پست های مشابه
bonyadsafineh
توی کلاس های شیرین تر از عسل چه خبره؟ بچه ها در حین بازی و با روش سرگرم آموزی آیات کوتاه یا احادیث کوتاه قابل فهم برای بچه ها رو به همراه شعرش می شنوند و بازی می کنند و در پایان کلاس آیه یا حدیث مدنظر ملکه ذهنشون میشه. مثلا توی این جلسه:بچه ها،گل یا پوچ گروهی بازی کردند و برنده،آیه رو تکرار می کرد :"وشکروا نعمت الله"(2) هر کی تک بیاره" رو این جوری بازی کردیم که "هر کی مثل مربی بیاره" آیه رو می خونه. برای این که قدر نعمت بینایی رو بیشتر بچه ها بدونند چشم یکی از بچه ها رو می بستیم و با چشم بسته باید بقیه ی بچه ها رو که در حال خواندن آیه مدنظر بودن، رو می گرفت. بازی مورد علاقه بچه ها؛در حالی که دست در گردن هم داشتند،(قبل از کرونا این بازی انجام شده) به جلو و عقب می رفتند و مربی هم ،خلاف جهت اون ها،حرکت می کرد و شعر و آیه مدنظر رو با هم می خواندند: خدابه ما این همه نعمت دادہ. ماچی بگیم؟ماچی بگیم؟ واشکروا نعمت اللہ واشکروا نعمت اللہ خدابه ماعشق ومحبت دادہ. ماچی بگیم؟ماچی بگیم؟ واشکروا نعمت اللہ واشکروا نعمت اللہ سورہ نحل،آیه ۱۱۴ #شیرین_تر_از_عسل #بازی_کودک #سرگرمی_آموزنده #بنیاد_سفینه #بنیادسفینه #شکر_نعمتها #کلاس_اول #پیام_قرآنی #bonyadsafineh @bonyadsafineh
27 شهریور 1399 10:41:37
0 بازدید
bonyadsafineh
شما چه بازی خانوادگی و جذابی رو پیشنهاد می کنید؟ 🧐🧐🧐🧐🧐🧐 #بنیادسفینه #بازی_سرگرمی #سرگرم_آموزی #بازی_خلاق #بازی_هیجان_انگیز #بنیاد_سفینه #خلاقیت #بازیخانوادگی #سرعت_و_دقت @bonyadsafineh #bonyadsafineh #bonyadsafineh_fan
08 شهریور 1400 04:14:26
25 بازدید
bonyadsafineh
به نام خدا: خدا رو شکر، نمایش کودکانه شهر رنگین کمان چه قدر مورد استقبال واقع شد با توجه به نوع طراحی اون که در هر مکانی بدون داشتن وسایل خاصی قابل اجرا بود: شاید بدون اغراق از سراسر ایران و حتی جهان پیام تشکر و اجرای این نمایش رو داشتیم. این نمایشنامه رو مربی ها می تونن به صورت نمایش خلاق با بچه ها اجرا کنن. این نمایش، برای اجرا فقط همت می خواد! پس یا علی یه شب، وقتی همه رنگ ها خواب بودن، رنگ سیاه بیدار شد و همه جا رو سیاه کرد. صبح شده بود، اما چون همه جا تاریک بود ،هیچ کس متوجه نشد که روز شده، تا اینکه بالأخره یکی از رنگ ها از جاش بلند شد و بقیه ی رنگ ها رو بیدار کرد و بهشون گفت که دیشب که خواب بودن، رنگ سیاه همه جا رو رنگ کرده و به خاطر همین همه جا تاریکه. خلاصه رنگ ها دور هم جمع شدن و فکرهاشون رو روی هم ریختن و به این نتیجه رسیدن که با رنگ سیاه مبارزه کنن تا بتونن دوباره رنگ روشنی و روز رو ببینن. رنگ ها هر کدوم تک تک به جنگ رنگ سیاه رفتند ولی همه شون شکست خوردند. رنگ سیاه که از برنده شدن خودش خیلی خوشحال شده بود بادی به غب غب می اندازه و می گه: دیگه کی می خواد بجنگه؟؟ فکر می کنه زرنگه؟! خلاصه همه ی رنگ ها با هم متحد می شوند و به جنگ رنگ سیاه می روند و رنگ سیاه رو شکست می دهند. و در آخر، همه ی رنگ ها با هم شعر زیر رو، هم خوانی می کنند. هفت رنگ رنگین کمونیم تو آبی آسمونیم روز شد نگاه کن(2) با هم دیگه مهربونیم خوشحال و شاد و خندونیم روز شد نگاه کن(2) «با سیاهی جنگیدیم سیاهی رو شکست دادیم حالا توی آسمون فقط هست رنگین کمون» (2) نه دیگه شکست می خوریم نه دیگه دعوا می کنیم «تو دل بچه های خوب شادی بر پا می کنیم»(2) امام زمانِ خوبِ من بهترینی تو قلبِ من ما هستیم یار تو(2) امام خوب، مولای من نازنین محبوبِ من ما هستیم یار تو(2) «خدا کنه ظهور کنی بدی ها رو تو دور کنی سیاهی رو شکست بدی ما بچه ها رو شاد کنی»(2) ما با هم دوستی می کنیم به همه کمک می کنیم «برای ظهور تو همگی دعا می کنیم»(2) #ربیع_الاول #نمایش_شهر_رنگین_کمان #بنیادسفینه #بنیاد_سفینه #ظهور_امام_زمان #امامت_امام_زمان #نمایش_کودکانه #bonyadsafineh @bonyadsafineh
06 آبان 1399 04:57:44
0 بازدید
bonyadsafineh
دادن یه قاب حسینی و قرار گرفتن توی اون توسط بچه ها و گفتن از خاطرات هیات هاشون تو سال های قبل، کمی از غم حضور کمتر امسال شون کم می کنه،امتحان کنید #یاحسین #بنیادسفینه #محرم #محرم_کودکانه #من_حسینی_ام #ما_ملت_امام_حسینیم #کربلا #من_امام_حسینی_ام @bonyadsafineh
03 شهریور 1399 00:37:36
0 بازدید
bonyadsafineh
چه قدر این نمایش مون رو دوست داشتم. تو روزهای بدون کرونا تو کلی مهد کودک اجراش کردیم:"نمایش خونه کی از همه محکم تره؟" داستان هجرت پیامبر از مکه به مدینه و پنهان شدن ایشون در غار و کمک کبوتر و عنکبوت به امر خدا این هم شعر پایانی اش که سروده ی دوست عزیزم خانم ساجده طالبی هست: یه شبی از شبای خوبِ خدایِ مهربون آمادہ ی سفرشدن پیامبرِعزیزمون خواستن که ازمکه بِرن به سمتِ شھرِ مدینه تاکه پیامِ خدارو بِرِسونن به گوشِ ھمه امّا نقشه کشیدن،آدم بدا براشون تااینکه شهید کنن،پیامبرِ خوبِمون سرِ راہِ پیامبر،تویِ کوہ بود یه غاری تادیدن یه دونه غار،گفتن خداجون چه راھی از چشمِ دشمناشون،پنهون شدن پیامبر خیلی زود از آسمون،اومد پایین کبوتر آفرین به عنکبوت، آفرین به کبوتر شدند وسیله های نجات جون پیامبر پ. ن: شعر کامل رو تو آرشیو مون ببینید. پ. ن: خداوند در سوره ی توبه آیه 40 به این داستان اشاره می کنند. #ربیع_الاول #حضرت_محمد #بنیادسفینه #بنیاد_سفینه #غار_ثور #نمایش_خونه_کی_از_همه_محکم_تره؟ #نمایش_کودکانه #سلام_بر_محمد_(ص) #bonyadsafineh @bonyadsafineh
01 آبان 1399 09:29:44
0 بازدید
ادمین بنیاد سفینه
0
0
چند تا از بچه ها انتخاب می شوند و روی سن می آیند. مجری از بچه ها می خواهد هواپیما شوند یعنی خود بچه ها هواپیما بازی کنند: دستانشون رو باز می کنند و مثل هواپیما اوج می گیرند و صدای هواپیما در میاورند. بعد بچه ها می ایستند و مجری: رو به بچه ها می گه: بچه ها،شما با وجود این که اون موقع نبودید و امام خمینی رو ندیدید ولی الان،توی هواپیمای امام خمینی(قدس سره الشریف) هستید،کنار ایشونید ،حالا بهشون چی دوست دارید بگید؟ و اگه الان امام خمینی(قدس سره الشریف) پیش ما بودند فکر می کنید به شما بچه ها چی می گفتند؟ ای کاش همه ی این بچه ها می توانستند اون روزهای زیبای کنار امام خمینی بودن رو ببینند. #بنیادسفینه #اجرای_دهه_فجری #سرگرم_آموزی #بنیاد_سفینه #دهه_فجر #جشن_تولد_انقلاب #bonyadsafineh @bonyadsafineh