پست های مشابه
ghatre_group
بسمه تعالی -مامان من آماده رفتنم. راستی یه چیزی میخواستم بگم. دیروز یه کار خوبی کردم. -چه کاری؟ -زنگ اول هومن همون پسر چاق و قلدره دید صندلیش شکسته، رفت کاوه ی بیچاره رو زد و صندلیشو به زور گرفت. زنگ بعد کاوه میخواست بره صندلی خودشو پس بگیره همه بهش گفتن نرو بازم کتک میخوری... ولی من و چهار نفر دیگه باهاش رفتیم. هومن که دید ما ۵تاییم و اون تنهاست ترسید و صندلی رضا رو پس داد. من حتی یک کلمه هم حرف نزدم اما همین که پشت رضا بودم باعث شد رضا قوی تر بشه و هومن هم صندلی رو پس بده. -آفرین پسر گلم بهت افتخار میکنم که از کسی که بهش ظلم شده دفاع کردی. الان هم دقیقا برای همین داریم میریم راهپیمایی روز قدس که به فلسطینی ها بگیم ما پشت شماییم و حمایتتون میکنیم تا هم شما جلوی دشمن قوی تر بشین هم اسرائیلی ها که کشور فلسطینی ها رو به زور گرفتن بترسن و کشورشون رو بهشون پس بدن. فاطمه تسلی بخش روز قدس #روز_قدس #هیئت_کودکانه_قطره
09 اردیبهشت 1401 05:59:39
0 بازدید
ghatre_group
سلسله مباحث روانشناسی با موضوع خشم قسمت سوم #روانشناسی_هیئت_قطره #روانشناسی #روانشناسی_خانواده #مادرانه #خشم #اخلاق #خانواده#کودک#فرزندپروری #مادر_کودک
23 خرداد 1401 08:37:16
0 بازدید
ghatre_group
معرفی کتاب خوب به مناسبت ولادت امام رضا علیه السلام 🔆 #معرفی_کتاب #معرفی_کتاب_کودک #معرفی_کتاب_خوب #معرفی_کتاب📚 #معرفی_کتاب_نوجوان #معرفی_کتاب_کودک_و_نوجوان #کتاب_خوب #کتاب #کودک#نوجوان #📚#کتاب_۱۰_قصه_از_امام_رضا_علیه_السلام
18 خرداد 1401 04:13:44
0 بازدید
ghatre_group
کاردستی های محرم رو درست کنید و عکسش رو برامون بفرستید. #محرم#کاردستی_محرم#کاردستی_محرم_کودکانه#کاردستی_یاحسین#کاردستی_کودکانه#کودکانه#عزاداری#محرم_کودکانه#کاردستی_هیئت_قطره#کاردستی_مناسبتی#یا_ابا_عبدالله_الحسین
11 مرداد 1401 08:26:27
45 بازدید
ghatre_group
#داستان_صوتی #حضرت_قاسم *پیراهن پر افتخار* نویسنده : ملیکا اصفهانی تهیه شده در گروه داستان نویسی هیئت کودکانه قطره مناسبت: شهادت حضرت قاسم 🏴 داستان پیراهن پر افتخار ماجرای پیراهنی شجاع و نترس است که به میدان جنگ می رود. او تنها و بدون هیچ زرهی همراه صاحبش راهی میدان می شود. بچه های عزیز اگر دوست دارید از ماجرای این داستان قشنگ خبر دار شوید به این قصه زیبا گوش کنید.🌱
13 مرداد 1401 08:42:05
64 بازدید
هیئت کودکانه قطره
0
0
سلام من به بچه های شیعه که دنبال حقیقتن همیشه میخوام بگم یه قصه من براتون یه کم عوض بشه حال و هواتون یه قصه از یه روز خیلی مهم نگی یه وقت نگفتی اینو بهم یه شهری بود به اسم شهر نجران مسیحی بودن همه ،نه مسلمان یه روز پیامبر خدا محمد یه نامه داد براشون از محبت دعوت بشن به دین خوب اسلام به دین مهر و دین عشق و اکرام ولی قبول نکردن و با اصرار اسلام و دین مارو کردن انکار خدابگفت به حضرت محمد مباهله بکن با اون جماعت یعنی که مردمان شهر نجران بیان و با پیامبر و عزیزان دعا کنن خدا عذاب کنه اون کسی رو که نبوده حق باهاشون روز مباهله رسید و نجران دیدن پیامبر اومده چه خندان دست امام حسن رو توی دستاش امام حسین رو هم اورده همراش حضرت زهرا و علی رو هم با خودش اورده بود به همراه مسیحی ها وقتی دیدن که احمد رسید با خانواده اش به مقصد ترسیدن و گفتن باهم که حتما حق با پیامبر خداست و قطعا باید به هر چی او بگفت کنیم گوش این روز رو هرگز نکنیم فراموش شاعر : علیرضا قاسمی #روز_مباهله #هیئت_قطره