chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. #تدبر_در_قرآن_سوره_تبت #قصه_تدبر_روخوانى_قرآن #كلاس_دومى_ها #كلاس_اولى_ها . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
12 آبان 1397 10:29:08
0 بازدید
chamran_kids
بیاید باهم قصه ی تولد امام مهربون رو بشنویم...😇👆🏻 . همونطور که میدونید فردا میلاد کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی(ع) هست...😍 حالا مگه میشه برای بچه ها برنامه نداشت؟؟؟ _نه😎 پس برای اینکه این میلاد رو برای بچه ها قشنگ کنیم میتونیم فردا خونه رو باهم تزئین کنیم، کیک درست کنیم، یکم خوراکی آماده کنیم و به همسایه ها نذری بدیم🤗🥳 . ضمنا میتونید تو لایو فردا هم شرکت کنید تا باهم برای امام عزیزمون حرم بسازیم....🤩 . ⭕شما چه برنامه هایی برای فردا با بچه ها دارید؟🤔 . ⁉️اول این پست رو سیو کنید بعد برامون بنویسید چطوری این تولد رو براشون قشنگ تر کنیم؟😊👇🏻 . #ولادت_امام_حسن_مجتبی #چمرانی_ها #میلاد_امام_حسن_مجتبی #جشن #ماه_رمضان #قصه_کودکانه #کریم_اهل_بیت #نذری
07 اردیبهشت 1400 17:17:30
44 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 برای #جشن_تولد_انقلاب چی کار می تونیم انجام بدیم: ⚀ داستان هایی از زندگی قهرمانان انقلاب بگیم: داستانی از کودکی شهید مرتضی مطهری👇 🐱گربه ی گرسنه 🔸 یکی بود، یکی نبود. 👦یک روز یک پسر کوچولوی مهربان و شیرین زبان به نام آقا مرتضی، تصمیم گرفت برای بازی به پارک برود. همین طور که مشغول بازی بود، یک گربه ای را دید که میو میو می کرد. ولی چشمهایش بسته بود. آقا مرتضی رو به گربه کوچولو گفت: من که زبون گربه ها رو نمیدونم، نمیفهمم چی میخوای. بعد کمی با خودش فکر و گفت: شاید گرسنه باشه. بعد سریع به سمت خانه دوید و مقداری 🍗گوشت آورد. گربه را صدا کرد و گوشت را جلوی گربه گذاشت. گربه کوچولو کمی چشم هایش را بازد کرد و گوشت را دید. خیلی خوشحال شد و سریع جلو آمد و گوشت را خورد. وقتی غذا خوردنش تمام شد به آقا مرتضی نگاه کرد و دمش را تکان داد. آقا مرتضی خندید و گفت: پس تو گشنت بود. از این به بعد قول میدم هر وقت پارک اومدم، برات گوشت بیارم. #قهرمان_انقلاب #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
06 بهمن 1397 11:43:51
0 بازدید
chamran_kids
📣 🐞نَم نَمَک، نَمَک میاد صدای کفشدوزک میاد نَم نَمَک، شهر نَمَک با چیک چیکه صدای آب، آبی میشه... 🔔نوبتی هم باشه نوبته کارگاه نمک رنگیه 👩👧👦کارگاه مادر و کودک 💡ویژه کودکان ۲ تا ۴ ساله 📆 شنبه ۱۲ مرداد ⏰ ساعت ۱۰ _ ۱۱:۱۵ 💳 هزینه کارگاه: ۳۵ هزار تومان 📲 برای ثبت نام، نام کودک و تاریخ تولد فرزندتان را به شماره زیر پیامک کنید. 👇 💬۰۹۹۱۲۰۴۴۹۲۹ 📍آدرس: میدان خراسان، ابتدای خیابان خراسان، رو به روی مسجد نور، پ ۱۱. دبستان دخترانه حمزه دوران. ✅ همراه با فروش حضوری محصولات هاچین و غاچ #کاچی #کارگاه_های_چمرانی #کارگاه_مادر_و_کودک
07 مرداد 1398 05:09:34
0 بازدید
chamran_kids
🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امامخوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها
13 خرداد 1399 20:26:52
0 بازدید
chamran_kids
. پسر کوچیک شماهم وسایلش رو گم میکنه؟ تو مدرسه کمد خودش و دوستش رو اشتباه میگیره؟ . طبیعیه!😊 بچه ها تو سنین قبل دبستان که خوندن و نوشتن هم بلد نیستن، بیشتر با این مسئله مواجه هستند. . دقت کردین بچه های ۴تا۶ سال به خصوص پسرها خیلی دوست دارن مثل قهرمان ها باشن؟ . تو پیش دبستانی پسرونه، عمو برای این ویژگی یه برنامه ی جالب دارن و این علاقه ی بچه هارو به یه فرصت عالی تبدیل کردند. . کافیه از بچه ها بخواین با چندتا ابزار ساده مثل کاغذرنگی،مقوا، چسب و ... یه نشان مخصوص قهرمانی درست کنند و اون هارو روی کمد، پوشه و وسایل شخصیشون بچسبونند. . این کار باعث میشه برای شخصی سازی وسایلشون تلاش کنند و حتی برای مراقبت از اون ها انگیزه بیشتری پیداکنند. . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #شخصی_سازی_وسایل#چمرانی_ها #نشان_مخصوص_قهرمان#پسران_چمرانی
02 مهر 1399 13:03:52
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🎉 💡 پیشنهادی شماره نه برای بزرگتر ها ✅ * گُل و گُلدون، همیشه شادابی و طراوت با خودش میاره* 👇 🌸می تونیم برای عید غدیر، تو خونمون گُل بکاریم. 🌱می تونیم با بچه ها به بازار گل بریم و یکی دوتا گل بخریم. 🏡اگه حیاط داریم، می تونیم گل ها رو تو باغچه ی حیاط بکاریم. 🌷اگه حیاط نداریم، می تونیم چندتا گلدون و مقداری هم خاک بگیریم و گلدون هارو توی بالکن یا پشت پنجره بذاریم. ✂️می تونیم با بچه ها گلدون هامونم تزیین کنیم. ✅ بچه ها دوست دارند مسئولیت چیزی را قبول کنند. می توانیم رسیدگی به هر گلدان را به یکی از اعضای خانواده بسپریم. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان