پست های مشابه

جعبک

🎈.. . جعبک، اتفاق ساده ای است. ما تصمیم گرفتیم وسایلمان را جور دیگری ببینیم. تصمیم گرفتیم این دفعه آن ها را در اختیاربچه ها قرار دهیم، تا ببینیم آن ها چطور استفاده می کنند... 🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈 ، جعبک هم بازی کودکیست که عاشق بازی با وسایل بزرگترهاست. . 🍭 🍬🍭🍬🍭🍬. . #جعبک #بازی_با_کودک #خلاقیت #بازی #بازی_با_کودک #هم_بازی #تخیل #مهربانی #دست_ورزی #بزرگی #کودک_خلاق #کودکی #کشف

03 دی 1398 13:28:05

4 بازدید

جعبک

🎈. . . #جعبک #کودک #روانشناسی_کودک #بازی_با_کودک #هم_بازی #دست_ورزی #خلاقیت #بازی #تشویق #ارزشمند #نگاه #ارزش_گذاری#کودک_خلاق #اهمیت #بازی_کودکانه

01 بهمن 1398 05:49:18

2 بازدید

جعبک

🌿 بابای خوب بچه ها بودی!‌ یتیم ها بیشتر با همه‌ی مومنین مهربان بودی! با بچه ها بیشتر کارهایت برایشان عجیب بود. صبح در خیبر را از جا می‌کندی و عصر توی خانه‌ی زنی که همسرش شهید شده بود، بچه ها را کول‌می کردی و دور خانه می چرخیدی. نمی‌فهمیدند علی یعنی چه. نمی گنجید در ذهن و روحشان... بابای خوب همه‌ی بچه‌های عالم! بابای خوب یتیمان شیعه... روزت مبارک! #جعبک #جعبک_آردی #جعبک_خمیری

17 اسفند 1398 17:20:34

2 بازدید

جعبک

. از مجموعه چسبونک حیوانات دلبر 🤩 وقتی میگیم گروه سنی چسبونک ها از ۲و نیم سال تا ۹۹ ساله منظورمون چیه 😌 بین خودمون باشه خود عکاس و فیلمبردار موقع عکاسی از چسبونک ها خیلی صفا میکنه 🤭 میتونید همین الان چسبونک ها رو سفارش بدین تو دایرکت خلاصه که تا اتمام موجودی نخورده بجنبید که شرمنده تون نشیم 🙈‌ ‌ چسبونک موضوعی حیوانات: ۹۰ تومان ‌ ‌ #چسبونک #چسبونک_چسبی #چسبونک_نقطه_ای #چسبونک_موضوعی #چسبونکی #استیکر #استیکر_کودک #استیکر_حیوانات #استیکر_آموزشی #استیکر_نقطه_ای #دات_استیکر #دات #کاربرگ #کاربرگ_کودک #محصول_کودک #اسباب_بازی_کودک #اسباب_بازی

31 اردیبهشت 1401 08:29:37

46 بازدید

جعبک

. 👨‍👧‍👦👩‍👧‍👦 دخترونه‌ترین و پسرونه‌ترین جعبک! یه سوال که ازمون توی دایرکت خیلی می‌پرسید دخترونه یا پسرونه بودن جعبک هاست. اینکه کدوم جعبک مناسب دخترهاست یا یه آقا پسر از کدوم جعبک بیشتر خوشش میاد؟ دخترونه بودن ینی چی؟ یا پسرونه بودن یک محصول از کجا میاد؟ یعنی یه آقا پسر نمیتونه عاشق یه جعبک ابزار صورتی پر از پولک و اکلیل باشه یا یه دخترکوچولو نمیتونه عاشق جنبانک و ابزارای پر از حرکت و جنب و جوش باشه؟ گفتن جملاتی مثل: آخه بچه‌ی من پسره! پسرا که نقاشی دوست ندارن! یا.. بچه‌ی من دختره. خیلی اهل بدو بدو و بپر بپر نیست‌. با خودمون فکر کنیم این مرزبندی بیشتر توی ذهن ماست یا رفتار بچه‌ها؟واقعا کدوم حقیقت داره؟ #دخترونه #پسرونه #دخترونه_پسرونه #جعبک #اسباب_بازی #پک_کاردستی #پک_بازی #فرزندپروری #بازی_با_کودک #سرگرمی_کودک #آموزش_کودک #والدگری #بازی_دخترونه #بازی_پسرونه #کاردستی_ساده #ایده_بازی #روانشناسی_کودک #کودک_سالم #کودک_خلاق #نقاشی_کودک #نقاشی

11 اردیبهشت 1401 00:14:41

23 بازدید

جعبک

🔦🔦🔦 احتمالا همه مامان ها تجربه اینو داشتن که تو یه سنی بچه شون یه چراغ قوه پیدا کرده و با انداختن نورش روی در و دیوارخونه گرفته تا چش و چال دیگران ساعت ها مشغول شدن. بازی با نور، یکی از بازی های هیجان انگیز برای بچه هاست. قبول دارین ؟ #چراغ_قوه یکی از آپشن های خفن جعبک کفشدوزکمونه که کلی #بازی توی دفترچه باهاش پیشنهاد دادیم 😎 #بازی_با_نور #رشدکودک #سایه_بازی #اسباب_بازی

03 شهریور 1400 08:34:18

4 بازدید

ادمین جعبک

0

0

‌ آرام و بی رمق در بستر خوابیده بود و خیره شده بود به فاطمه.‌ فاطمه ٱرام دلش بود. در تمام روزهای دل آشوبهٔ حمل و سرزنش های قریش...‌ صدای فاطمه آب بود روی آتش تنهایی وقتی از بطن او بلند می‌شد که «مامان... غصه نخور... ما خدا را داریم...»‌ فاطمه را نگاه می کرد و اشک از گوشهٔ چشمش سر می‌خورد و بین موهاش قایم می شد... چطور دخترش را بگذارد وسط این شعب و برود؟‌ دلش می‌خواست از جا بلند می شد. دست فاطمه را می گرفت. بین نخل ها می دویدند. صدای خنده فاطمه قوت پاهایش می شد.‌ دلش می خواست با فاطمه گندم آسیاب کنند. با فاطمه شعر بخوانند و دلشان پر از شادی شود. اما توانی نمانده بود. ‌ «محمدم!» رسول خدا خودش را به بالین خدیجه رساند.‌ «جان محمد...»‌ « فاطمه... فاطمه را به تو می سپارم... او به جز تو دیگر کسی را ندارد... زن های قریش زبانشان تیز است. دل دخترم را نبرّند... نگذار آب توی دلش تکان بخورد...» و بغض گلویش را فشار داد... ‌ رسول خدا سرش را پایین انداخت. قد و بالای فاطمه میان اشک های خدیجه می لرزید...‌‌ ‌ ‌ ‌#فاطمه#خدیجه#وفات‌ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

0

‌ آرام و بی رمق در بستر خوابیده بود و خیره شده بود به فاطمه.‌ فاطمه ٱرام دلش بود. در تمام روزهای دل آشوبهٔ حمل و سرزنش های قریش...‌ صدای فاطمه آب بود روی آتش تنهایی وقتی از بطن او بلند می‌شد که «مامان... غصه نخور... ما خدا را داریم...»‌ فاطمه را نگاه می کرد و اشک از گوشهٔ چشمش سر می‌خورد و بین موهاش قایم می شد... چطور دخترش را بگذارد وسط این شعب و برود؟‌ دلش می‌خواست از جا بلند می شد. دست فاطمه را می گرفت. بین نخل ها می دویدند. صدای خنده فاطمه قوت پاهایش می شد.‌ دلش می خواست با فاطمه گندم آسیاب کنند. با فاطمه شعر بخوانند و دلشان پر از شادی شود. اما توانی نمانده بود. ‌ «محمدم!» رسول خدا خودش را به بالین خدیجه رساند.‌ «جان محمد...»‌ « فاطمه... فاطمه را به تو می سپارم... او به جز تو دیگر کسی را ندارد... زن های قریش زبانشان تیز است. دل دخترم را نبرّند... نگذار آب توی دلش تکان بخورد...» و بغض گلویش را فشار داد... ‌ رسول خدا سرش را پایین انداخت. قد و بالای فاطمه میان اشک های خدیجه می لرزید...‌‌ ‌ ‌ ‌#فاطمه#خدیجه#وفات‌ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن