chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🎈 هفت سال اول زندگی، زمانی است برای بازی کردن. بچه ها با بازی کردن، یاد می گیرند، تجربه می کنند و زندگی می کنند. اگر شما به یک صندلی، به جایی برای نشستن نگاه می کنید، برای کودکان جایی است برای قایم شدن در قایم باشک، سکوی پرش شان است، دیوار خانه ی شان می شود و صدها بازی دیگر... ما اصراری به یادگیری زبان دوم، حفظ شعر و قرآن نداریم. چرا که زبان کودکان هم بازی است و آموزش مستقیم با زبان کودکان همخوانی ندارد. اگر از بچه های حسینیه کودک سوال کنید، که امروز در چمران چه کردین؟ پاسخ شان معمولا این است: فقط بازی کردیم... #چهار_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #بازی #هفت_سال_اول #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
01 آبان 1398 15:32:34
0 بازدید
chamran_kids
. در ادبستان پسرانه چمران، پسرها هم درست كردن شور و ترشيجات را تجربه مى كنند.😊 . اين بار پسرهاى پيش دبستانى با كمك هم، شور درست كردند . . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
14 آبان 1397 09:02:09
0 بازدید
chamran_kids
. به نظرتون با کارتن ،دکمه های رنگی و لوله های دستمال کاغذی چی میتونیم درست کنیم؟؟🤔 . بله میشه باهاش یه بازی ریاضی جالب درست کرد! اما چه جوری؟ . فقط کافیه مثل عکس لوله هارو با سوراخ، روی جعبه قرار بدید و اگر دوست داشتید چند تا ظرف زیرش قرار بدید. برای جداکردن یکان، دهکگان، صدگان و هزارگان هم از رنگ های مختلف دکمه ها استفاده کنید. به همین سادگی شما یه "دستگاه محاسبه ی اعداد" دارید!😊 . تو کلاس سومِ دخترهای چمرانی، بازی از این قرار بود که: یکی از بچه هاسفارش عدد میداد و یکی دیگه اون رو محاسبه میکرد. . قانون بازی هم این بود👇 کسی که قراره نتیجه ی محاسبات رو اعلام کنه باید نتیجه رو مثل یه آدم آهنی بگه!( و این از قسمت های جذاب بازی برای دخترها بود) . پ.ن: شماهم این بازی ریاضی رو درست کنید و برای مادر،پدرها و معلم های خوش ذوق بفرستید🤗 . #ریاضی #بازی_ریاضی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
30 مرداد 1399 18:33:28
0 بازدید
chamran_kids
بریم با سرآشپز کوچولو یه چیز خوشمزه درست کنیم😇👆🏻 . با یه آشپزی دیگه از کتاب مائده اومدیم پیشتون🤩 . درسته که آشپزی به همراه بچه ها، شلوغی بیشتری داره اما کلی فایده داره که ازش خبر ندارین😉👇🏻 . 🔸️میتونید برای شمارش و اندازه گیری و واحدهای درس ریاضی ازش کمک بگیرید. 🔸️بچه ها با تنظیم لیست مواد، فارسی رو تمرین میکنند. 🔸️آشپزی به بچه ها صبر رو یاد میده. 🔸️اعتماد به نفس شون رو هم افزایش میده! و.... پس از این فعالیت مفید غافل نشین😊 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای مامان، باباها و معلم ها بفرستید❗ . #آشپزی#چمرانی_ها#مسقطی_خونگی#ماه_بندگی #سرآشپز_کوچک#سرآشپز_کوچولو#ماه_رمضان
05 اردیبهشت 1400 12:42:23
8 بازدید
chamran_kids
🌷 شهادت هنر مردان خدا است. همهی ما یک روز میمیریم. از مرگ گریزی نیست؛ همانطور که هیچکس نمیتواند نخوابد و خواب چشمان را میرباید، هیچکس نمیتواند از مرگ بگریزد. مسئله چگونه مردن است. بعضی مرگها زیبا هستند. مردن در راه خدا زیبا است. با شهادت یک مرد آسمانی، دریچهای از آسمان گشوده میشود و نسیمی بر جانها میوزد، که باید خود را در معرضش قرار دهیم. 🤲 خدایا، مرگ ما را زیبا و شهادت در راه خودت قرار بده. #تسلیت
14 دی 1398 09:58:32
0 بازدید
chamran_kids
🥗 چند وقتی می شود که رستورانی در کلاس پیش دبستانی ها راه افتاده. این رستوران هفته ای یکبار فعال می شود و میزبان سایر پسرهای چمرانی است. این هفته، غذای رستوران، سیخ میوه بود. #شش_ساله_ها #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
03 اردیبهشت 1398 09:13:43
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران