پست های مشابه

chamran_kids

🌼 زندگی و بازی بچه های امروز، محدود شده به خونه های آپارتمانی، تبلت و تلویزیون...اگر هم بخوان کمی بدوند، نگرانی از همسایه ی بالایی و پایینی و کناری مانع بازی شان می شود. پارک هایی هم که سالی یکبار می روند با محدودیت است. ندو میفتی. دست نزن کثیفه. باز شلوارت پاره شد، تو کی میخوای از وسایلات نگه داری کنی... و همش هم گله و شکایت دارند که بچه ی من ترسوئه. نمیتونه از خودش دفاع کنه. عرضه ی کاری رو نداره. ولی واقعیت تلخ این است که ما ایم که بچه هایمان را اینگونه بار می آوریم. و فرصت هر گونه تجربه را از آنها میگیریم. خوب است کمی رفتارهایمان را مرور کنیم. ‌ پسرهای پیش دبستانی، به عشق کشف های تازه به اردو می روند و همه جا را زیر رو می کنند. کشف تازه شان یک ملخ بود! #پیش_دبستانی_ها #اردو #گردش_های_یک_چمرانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

21 آذر 1397 06:05:03

0 بازدید

chamran_kids

. پسرم شش ماهه بود که به یک موقعیت کاری مناسب جواب مثبت دادم .چند ساعت بعد سوالات و اما و اگرهای مختلف در ذهنم رژه میرفتن🤯 وقتی که مادر میشی برای انجام هرکاری ،هزار تا دغدغه پیدا می‌کنی . ⁉️حالا که مادر شدم میشه ادامه تحصیل بدم ؟اصلا ادامه تحصیل بدم یا نه 🤔 دوست دارم برم سرکار ولی آخه ... ⭕لطفا این پست رو ببینین و برای همه ی والدین و مربی ها بفرستید🤗 #مهد_کودک#مهد#مهد_مناسب #سن_مناسب_مهدکودک #سن_مناسب_مهد

08 تیر 1400 17:46:12

0 بازدید

chamran_kids

🔍 تا چه اندازه می توان به بچه ها آزادی داد؟ ‌ آزادی هم حد و مرز دارد. مثلا کودکی که میخواهد از یک ارتفاع خیلی زیاد بپرد. یا کودکی که می خواهد در هوای سرد آب بازی کند. ‌ اما مهم تر از حد و مرز آزادی، هنر محدود کردن است. می توانیم فقط با فریاد و سرزنش کودک را از پریدن محروم کنیم. می توانیم یک تشک یا چند بالشت بگذاریم، دست او را بگیریم و در تجربه های جدید، کنارش باشیم. ‌ *انتخاب با شماست* ‌ دختر های پنج ساله، این هفته یک تجربه‌ آرد بازی داشتند. برای بازی راحت تر بچه ها، فرش ها را جمع کردیم و یک نایلون متری بزرگ انداختیم. هم بچه ها بازی کردند و هم خیلی محیط بهم ریخته نشد. ‌ مربی: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری دوست دارید در مورد آزادی و حد و مرزهاش بیشتر بدونید؟ ‌ #پنج_ساله_ها #بازی #آرد_بازی #دست_ورزی #آزادی #آزادی_کودکان #حد_و_مرز_آزادی #تربیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران

