chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
امشب چی دعا بخونیم؟ چه دعایی کنیم؟ 🖤🤔 . حتما ورق بزنید و بخونید⬆️ . ☘️این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که میشناسید بفرستید. . #شب_قدر #ماه_رمضان #شب_احیا #معلم#فلسطين #آرزو #دعا #شب_بیست_و_یکم_رمضان #شهادت_امام_علی_علیه_السلام #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
02 اردیبهشت 1401 16:16:57
2 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهادی برای بزرگتر ها ✅ * می تونیم یه عیدی متفاوت بدیم* 👇 🌸می تونیم برای عید غدیر، به جای شربت و شیرینی، یه گلدون کوچیک یا یه شاخه گل هدیه بدیم. 🌱می تونیم با بچه ها به بازار گل بریم و چندتا گلدون کوچیک تهیه کنیم. 🏡 می تونیم از گل هایی که تو خونه داریم، چند شاخه ببریم و قلمه ها رو به دیگران هدیه بدیم. 🌷می تونیم کارت هایی برای عید غدیر درست کنیم و اونو به گلدون ها وصل کنیم. ✅ همه ی این کار ها، بهانه ای برای شاد بودن در روز عید غدیر، و ساختن یک خاطره خوب در ذهن بچه هاست. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
27 مرداد 1398 17:30:15
0 بازدید
chamran_kids
😷 این روزها هرجا میروی و هر کجا که مینشینی صحبت از یک چیز است؛ کرونا! در خیابان همه ماسک زده و دستکش به دست، زندگی و کارمان تعطیل شده، تفریحات و خوشحالی ها کم شده فقط از ترس یک ویروس... از کی آنقدر ترسو شدیم؟ ما که فرزندان جنگ و سال های تحریمیم؟ ما که روزهای سخت تر از این را تجربه کردیم، چرا باید زندگی مان را تعطیل کنیم؟ یادمان رفته خدایی هست که حواسش به تمام بندگانش هست. قرار نیست انکارش کنیم، نکات بهداشتی را رعایت می کنیم و تا می توانیم خودمان را قوی می کنیم اما قرار نیست از ترس جانمان، مدام آمار و ارقام را برای کودکان یادآوری کنیم. مدام تذکر دهیم که الان کرونا می گیری. قرار نیست با این استرسها نگذاریم هم خودمان و هم فرزندانمان زندگی نکنند!! ترس و نگرانی شما، فرزندتان را صد برابر بیشتر می ترساند و می دانید این استرس با کودک چه می کند؟ کودک، پدر و مادری محکم میخواهد که در ترس های کوچکش، به آنها تکیه کند، حال وقتی بداند این کوه وجود ندارد، چه می شود؟ کمی به خودمان بیایم... #کرونا #اضطراب_کودک #ترس_کودک #پدر #مادر #تربیت_کودک #چمرانی_ها
04 اسفند 1398 17:17:30
0 بازدید
chamran_kids
🏴 اگه یادتون باشه گفتیم که می خوایم محرم امسال رو برای بچه ها متفاوت کنیم. چرا؟ عزاداری ها بخش مهمی از زندگی ما بچه مذهبی ها رو در برمیگیره. و خب محرم و صفر اوج عزاداری هامونه... طبیعتا بچه ها هم درگیر این فضا می شوند. اما آیا درک کودکان از واقعه کربلا مثل ما بزرگتراست؟ پس باید فکر دیگه ای کرد: برای داشتن حال خوب از هیئت برای علاقه مندی بچه ها به دین برای انتقال آموزه های اسلامی به بچه ها و برای تربیت صحیح اسلامی؛ یا می تونیم جاهایی بریم که هیئت کودک داشته باشه. یا کنار خودمون فضای بازی شون رو فراهم کنیم. هر روز یک پیشنهاد برای فعالیت های مادر ها و پدر ها و کسانی که می خوان هیئت کودک داشته باشن، داریم. پویش #سرباز_حسینم رو دنبال کنید. عکس رو ورق بزنید و برناممون رو ببینید. #هیئت #هیئت_کودک #با_مادر_در_هیئت #با_پدر_در_هیئت #محرم #کودک #چمرانی_ها یادمون باشه که عزاداری فقط سخنرانی گوش کردن و گریه کردن نیست...اگرچه این ها خیلی خوبه و منکرش نیستیم. عزاداری می تونه تربیت یک نسل حسینی باشه با بازی کردن با بچه ها و نشوندن یک لبخند روی لب هاشون تو شبهای هیئت... ا
09 شهریور 1398 16:09:17
0 بازدید
chamran_kids
مدرسه آرزوها(قسمت سوم- معلم برام بیقرار) . "برام" یک پسر بچه کاملا بی قرار است. از آنهایی که هیچ جا بند نمیشوند. از همان هایی که رویاهای زیادی در سردارند و بسیار کنجکاوند. قبل از رسیدن به سن مدرسه، یک دفتر خیلی جالب دارد که هر چیزی را کشف کند اسمش و خود وسیله را داخل دفتر میچسباند، کشفهایش از خود دفتر هم جالبتر است چون هر چیزی را برای اولین بار با آن مواجه شود کشف خودش میداند. آن چیز ممکن است حشره ای باشد یا یک قیچی. به هر حال برام آن را برای بار اول دیده. حالا او روز شماری میکند به مدرسه برود تا چیزهای خیلی خیلی عجیب را یاد بگیرد مثلا زبان مصری. و بالاخره به مدرسه میرود.در تمام روزهای تحصیل برام خودش است باهمان بیقراری،با همان کشفها و با همان کارهای دور از انتظار معلمشان. و این معلم است که مجبور است کلی تلاش کند تا بتواند برام را درگیر فعالیت ها کند. . در یک سال بنا بر حادثه ای برام حضور دو معلم را تجربه میکند آقای فیش معلم اول و پسر جوان دیگری به عنوان معلم دوم. در واقع برام هر دو را به شیوه ی خودش تغییر میدهد اولی را با صدمه های بیشتر و دومی را با خاطرات خوش. برام بی قرار میماند ولی بی قراریش با معلمها و معلمها با کارهای عجیب و غریبش کنار می آیند.با تکان دادن های همیشگی پاهایش ، با بدو بدوهایش و با غرق شدن در خیالاتش... . پ.ن: دیدن فیلم سینمایی برام بیقرار برای همه مفید است. چون هر کسی یک بار در عمرش این فرصت را پیدا میکند، با بچه ای پرانرژی و متفاوت رو به روشود. فرصتی که ممکن است به اندازه چند دقیقه همسفری در مترو باشد یا به اندازه معلمی در یک سال تحصیلی یا حتی به اندازه یک عمر مادری کردن. . #فیلم_سینمایی#مدرسه_آرزوها#معلم_آرزوها #معلم_سخت_گیر#معلم_انعطاف_پذیر#بیش_فعالی #همراهی#آزادی#ارتباط_با_کودک
03 دی 1399 18:24:18
1 بازدید
chamran_kids
شغل آینده بچه ها چیه؟ 😃 اول کپشن روبخونید⬇️ . این فیلم بخش کوتاهی از کلاس اجتماعی پسرهای کلاس چهارم چمرانی هست😊 . ماجرا از این قراره که.. عمو و بچه ها اول حسابی درباره ماهیت شغل گفت و گو کردند،گفتند که اصلا شغل چیه؟ چه مزایایی داره؟ اما بعد... 🤔 . کلی موشک های رنگی آماده کردند و روی بال هر موشک، شغل های مختلف رو نوشتند و از دوستاشون درباره اینکه شغلشون مفید هست یا نه پرسیدند🤩 . موشک ها، به سمت بچه ها ارسال میشد و هرکدوم جواب دوستشون رو روی بال دیگه موشک مینوشتند و راهنماییش میکردند که این شغل، چه خوبی ها و بدی هایی ممکنه برای جامعه داشته باشهــ.. 😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها بفرستید تا کلاس اجتماعی رو برای بچه ها شیرین کنند😉 . #شغل_آینده #شغل#جامعه #اجتماعی #اجتماعی_چهارم_دبستان#آینده_شغلی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
02 اسفند 1400 09:59:47
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران