chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🏴 هیئتی فقط و فقط برای کودکان... *هیئت کودک* برای سربازان حسین، چه کردیم؟ #سرباز_حسینم #هیئت #هیئت_کودک #محرم #کودک #امامحسین #نمایشگاه_عطر_سیب #حسینیه_کودک
18 شهریور 1398 15:13:23
0 بازدید
chamran_kids
💡 این روزها که مجبور به در خانه ماندن هستیم، چالش هایمان با بچه ها هم بیشتر شده. بچه ها نه می توانند مهد و مدرسه بروند و نه پارک و طبیعت. پس بهتر است خودمان دست به کار شویم و بازی بسازیم. هر چقدر بچه ها بیشتر سرگرم باشند، چالش های ما با آنها و حتی بچه ها با یکدیگر کمتر می شود. پس نگاهی به اطرافتان بیاندازید و ببینید با ابزاری که در محیط دارید، چه بازی هایی می توانید انجام دهید: پرتاب کشی، این یک بازی است که پسرهای پنج ساله خیلی آن را دوست دارند. ابزار زیادی هم نمی خواهد. یک صندلی برعکس شده، مقداری کش و یک کاغذ مچاله شده. مربی: فاطمه فیض آبادی، فاطمه مزارعی شما چه بازی هایی با وسایل خونه پیشنهاد میدین؟ #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #ایده_بازی #بازی_در_خانه #بازی_در_تعطیلات #بازی_با_صندلی #بازی_هیجانی #بازی_با_کش #بازی_با_ابزار_ساده #چمرانی_ها
07 اسفند 1398 17:51:56
0 بازدید
chamran_kids
دیگه وقتشه یه انتخاب آگاهانه داشته باشی❗ . هاچین چیه؟ کجاست؟🤔 چه خدماتی داره⁉️ هدفش چیه؟🧐 . فیلم بالا بهت کمک میکنه تا جواب سوال هات رو بگیری 🤗👆🏻 . هاچین (هدایای چمرانی) یه فروشگاه اینترنتی کتاب واسباب بازی کودک هست که به شما والدین و معلم ها کمک میکنه بتونید محصولات مناسب برای هررده سنی رو بشناسید 😇 . ⭕این پست رو سیو کنیدو یادتون باشه حتما به هاچین سربزنید😉👇🏻 @hachingift . ⁉️شما تا حالا از هاچین خرید کردین؟؟ . #کتاب#اسباب_بازی_کودک#فعالیت #فروشگاه_اسباب_بازی#والدین #هدایای_چمرانی#بازی#ابزار_بازی #کتاب_بزرگسال #کتاب_کودک_نوجوان
24 فروردین 1400 14:47:09
0 بازدید
chamran_kids
📏 آشنا شدن با حساب و کتاب برای بچه ها لازمه. خرید و فروش هم میتونه تجربه شیرینی براشون باشه. هم حساب و کتاب، هم خرید و فروش به بچه ها کمک می کنند به صورت غیرمستقیم با مفاهیم ریاضی آشنا بشن. وقتی همه این کارها با علاقه انجام بشه میتونیم بگیم اونها نسبت به ریاضی علاقه مند شدن و این درس براشون کاربردی میشه. قطعا حفظ کردن مفاهیم زودتر نتیجه میده ولی معلوم نیست وارد زندگی روزمره اونها بشه و بتونن بهترین استفاده رو از مفاهیم ریاضی بکنن. پسرهای کلاس دوم ادبستان، تصمیم گرفتن برای روز بازارچه بسته های نخودچی و کشمش آماده کنن. اینجاست که معلم خلاق از این بستر، بهترین استفاده رو برای مرور مفاهیم ریاضی انجام میده. هم بچه ها یک عالمه نخود و کشمش خوردند، هم بازیهای ریاضی انحام دادن و هم بالاخره چند تا بسته برای بازارچه آماده کردن. #کلاس_دومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #ریاضی
05 آذر 1397 06:26:41
0 بازدید
chamran_kids
بیاید باهم بازی کنیم👇 . میخوایم باهم یه جعبه ی جادویی درست کنیم. چه جوری؟؟ یه جعبه ی بزرگ برمیداریم و به اندازه دوتا دایره سوراخ میکنیم که دست بچه ها ازش رد بشه😊 . بعد داخل جعبه کلی اسباب بازی، ظرف و وسیله میچینیم. حالا وقتشه دونه دونه اونارو لمس کنن و بگن چیه؟؟؟🤗 . این بازی برای بچه های ۴ تا۶ سال مناسبه و حس لامسه شون رو حسابی تقویت میکنه😇 . پ.ن: این فیلم رو خاله ها برای حسینیه کودک مجازی درست کرده بودند و با قصه، تو کانال چمدان کوچولوی ۴،۵ ساله ها گذاشتند🌸 . پست رو سیو کنید،برای دوستاتون بفرستید و یادتون نره این بازی رو حتما با بچه ها انجام بدید😉 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمرانی_ها #کودک#جعبه_ی_جادویی #بازی_ساده#کودکانه
10 مهر 1399 15:14:31
0 بازدید
chamran_kids
📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت سوم 👈 پادشاه مجسمه ها هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
24 بهمن 1397 08:10:16
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امامخوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها