پست های مشابه

aliyeh.heybatii

‼️قول دادن به کودکان لطفا اگر احتمال می‌دهید ممکن است نتوانید سر قول تان بمانید، به جای «قول می‌دهم» از «سعی می‌کنم» استفاده کنید. قول‌تان را همه جا و برای هر کاری خرج کنید.... زمانی که زیر قولتان میزنید اعتماد کودکتان را از بین می برید و هرگز این 7 قول را به فرزندتان ندهید والدین از وعده و وعید دادن به فرزندان خود به چند دلیل استفاده می کنند: برای رشوه دادن به فرزند جهت انجام کاری که خودشان می خواهند، اجتناب از برخورد احتمالی با فرزندشان، ناامید نکردن فرزند و ایجاد امید در او. 1. "قول میدم درد نداشته باشه." 2. "قول میدم قبل از اینکه خوابت ببره بیام خونه." 3. "قول میدم هفته دیگه ببرمت پارک با دوستت بازی کنی، ولی امروز نه." 4. "قول میدم اگه اتاقتو مرتب کنی، ببرمت بیرون بستنی بخرم برات." 5. "قول میدم اگه مشقاتو انجام بدی، باهوش ترین بچه کلاس بشی." 6. "قول میدم که فردا روز بهتری باشه." 7. "قول میدم که دفعه دیگه برای تولدت بریم مسافرت." #قول#اعتماد_کودکان #طرحواره_بی_اعتمادی #والد_آگاه #تربیت#فرزندپروری #عالیه_هیبتی_روانشناسی_کودک

28 مرداد 1399 14:05:40

0 بازدید

aliyeh.heybatii

مقایسه ی کودکان در هر سنی ممنون مقایسه ی کودکان با هم آسیب های روانی جدی به آنها وارد میکند و همیشه تصویری منفی از خود در ذهن‌شان دارند. #مقایسه#مقایسه_کودکان #احساس_منفی#تحقیر#نیشخند#سرخوردگی#ناامیدی #بی_ثباتی #بی_ثباتی_هیجانی #مقایسه_نکنیم #تربیت_فرزند #فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

10 شهریور 1400 05:12:26

46 بازدید

aliyeh.heybatii

06 شهریور 1400 16:11:53

15 بازدید

aliyeh.heybatii

. وقتی می پرسید؛ چكار كنم بچه زير دوساله م ياد بگيرد منزل ديگران به وسايل دست نزند؟ انگار پرسيديد چكار كنم فرزند شش ماهم حرف زدن را ياد بگيرد! كودكان حدود يكسالگي به بعد وارد مرحله كشف محيط اطراف ميشود و مغز كودك وارد رشد حسي حركتي ميشود. رفتار والدين در اين دوره به كودكشان لجبازي يا همكاري را خواهد آموخت. در مهماني ها با حضور مهربانانه خود مراقب كودكتان باشيد اما انتظار اينكه در اين سن ياد بگيرد به هيچ چيز دست نزند انتظار زياديست. اين دوران گذراست وكودكي وارد مرحله لجبازي نشده به زودي به اطرافش بي توجه خواهد شد و علاقمند به بازي با همسالانش خواهد شد. اين واقعيت را بعنوان مرحله ايي از رشد سالم فرزندتان بپذيريد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#کودک_نوپا #کودکان#مرحله_حسی_حرکتی #کشف_دنیا #رشد_سالم#تربیت#آموزش#فرزندپروری#عالیه_هیبتی#روانشناسی_کودک#بیرجند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

11 اردیبهشت 1399 05:29:55

1 بازدید

aliyeh.heybatii

حق انتخاب دادن به شدت به افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس کودک کمک می‌کنه 😍👌 حتما از این تکنیک عالی و کاربردی استفاده کنید و نتیجه خوبشو ببینید👌❤️ #حق_انتخاب#حق_انتخاب_کودکان #اعتماد_به_نفس_کودک #عزت_نفس_کودکان #تربیت_فرزند#کودک#نوجوان#ارتباط_والد_کودک #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

05 شهریور 1400 16:38:32

27 بازدید

aliyeh.heybatii

#مرد_که_گریه_نمیکنه #گریه#غم #اندوه#احساسات#درک_احساسات_کودک #احساس_تنهایی#مادر#قلب_مادر#مرد#زن#تربیت#تربیت_صحیح_فرزند #فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

02 تیر 1400 15:38:38

1 بازدید

عالیه هیبتی

0

0

. کلاس اول که بودم یک روزبایکی از بچه های کلاسمان دوست شدم،کلی باهم توی حیاط مدرسه بازی کردیم روزبعدش از خانه شان برایم هدیه آورده بود،یک هواپیمای آبی و قرمزپلاستیکی... آن روزحالم خوب بودوکلی ذوق داشتم که آن رابه خانه ببرم وبا آن بازی کنم. به خانه ک رسیدم،از کیفم بیرونش آوردم وبا افتخار،به همه نشانش دادم،آنقدراین هدیه برایم جذاب و خواستنی بودکه مدام نگران بودم خراب شودوازترس خراب شدنش آن را به مادرم دادم تا بالای طاقچه بگذارد و خیالم راحت باشد. فردایش که به مدرسه رفتم دوستم آمد جلو،سرش را پایین انداخت وگفت:مادرم گفته هواپیما را بیاور،لطفا هدیه ام را پس بده. یادم نمی رود که چقدر بغضم گرفته بود،من حتی با آن بازی هم نکرده بودم!ولی سنم به این حرف ها قد نمی داد که بگویم هدیه را پس نمی گیرند! فردا هواپیما رابه او برگرداندم اما وقتی دیدم آن رابرد وبه دوست جدیدش هدیه داد بغضی که از روز قبل نگه داشته بودم ترکید. همان روز فهمیدم که آدم ها زود عوض می شوند،که نمی شود روی آدم ها و حرف هایشان حساب کرد. ازآن روز تا جایی که می شد از کسی هدیه ای نپذیرفتم.از کسی چیزی نخواستم واجازه ندادم که کسی دلخوشی ام را بسازد.من شادی هایم را منوط به بودن آدم ها نکردم،چون دوست نداشتم وابسته و دلخوش که شدم،دلخوشی ام را از من بگیرند یا برای معذوریت ها و رفتنشان،بهانه و‌دروغ به هم ببافند. اجازه نمیدهم آدم های بلاتکیف،وارد زندگی ام شوند،چون میدانم دلخوش به بودنشان که شدم،می روند. آدم ها را قبل از اینکه دروغ بگویند،کنار می گذارم و قبل از اینکه بروند،می روم. من دلخوشی ام را روی مدار خودباوری ام تنظیم کرده ام وبا خودم عهد کرده ام که خودم چیزهایی که می خواهم رابه دست بیاورم،حتی اگر بهای رسیدن به آن ها سنگین باشد! به سال های کودکی تان برگردید،اتفاقاتی که یادتان مانده همه شان درس های بزرگی دارد. شما حواستان نیست که همان اتفاقات مهم دیروز،چقدر روی مسیر و شخصیت امروزتان تاثیر داشته هیچ خاطره ای بی حکمت نیست! کمی عمیق تر خاطراتتان را مرور کنید... #کودکانه_ها#خیالپردازی#آرزو#شادی#اعتماد#آدم_ها#دلخوشی#خودباوری#شخصیت#خاطره_های_کودکی#انسانهای_بلاتکلیف#تربیت#حکمت#فرزند_پروری#عالیه_هیبتی#بیرجند #نرگس_صرافیان_طوفان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

aliyeh.heybatii

عالیه هیبتی

0

0

. کلاس اول که بودم یک روزبایکی از بچه های کلاسمان دوست شدم،کلی باهم توی حیاط مدرسه بازی کردیم روزبعدش از خانه شان برایم هدیه آورده بود،یک هواپیمای آبی و قرمزپلاستیکی... آن روزحالم خوب بودوکلی ذوق داشتم که آن رابه خانه ببرم وبا آن بازی کنم. به خانه ک رسیدم،از کیفم بیرونش آوردم وبا افتخار،به همه نشانش دادم،آنقدراین هدیه برایم جذاب و خواستنی بودکه مدام نگران بودم خراب شودوازترس خراب شدنش آن را به مادرم دادم تا بالای طاقچه بگذارد و خیالم راحت باشد. فردایش که به مدرسه رفتم دوستم آمد جلو،سرش را پایین انداخت وگفت:مادرم گفته هواپیما را بیاور،لطفا هدیه ام را پس بده. یادم نمی رود که چقدر بغضم گرفته بود،من حتی با آن بازی هم نکرده بودم!ولی سنم به این حرف ها قد نمی داد که بگویم هدیه را پس نمی گیرند! فردا هواپیما رابه او برگرداندم اما وقتی دیدم آن رابرد وبه دوست جدیدش هدیه داد بغضی که از روز قبل نگه داشته بودم ترکید. همان روز فهمیدم که آدم ها زود عوض می شوند،که نمی شود روی آدم ها و حرف هایشان حساب کرد. ازآن روز تا جایی که می شد از کسی هدیه ای نپذیرفتم.از کسی چیزی نخواستم واجازه ندادم که کسی دلخوشی ام را بسازد.من شادی هایم را منوط به بودن آدم ها نکردم،چون دوست نداشتم وابسته و دلخوش که شدم،دلخوشی ام را از من بگیرند یا برای معذوریت ها و رفتنشان،بهانه و‌دروغ به هم ببافند. اجازه نمیدهم آدم های بلاتکیف،وارد زندگی ام شوند،چون میدانم دلخوش به بودنشان که شدم،می روند. آدم ها را قبل از اینکه دروغ بگویند،کنار می گذارم و قبل از اینکه بروند،می روم. من دلخوشی ام را روی مدار خودباوری ام تنظیم کرده ام وبا خودم عهد کرده ام که خودم چیزهایی که می خواهم رابه دست بیاورم،حتی اگر بهای رسیدن به آن ها سنگین باشد! به سال های کودکی تان برگردید،اتفاقاتی که یادتان مانده همه شان درس های بزرگی دارد. شما حواستان نیست که همان اتفاقات مهم دیروز،چقدر روی مسیر و شخصیت امروزتان تاثیر داشته هیچ خاطره ای بی حکمت نیست! کمی عمیق تر خاطراتتان را مرور کنید... #کودکانه_ها#خیالپردازی#آرزو#شادی#اعتماد#آدم_ها#دلخوشی#خودباوری#شخصیت#خاطره_های_کودکی#انسانهای_بلاتکلیف#تربیت#حکمت#فرزند_پروری#عالیه_هیبتی#بیرجند #نرگس_صرافیان_طوفان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن