشون کنیم. تو این پست از فواید #حوصله_سر_رفتن گفتیم. شاید بهش نیاد ولی برای رشد بچه ها این تجربه خیلی مفیده. شما هم بچه هاتون زیاد حوصله شون سر میره؟ تو این جور مواقع چیکار میکنید ؟ #رشد_کودک #بازی_کودک #اسباب_بازی #جعبک

01 شهریور 1400 08:07:26

46 بازدید

ادمین جعبک

0

2

❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانه‌ی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشت‌ماهه‌ی خانه واردش نشود‌. صبح در خانه‌ی ما جمع می‌شدیم برای کارها. برای بچه‌ها هم برنامه می‌ریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیش‌بینی میکردیم هم پیش نمی‌رفت؛ چون بچه‌ها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همه‌ی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام می‌شد. کابینت کنار پنجره‌ی آشپزخانه را که نور‌خوبی داشت می‌کردیم استدیو‌ی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را می‌کردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچه‌ها می‌دویدند و بازی می‌کردند. گاهی تا نه شب کار می‌کردیم و در انتها وقتی بچه های‌تیم با خستگی می‌رفتند خانه، من می‌ماندم و یک خانه‌ی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچه‌ای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود‌. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچه‌هایمان یا وقتی کارها گره می‌خورد، غول ناامیدی سر و کله‌اش پیدا می‌شد و می‌آمد سراغمان و شروع می‌کرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری می‌کنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت می‌دهد؟ آن وقت باید کمر می‌بستی برای جنگیدن هر روزه با غول‌ ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره می‌انداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربه‌اش کرده‌اید‌. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آورده‌ای، سر و کله اش پیدا می‌شود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همه‌ی ما داشت باز می‌کرد...جعبک بچه‌مان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچه‌ی خودش روی صورت هزاربچه‌ی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت می‌جنگید.‌ ‌ ‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

2

❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانه‌ی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشت‌ماهه‌ی خانه واردش نشود‌. صبح در خانه‌ی ما جمع می‌شدیم برای کارها. برای بچه‌ها هم برنامه می‌ریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیش‌بینی میکردیم هم پیش نمی‌رفت؛ چون بچه‌ها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همه‌ی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام می‌شد. کابینت کنار پنجره‌ی آشپزخانه را که نور‌خوبی داشت می‌کردیم استدیو‌ی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را می‌کردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچه‌ها می‌دویدند و بازی می‌کردند. گاهی تا نه شب کار می‌کردیم و در انتها وقتی بچه های‌تیم با خستگی می‌رفتند خانه، من می‌ماندم و یک خانه‌ی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچه‌ای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود‌. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچه‌هایمان یا وقتی کارها گره می‌خورد، غول ناامیدی سر و کله‌اش پیدا می‌شد و می‌آمد سراغمان و شروع می‌کرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری می‌کنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت می‌دهد؟ آن وقت باید کمر می‌بستی برای جنگیدن هر روزه با غول‌ ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره می‌انداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربه‌اش کرده‌اید‌. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آورده‌ای، سر و کله اش پیدا می‌شود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همه‌ی ما داشت باز می‌کرد...جعبک بچه‌مان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچه‌ی خودش روی صورت هزاربچه‌ی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت می‌جنگید.‌ ‌ ‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن