kermaninarges_psych
دنبال کننده
54
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت میترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که میشد تو حیاط خونه آلبالو ها میرسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو
25 خرداد 1400 06:26:24
2 بازدید
kermaninarges_psych
واقعیت اینه که مدل غذاخوردن و حتی دارو خوردن بچه ها میتونه در امتداد رابطه ای باشه که بین او و والدین برقراره ! باید چیزهایی این وسط وجود داشته باشند که بیارزه، اون مایع بد رنگ و بدمزه را راحت و بی دردسر قورت داد؟ اگر قبول داشته باشیم که با موجودی فهیم و دارای فکر و احساس طرفیم حتما یه مدل دیگه رفتار میکنیم. دارو دادن دقیقا جائیه که هم باید مهربان باشی هم مقتدر، هم عاقل، انگار او به همه اینا به اندازه هم نیاز داره، به مامانی که درکش میکنه و میتونه بهش اعتماد کنه که اگه میگه باید بخورم پس درست میگه. و مامانم میدونه که چه قدر بد مزه است. و مامانم فهمید من چه طور از پس این کار سخت بر اومدم. ممکنه بعضی وقتها ما بدون هیچ توجهی به احساس بد بچه ها فقط به صورت منطقی بهشون بگیم که باید دارو بخوره. و اون هیچ تصویری از مفید و ضروری بودن دارو نداره، همین طور که ما تصوری از ذهن او نداریم. و یا ممکنه اون قدر نگران اذیت شدنش باشیم و که او هم استرس را از ما بگیره و بره تو فضای دفاعی و بخواهد خودش را از خطر احتمالی حفظ کنه! "حتما خیلی چیز بدیه که مامان هم این همه مضطربه! پس منم باید از خودم مراقبت کنم." چون انگار مامان اون قدر قوی نیست که بشه بهش اعتماد کرد! #دارو_خوردن_بچه ها #مریضی_بچه #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #ورژن_جدید_کرونا #آیکون #شادی #سلامتی
28 آذر 1400 17:20:00
4 بازدید
kermaninarges_psych
به هیچ وجه منظورم این نبوده و نیست که ما حق داریم هر طور پیرو هيجاناتمون بود با بچه ها رفتار کنیم. عصبانی باشیم، بد اخلاق باشیم ویا روی سخن با اون والدینیه که هر چه در توان دارند، میذارند آخر دست بیشتر از همه خودشان احساس نارضایتی میکنند! از این که نکنه هنوز استعداد بلقوه ای در بچم کشف نشده مونده باشه و من در قبال اون مسئولیتم را انجام نداده باشم. یا فلان روز که سرم شلوغ بود. یا فلان روز که گرفتار بودم و کم حوصله! به این جور والدین خوبه بگیم: بیا ، بشین ،تماشا کن. تو بهترین ستاره دنیای اون هستی! بدرخش... بدرخشید #والدین_موفق #کودک_شاد #والدین_آگاه #کمالگرایی #کمالگرایی مثبت #نرگس_کرمانی_مشاوره
02 تیر 1400 19:31:58
2 بازدید
kermaninarges_psych
بازی برد و باخت برای بچه ها مناسبه یا نه؟ شما چه بازی هایی با فرزندتان میکنید که به نظرتون خیلی دلچسب و مناسبه؟ #بازی_کودک #بازی_فکری #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری_شاد
16 مرداد 1400 06:05:00
1 بازدید
kermaninarges_psych
داستان فرزند پروری و آنچه که ما هشیار و ناهشیار با خودمون به این فضا میاریم و ناخودآگاه آسیبهای درونی خودمون را به جگر گوشه مون در همون مسیر منتقل میکنیم . اون قدری پیچیده است که بشه در موردش کلی کتاب نوشت و کلی مطالعه کرد. شما فکر میکنید بیشتر چه جور والدینی هستید؟ اصلا تا حالا با کنترل گری رفتار کردید؟ با بیش حمایت گری چه قدر جلوی رشدش را گرفتید؟ چه قدر اضطراب ها و نیازهای خودتون را به زور به خورد اون دادید؟ یا با غفلت و ترد کلا نسبت به نیازهاش بی تفاوت بودید؟ یکم پست امروز خشن شد به نسبت! #والدین_موفق #والدین_آگاه #کمالگرایی #دلبستگی ایمن #کنترلگری
08 تیر 1400 20:12:48
0 بازدید
kermaninarges_psych
حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس میایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون میافتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق میکند.
11 آبان 1400 19:46:24
1 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
وینیکات (روان درمانگر مشهور کار با کودکان و خصوصا نوزادان) معتقده ما کودک تنها و والد تنها نداریم. یک زوج والد و کودک داریم. که نمی تونیم هیچ کدام از اونها را به تنهایی ببینیم. این ترکیب هست که قابل بررسی و تحلیل و تغییره! وی معتقده رشد نوزاد در یک فرآیند بین اذهانی شکل میگیرد. در واقع نوزاد با توجه به تدارکات زیستی، روانی و عاطفی که برای او فراهم میشود، خودش را میشناسه و به ادراک از جهان بیرون دست پیدا میکنه. هر انسانی با ظرفیت بالایی از بلوغ به دنیا میاد و این قدرت تسهیل گری والد است که تعیین میکنه چه قدر این قدرت به رشد برسه یا به بن بست برخورد کنه. و برای همه اینها یک " والد به اندازه کافی خوب" کافی است.