11 دی 1398 17:05:37

0 بازدید

chamran_kids

امر مقدس ولی مظلوم! . خیلی چیزا توی دنیای ما مقدسند، اما مظلوم. مثلا همین قرآن، خیلی مقدسه، بدون وضو دست نمی زنیم، توی موقعیت های مهم مثل مرگ و ازدواج و فرزند و ... حضور داره، اما مظلومه. چون فقط همه به عنوان امر مقدس ماچِش می کنند. ولی همین قرآن، موقعی که می خواد حرف بزنه کسی بهش، گوش نمی کنه. یا مثلا مادر، خیلی برای همه مقدسه. بهشت زیر پاشه. یه روز توی سال به اسمشه. ولی بازم کسی زنگ نمی زنه بهش مگر اینکه مشکلی داشته باشه یا بچه اش را بخواد پیشش بگذاره. . همه ی اینها را گفتم تا بگم معلم هم، برای همه مقدسه، اما در حد یه روز، یه نوستالژی، یه شغلِ انبیاء. اما کسی خیلی دوست نداره بچه اش معلم شه یا کسی خیلی دوست نداره بچه اش را به یک معلم شوهر بده. یا کسی دوست نداره زنش معلم بشه؛ چون معلمی فقط مقدسه. زمانی که قرار باشه هزینه داشته باشه، کسی دوست نداره براش هزینه کنه. به خصوص اگر قرار باشه آدم دغدغه داشته باشه و برای بچه ها واقعا دل بسوزونه. 🙃 . به امید روزی که هر کسی نیت کنه و بهترین بخش از وجودش رو نذر معلمی کنه، فرزندش، همسرش، مالش، پست و مقامش و ... چرا که جامعه وقتی پیشرفت می کنه که معلمینش از بهترین ها باشند.😇 . پ.ن: از خاله ها و عموهای چمرانی، که مهمترین و موثرترین زمان عمرشون که جوانی باشه رو دارن در عاقبت بخیریِ بچه هایِ کوچک ذخیره میکنن،ممنونیم❤ . دعا می کنیم، مزد این نیتِ خیلی بزرگشون رو از صاحب اصلی کار بگیرن و این روزهای معلمی هزارها برابر در دنیا و آخرت براشون حساب بشه....🌸 پ.ن۲: این سال ها مدرسه ی شهیدچمران، از نعمتِ وجودِ معلم های بزرگی بهره مند بوده، ازشون ممنونیم و امیدواریم شاگردهاشون رو همیشه در دعاهاشون یاد کنند: ▫️شهیدچمران @chamran.dr.mostafa ▫️آقای پناهیان @panahian_ir ▫️آقای قاسمیان @qasemian_ir . ▫️آقای اردوان مجیدی( موسس مدرسه ی حکمت) @ardavan_majidii . ▫️آقای صابر کرباسچی(مسئول دوره اول و معلم مدرسه ی مفید) @s.karbaschi . ▫️آقای محمدعلی مهرآزما( مدیر مدرسه پسرانه مفید) ▫️آقای هادی کرباسچی 🌺🌺🌺🌺 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم های عزیز بفرستید! . #روزمعلم_مبارک #روز_معلم#چمرانی_ها #معلم_های_چمرانی #معلم_خوب #معلم #ماه_رمضان #معلمی #دانش_اموز

13 اردیبهشت 1400 13:11:52

1 بازدید

chamran_kids

. معلم ها❗این ۵ تا نکته رو از دست ندید😎 این روزها که آموزش مجازی شده، خیلی از بچه ها هم چالش های جور واجور پیدا کردند، مثلا انگیزه و تمرکز کافی ندارند، از نوشتن تکالیف و خوندن درس فرار می‌کنند و همین ها سختی هایی رو برای معلم ها و والدین به همراه داره.😥 حالا دلیلش چیه؟ باید چیکار کرد؟؟؟🤔 . ✅ورق بزنید و بخونید⬆️ . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که می‌شناسید بفرستید🤗 . ⁉️به نظر شما چه نکات دیگه ای برای برنامه ریزی بچه ها مهمه؟ برامون کامنت کنید. . #برنامه_ریزی_روزانه#برنامه_ریزی#برنامه #معلم_خلاق#دانش_آموز #مدرسه #درس #تکلیف#آموزش_پروژه_محور#آموزش_مجازی

24 شهریور 1400 16:31:44

0 بازدید

chamran_kids

✏ چند روز پیش، در مدرسه‌ی چمران، مشاوره گروهی داشتیم. موضوع جلسه دیدن ویژگیهای مثبت بچه هایمان بود. کلی لبخند داشتیم مبنی بر اینکه اصلا به ویژگیهای مثبت بچه ها، فکر نکرده بودیم. بعد از فکر کردنهای زیاد، بالاخره داوطلب پیدا شد برای گفتن مثبتها. و لابه لای ویژگیهای مثبت، مرتب گریز زده میشد به ویژگیهای منفی بچه ها و همه بابت اینکه انگار ویژگی مثبت بدون گفتن منفی، حلال نمیشود می خندیدیم. و نتیجه فکرها، کلی حرفهای خوب بود که هیچ وقت به چشم ویژگیهای مثبت و نعمت به آن نگاه نمی کردیم. پسر من خوب غذا میخورد. پسر من به میوه خوردن علاقه دارد. دختر من مهمان را دوست دارد. پسر من دوست دارد آواز بخواند. دختر من زود شعرها را حفظ می کند. پسر من خیلی خوب از خودش دفاع می کند. دختر من به جزئیات توجه می کند و متوجه تغییرات کوچک منزل هم میشود. پسر من کتاب دوست دارد. ‌ شما چه ویژگی مثبت در کودکتان می بینید؟ و چه کار می کنید که این ویژگیهای مثبت ماندگار شود؟ #راهچه #مشاوره_گروهی #مشاوره #تربیت #کودک #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

19 آذر 1398 17:27:22

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن