پست های مشابه

kermaninarges_psych

وقتی به دلخوری ها اجازه میدیم که بیاند و روی هم جمع بشند و حتی تبدیل بشند به خشم و تحریک پذیری! ممکنه بعضی ها فکر کنند. چه قدر آدم عصبانیه! در حالی که این وسط نیازهای بیان نشده ای وجود داشته اند که دیده و شنیده نشده اند! خوبه که این جور وقتها از خودمون بیرون بیایم بشینیم به تماشا و ببینیم چه اتفاقی داره میافته! شاید این وسط نیاز باشه دستی رو شونه خودمون بذاریم! #کنترل_خشم #فرزندپروری_آگاهانه #شفقت_به_خود #والدین_آگاه #والدین_موفق #کنترلخشم

16 مرداد 1400 04:19:09

0 بازدید

kermaninarges_psych

اگه این نکته را قبول داشته باشید، که پشت هر رفتار نافرمانی یک نیازی نهفته است. که نادیده گرفتن اون باعث ادامه پیدا کردن این رفتار به شکل های مختلف میشه. میرفتیم سراغ ریشه داستان. تجربه شما چیه؟ تا حالا شده تونسته باشید ریشه ماجرا را دربیارید و همه بدخلقی ها تموم شده باشه؟ تجربه تون را با ما شریک بشید. #کودک_پرخاشگر #والدین_موفق #والدین_آگاه #نافرمانی_کودک #بدقلق #نیاز #کودک_شاد

10 شهریور 1400 18:27:05

0 بازدید

kermaninarges_psych

مهارت شناخت احساسات خود، درک و همدلی با دیگران و حتی همدلی با خود چیزی نیست که از فضا اومده باشه یا مثل رنگ چشم باهاش به دنیا اومده باشیم. یک مهارته که مثل خیلی از مهارت‌های دیگه میتونیم یاد بگیریم ، و با تمرین در اون حرفه‌ای بشيم. ولی وقتی به دستش بیاریم و پرورشش بدیم. احساس معجزه را می‌بینیم. از همین امروز شروع کنیم ابزارها را در این مسیر بشناسیم. نیازهای خودمون و نزدیکانمون را ببینیم. و بهش پاسخ بدیم. من میتونم به وضوح بگم از زمانی که با یک سری رویکردهای روانشناسی آشنا شدم. بخش هایی از زندگی ام زیر و رو شد. شما در این زمینه چه تجربه ای دارید؟ #نرگس_کرمانی_مشاوره #والدین_موفق #والد_آگاه#والدین_شاد.

23 خرداد 1400 15:47:18

2 بازدید

kermaninarges_psych

نمازم را خوندم و تو ذهنم داشتم ترتیب کارهایی را که دارم تند تند مرور میکردم تا به ترتیب انجام بدم، روز خیلی شلوغی بود و فردا شلوغ تر، اومد تو جا نمازم، گفت اینجا ماشین سواریه، می خواست بشینه توی چادرم و با بازی که از خودش اختراع کرده مهر ها را زیر چادر قایم کنه! هنوز هم لیست کارهام تو ذهنم ردیف شده بود. و دلم میخواست سریع پاشم. یه لحظه نگاهش کردم، احساس کردم چه قدر زمان با بچه ها کنده! انگار تمام دنیا وامیسته و فقط اون لحظه و اون بازی مهمه! کارهای به ظاهر مهم ما چه قدر غیر مهم هستند در برابر لذت لحظات! نشستم، شاید کمتر از ده دقیقه طول کشید، #لذت_لحظات #منتالیزیشن #نگاه_به_درون #فرزندپروری_آگاهانه

09 دی 1400 18:36:35

9 بازدید

kermaninarges_psych

یه لحظه صبر کنیم، نگاه کنیم، ببینیم داره چه اتفاقی بین ما میافته؟ حواسمون به کیفیت رابطمون هست؟ حواسمون هست که داریم چه قدر زمانی که نیاز نداره و توانمنده به خودمون میچسبونیمش؟ و چه قدر زمانی که به حمایت نیاز داره تشویقش می‌کنیم به حرکت کردن به یادگیری جدید، آموزش های زورکی. انگار نه انگار خودش میتونه درک درستی از درونیاتش داشته باشه. در ظاهر میخوایم که قوی و با اعتماد به نفس عمل کنه، ولی یک ذره اعتماد نداریم که میتونه خودش و نیازهاش را مدیریت کنه! بی توجهی به این دو نیاز اساسی در کودک ، ارتباط ایمن و همدلانه و ‏استقلال و خود مختاری. رشد شخصیت را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دقیقا همان نقاطی که والدین دلشون میخواد قوی و عالی رشد کنه، مثل:عزت نفس، ایمنی، خودسرزنشی. #فرزندپروری #امنیت #استقلال #ذهنی_سازی # دلبستگی #شخصیت #رشد #موفقیت #پیشرفت #والدین_آگاه #شادی #مشاوره #رواندرمانی #والدگری #موفقیت #ترس #مقایسه #کنترلگری #انگیزه #عزت_نفس #اهمالکاری #روانشناسی_کودک #والدین_آگاه_فرزندان_موفق #کودک_شاد #کودک #نرگس_کرمانی_مشاوره

26 مرداد 1401 15:40:58

31 بازدید

kermaninarges_psych

معرفی فیلم. "Tully" یک فیلم اختصاصی برای مادرهاست. با این که اگه دوبله و سانسور شده را انتخاب کنید، نکته زیاد خاصی نداره ولی به شدت توصیه میشه که بچه ها فیلم را نبینند. چون پر از جزئی نمایی و ریزه کاری های سخت روزهای اول تولد است که میتونه احساسات نامطلوبی را در درونشون نهادینه کنه. بارداری و زایمان و درگیری های روحی را طوری به تصویر کشیده که رنج عمیقش را میشه با دست لمس کرد. قهرمان داستان برای بار سوم چالش های فرزند جدید همه با هم به سمتش هجوم آوردند. بی خوابی، تغییرات جسمانی، التقاط نقش ها. کم‌رنگ شدن کیفیت روابط با بچه های قبلی و همسر، نیازهای نادیده گرفته شده و.... در جریان داستان طوری پیش میره که به ظاهر با کمک دیگران و با حمایت گرفتن چیز هایی که از دست داده را ترمیم میکنه. ولی نهایتا به وسیله پزشک تشخیص داده میشه! که نیاز به درمان جدی ضروری بوده و.... به‌نظر شما کدوم بخش از تغییرات پس از زایمان چالش بر انگیز تره؟ #افسردگی_بعد_از_زایمان #فرزندپروری_آگاهانه #والدین_موفق #کودک_شاد #نرگس_کرمانی_مشاوره

17 خرداد 1400 19:31:00

2 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت می‌ترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که می‌شد تو حیاط خونه آلبالو ها می‌رسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، ‏مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

حالم سرجا نبود. روز سختی را از لحاظ ارتباطات شغلی گذرونده بودم. سرم داشت می‌ترکید. رفتم براش قصه بگم. دراز کشید و گفت کاشکی الان تو طبیعت بودیم و ستاره ها رو تماشا میکردیم. گفتم آره، خیلی خوب بود. ولی این که آدم تو خونه خودش تو آرامش بخوابه هم خیلی عالیه. حس خوبم را گرفت و زیر پتو جابجا شد. دلم میخواست براش از دلتنگی های امروزم بگم. ولی آب دهنم را قورت دادم و از درخت های آلبالو گیلاس بچگی ام گفتم. همین موقع ها که همسن تو بودم، ۵ یا ۶ ساله. همین موقع های سال که می‌شد تو حیاط خونه آلبالو ها می‌رسید. و آماده چیدن میشد . باهاشون گوشواره درست میکردیم. خنکی آلبالو های پشت گوشم را هنوز حس میکنم. خندید، ‏مامان چه قدر شاد بودی! شاد بودم؟ مطمئن نیستم! خوشحال شدم که خیلی چیزهای دیگه را نگفتم. خیلی از دلتنگی ها از مادر بودن توی جامعه بزرگسال. با ادعاهای فمینیستی! و واقعیت های محدود کننده و بی اعتبار کننده. خوشحال بود. خوابید. واقعیت مثل شمشیر دو لبه میمونه. من مادر حق ندارم فشارها و استرس های زندگی بزرگسالانه خودم را به کودکم نشون بدم. ولی مجبور هم نیستم تمام مدت خوشحال ترین مادر دنیا باشم و اون هیج وقت یاد نگیره که با غم یا بقیه نگرانی ها در این دنیا چی کار باید کرد! #درد_دل_برای_کودک_ممنوع #حق_تو_شاد_بودنه #حق_من_شادی_از_شادی_تو

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن