kermaninarges_psych
دنبال کننده
53
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس میایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون میافتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق میکند.
11 آبان 1400 19:46:24
1 بازدید
kermaninarges_psych
امروز در پی سرچ مطلبی رسیدم به موسسه ای که از طریق آزمون های روانپزشکی، نورو فیدبک، گفتار درمانی و بازی درمانی اختلالات دوران کودکی را بررسی و درمان میکنند. تا جایی که من متوجه شدم حتی متخصصین روانشناسی مرکز هم دید عصب شناسی به قضیه دارند. و احتمالا برای درمان کودکی با اختلال مثلا لکنت تیمی از درمانگران درگیر خواهند بود. همه اینها در حالی است که به نام ترین رواندرمانگران دنیا بر این عقیده اند که درمان کودک بدون توجه به رابطه ای که در آن به عنوان زوج مادر و کودک در جریان است بی معنی است. چگونه ماهها و سالها در پی گفتار درمانی میرویم در حالیکه ریشه در عمق نا ایمنی حاصل از رابطه ما با کودکمان نهفته است. بدون شک این رابطه سالها قبل از تولد کودک ما شکل گرفته است. و زیر و بم و جزئیاتی که در آن جریان است از تعارضات ظاهری تا عمیق ترین احساسات ما در نتیجه ای که به عنوان اختلال رخ داده سهیم بوده اند. #کودک_پرخاشگر #کودک_لجباز #بد_غذایی #لکنت #اختلالات_یادگیری #بد_رفتاری #نافرمانی_کودک #اختلال_سلوک #بیش_فعالی #نقص_توجه #توجه_ تمرکز #فرزند_پروری #گفتار_درمانی #رفتار_درمانی #نوروفيدبک #شناختی_رفتاری
19 آبان 1400 14:38:47
2 بازدید
kermaninarges_psych
وقتی به دلخوری ها اجازه میدیم که بیاند و روی هم جمع بشند و حتی تبدیل بشند به خشم و تحریک پذیری! ممکنه بعضی ها فکر کنند. چه قدر آدم عصبانیه! در حالی که این وسط نیازهای بیان نشده ای وجود داشته اند که دیده و شنیده نشده اند! خوبه که این جور وقتها از خودمون بیرون بیایم بشینیم به تماشا و ببینیم چه اتفاقی داره میافته! شاید این وسط نیاز باشه دستی رو شونه خودمون بذاریم! #کنترل_خشم #فرزندپروری_آگاهانه #شفقت_به_خود #والدین_آگاه #والدین_موفق #کنترلخشم
16 مرداد 1400 04:19:09
0 بازدید
kermaninarges_psych
در والد گری بر خلاف روزهای طولانی و ناتمام، سالها مثل برق و باد میگذرند؛ و ما خیلی زود دنبال اون دست و پاهای کوچولو و کلمات نصف و نیمه ادا شده توی گالری موبایل و لب تابمون میگردیم. روزهایی میرسند که دیگه چاییمون سرد نمیشه. با خیال راحت سر صبحانه کارد را توی بشقابمون میذاریم و نگران بریده شدن دستهای کنجکاو و برگردوندن کاسه مربا نخواهیم شد. هر چند این گذر زمان مهمه که چه طور اتفاق میافتد. به نظر من اولین قدم در این راستا اینه که مادر و پدر در نقش خودشون درست و همراه با سلامت روان حضور داشته باشند. مثل این که: ✔این که نقش های جدید و قدیم را بزاریم کنار هم و خودمون را توی هر دوش دوباره پیدا کنیم. ✔هویت جدیدمون را شناسایی کنیم. آنچه که از دست دادیم و آنچه بدست آوردیم را باز بینی کنیم. ✔خودمون را از بیرون تماشا کنیم و ببینم حالمون چه طوره و مود خلقی مون در چه وضعیتی قرار داره؟ ✔چه قدر زمان برای استراحت و رسیدگی به خودمون داریم؟ ✔راهکارهایی برای گسترش و بهبود روابطمان پیدا کنیم . ✔یاد بگیریم که حمایت بگیریم. در مورد هر کدوم از این جملات میشه ساعت ها حرف زد و کارگاه رفت. شاید بعدها یه دفترچه راهنما در این رابطه را با هم پر کردیم. شما از چه تکنیک هایی برای بهبود سلامت روان خودتون و خانوادتون استفاده میکنید؟ #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #افسردگی، #افسردگی_بعد_از_زایمان #والدین_موفق #کودکانه #نوزاد #نرگس_کرمانی_مشاوره
09 خرداد 1400 20:48:32
1 بازدید
kermaninarges_psych
حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت میترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که میشد تو حیاط خونه آلبالو ها میرسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو
25 خرداد 1400 06:26:24
2 بازدید
kermaninarges_psych
حس آرامشش را دوست داشتم. منو از همه تنش های مادرانگی ام به ساحل آرامش دعوت میکنه.
17 مرداد 1399 20:14:42
1 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
در زمان اجرای این لایو تب داشتم، و علائم تازه داشت شروع میشد. خدا را شکر قرار قبلی به هم نخورد وهمه چیز خوب پیش رفت.