chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. "زیارت باطعم دوستی" . تو مدرسه ی ما، پای ثابت مناسبت های مذهبی، رفتن به اردوهای زیارتی هست. مثلاً پارسال در ایام محرم و صفر،به امامزاده سیده ملک خاتون رفتیم. اون روز بعد زیارت، با دخترها تصمیم گرفتیم یه هیئت راه بندازیم و نذری درست کنیم، پس گروه گروه به صورت کلاسی نشستیم و برچسب های رنگی برای لقمه هامون آماده کردیم که روی اونها یا زینب و یا حسین و...نقش بسته بود. . بعد تهیه ی نون پنیر سبزی های ساده و خوشمزه، اونها رو بین افراد داخل امام زاده و در اطراف اون پخش کردیم.😊 . یه فعالیت دیگه هم این بود که تو محوطه امامزاده نشستیم با خرده های کاغذرنگی و مقوای مشکی پرچم ساختیم. . بعدشم با یه دسته ی کوچیک عزاداری از دخترهای چمرانی به سمت سرویس راه افتادیم. . این امامزاده به خاطر محوطه ی بزرگش خیلی برای بچه ها دوست داشتنی هست چون نه تنها در اون کلی فعالیت قشنگ و بازی هیجانی انجام میدن، بلکه همین که به یه امام زاده ی خانم سر میزنند، براشون جالبه و براشون خاطره ی خوشی رو رقم میزنه🤗 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #اردو_های_چمرانی #امام_زاده_سیده_ملک_خاتون #زیارت#اردوی_زیارتی
08 مهر 1399 16:45:40
0 بازدید
chamran_kids
🔊برشی از کتاب" ای کاش بینی من هم سبز بود" رو بشنوید🤗 . در دهکده"ومی کی ها" دوباره ماجرای جدیدی پیش آمده. همه در صف پشت مغازه ای ایستادند تا دماغشان را سبز کنند. اتفاقا آن روز پانچلو و دوستانش خانه ی ایلای هستند. به نظر آن ها کار مردم خیلی مسخره است و ایلای هم تایید میکند که آدمک های چوبی را عمدا متفاوت از هم آفریده و دلیلی ندارد مردم همه دماغشان را سبز کنند و شبیه به هم شوند.خلاصه پانچلو و دوستانش فقط چند روز میتوانند جلوی خودشان را بگیرند و بالاخره دماغ آنها هم سبز میشود، و بعد قرمز، نارنجی، صورتی و رنگهای دیگر. چون تند تند رنگ های متفاوت مد میشود و همه در صف رنگ کردنِ دماغ هایشان می ایستند. بالاخره این همه وقت گذاشتن، پانچلو را خسته میکند. درحالیکه دیگر نمیداند چه کند از طرف ایلای برایش پیغامی می آید و به خانه او میرود. این بار هم ایلای با مهربانی اشتباه پانچلو را بخشیده و ساعت ها با سمباده روی دماغش کار میکند تا به شکل اول بر گردد.... . پ.ن: لحظات مواجهه پانچلو با ایلای من را یاد خودم می اندازد. هر بار با سرافندگی شروع میکنم برای خدا آسمان ریسمان بافتن و اشتباهاتم را یکی یکی ردیف کردن.... . پ.ن ۲: قطعا قرار نیست بچه ها درگیر این مفاهیم پیچیده شوند. آن ها از خواندن یک داستان خوب و دیدن تصویرهایش خوششان می آید و البته ما بذری در دلشان میکاریم که وقتی به آن احتیاج دارند نهال شاداب و تر و تازه ای به کمکشان می آید....😇 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای کسایی که دنبال کتاب خوب برای بچه ها هستند بفرستید😉 . ❗میتونید مجموعه کتاب پانچلو رو از صفحات زیر تهیه کنید، کافیه بهشون دایرکت بدید🤗👇🏻 . @mehrsa_pub @ketabpark @namayeshgah_ketab_koodak @nojavan_namayeshgah_ketab . #برشی_از_یک_کتاب #کتاب_خوانی#نشر_مهرسا #معرفی_کتاب_خوب #مجموعه_پانچلو #تو_برای_من_عزیزترینی #کتاب_کودک_نوجوان
11 اردیبهشت 1400 11:36:38
0 بازدید
chamran_kids
🏴 الجار ثم الدار آن هنگام که این جمله را در میان دعاهای شب مادرمان، زهرا سلام الله علیها یافتم، فکر نمی کردم در بحبوحه ی مصیبتش به کارم بیاید. به ذهنم بیاید و یارم باشد برای جمع کردن یار. در گوشه ای از ایران، جارمان و همسایه یمان، بی پناه شده اند، سیل خانه هایشان را، آرامش و گرمای خانواده هایشان را ربوده است و در میان سر و صداها و مصیبت های بسیار این روزها و جهادهای فردا، صدایشان را گم کرده است. هر چند که مردم سیستان، هرمزگان و خوزستان و ... عادت کرده اند به بی صدایی. از بس که ما پایتخت نشین ها پر سر و صداییم و کم کار و پر هزینه برای جارمان و همسایه هایمان. اما بچه های کوچک چمرانی، درد همسایه گرفتشان و پول های بازارچه یشان را تقدیم همسایگانشان کردند، تا یاد بگیرند اول به فکر همسایه باشند بعد خودشان. کمر همت بسته اند که بیش از اینها هم کار کنند برای دردمندان، تا یاد نگیرند بی دردی را. سلام بر تو ای بانو، آن زمان که متولد شدی، خنده آوردی بر لب ها. و سلام بر تو ای بانو آن زمان که قیام کردی، ولایت نشاندی بر دل ها. و سلام بر تو ای بانو، آن زمان که قیامت کنی، پیروان همسرت را می نشانی بر تخت ها. #یا_زهرا #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
08 بهمن 1398 16:56:35
0 بازدید
chamran_kids
. معلم ها کجای زندگی بچه ها هستند؟ و بچه ها کجا زندگی معلم ها؟ . این متن مربوط به زمانی است که عموی پسرهای پیش دبستانی چمران، خودش را به بیمارستان رساند تا احوالی از خانواده ی شاگردش که در کما رفته بپرسد. به سرعت پیام به تمام پایه های مدرسه ارسال شد:👇🏻 "بسم الله الرحمن الرحیم 🛑یا من اسمه دوا و ذکره شفا متاسفانه طی سانحه ای یکی از بچه ها پیش دبستانی حادثه جدی براشون پیش اومده و الان در کما هستند. خواهش میکنم هر چقدر از دستتون برمیاد دعا کنید و بسپارید دعا کنن ان شالله به لطف امام رضا برگردن." و این متن بعد از رفتن همان شاگردش است...👇🏻😔💔 "سلام و عرض ادب خدا ان شالله به خانواده علمی صبر عطا کنه مصیبت خیلی سختیه داغش به دلمون موند و قد کشیدنشو ندیدیم... خاطراتی که یه زمانی میتونستن دلیلی برای شاد بودن باشن الان آیینه دق شدن... خدا بخیر بگذرونه و به دل مادرش رحم کنه." ما چه میدانیم در دل عموی جوان تازه کار چمرانی چه میگذرد؟ وقتی تنهایی و موبایل به دست از این طرف حیاط میدوید آن طرف و با بچه های آن طرف خط تفنگ بازی میکرد، به امید شاد کردن بچه ها بود. بچه هایی که تمام عشقشان این بود هفته ای یکبار بیایند و عمو را ببینند یا تصویرش را در فضای کوچک اسکایپ نگاه کنند. فردا عمو دوباره کلاس آنلاین دارد و این بار غمی بزرگ بر دلش است... تازه عموها، مثل خاله ها خیلی راجع به هر چیزی حرف نمیزنند... عمو ماند و آیدی محمدعلی علمی.....و داغی که برای همیشه بر دلش ماند....داغ بزرگ شدن و قد کشیدن پسر بچه ای سرزنده.... . این متن تقدیم میشود به عموی پیش دبستانی، تمام عموهای چمران و تمام معلم های دنیا که شاگردی را ازدست دادند و داغی بزرگ بر دلشان نشست....داغی که هیچ وقت سرد نمیشود! . پ.ن۱: میشد عکس هایی به شیوه خبرگزاریها گذاشت، از لحظه ای که مادرِ محمدعلی، عموی پسرش را دید، از لحظه ای که پدر محمدعلی و عمو همدیگر را در آغوش گرفتند و زار زدند، از لحظه ای که عموی پیش دبستانی، لحظه ی تدفین شانه هایش لرزید و از لحظه تلقین خواندن که عمو دوزانو روی سنگ ریزه ها نشست... . ولی عکسی نمیگذاریم. نه از عموی پیش دبستانی ها و نه باقی عموها که همه خودشان را به مراسم رساندند و عقب تر از همه ایستادند و خداحافظی بقیه با پسرک را نگاه کردند. خاطره ی ما و عموها با محمدعلی همان خاطرات شیرین کودکی باشد. همان دویدن ها، تیراندازی ها و خندیدن ها.... پ.ن۲: از آن بالا باز هم با عمو تفنگ بازی کن! محمدعلی بدو... عمو منتظرته ها....😭🖤 #معلم_آرزوها #مدرسه_آرزوها#معلم #معلم_داغدار#شاگردان_کوچک#کودکان_پاک
17 فروردین 1400 11:46:43
0 بازدید
chamran_kids
سیاره ی عجیب!! . و بازهم گلی اومده تا اینبار با دخترهای کلاس دومی بحث صدگان رو یاد بگیره...😊👆 . یکی از روش هایی که تو آموزش حسابی جواب میده، همراهی با شخصیت های مختلف و استفاده از عناوین عجیب و غریب برای آموزشه که باعث درگیر شدن و جذب بچه ها تو یادگیری میشه. . پ.ن: این فیلم توسط معلم ریاضی کلاس دوم ادبستان دخترانه ساخته شده. . ✅اگه هنوز تو کلاس های به اضافه ی چمران ثبت نام نکردید عجله کنید که دیگه کم کم داره فرصت ثبت نام تموم میشه، پس به هایلایت به اضافه چمران سربزنید و دایرکت بدید🤗 . ⭕راستی این پست رو ذخیره کنید و یادتون باشه برای آموزش صدگان در ریاضی با بچه ها تماشا کنید😇 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #ریاضی#فارسی #کلاس_دوم_دبستان #صدگان #دختران_چمرانی #دبستانی_ها #کلاس_ریاضی #آموزش_مجازی
03 آذر 1399 18:33:20
0 بازدید
chamran_kids
🥗 وقتی گزارشی از فعالیت های آشپزی پسرها می گذاریم، خیلی ها پیام می دهند که چرا پسرهایتان را به کارهای دخترانه وادار می کنید؟!! در پاسخ باید بگوییم چه کسی گفته آشپزی کاری زنانه یا دخترانه است؟ آشپزی یک مهارت است. آشنایی با استفاده از ابزاری مثل چاقو، تقویت مهارت های ظریف مثل پوست کندن و خرد کردن، تلفیق مزه های گوناگون و کشف یک مزه جدید را می توان از اهداف یک فعالیت آشپزی دانست. کودک با تجربه های مختلف است که می تواند در سنین بالاتر، مستقل و مسئولیت پذیر شود و استعداد هایش پرورش یابد. چه دختر باشد و چه پسر. پسرهای پنج ساله، در پروژه آشپزی شان، شور درست کردند. خرد کردن مواد و ترکیب شان، به عهده ی پسرها بود. مربی: فاطمه مزارعی، فاطمه فیض آبادی #پنج_ساله_ها #آشپزی_کودک #کودک #مهد_کودک #طرح_درس #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
21 دی 1398 16:43:52
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
💡 #یک_معلم_چمرانی برای راهپیمایی روز قدس، یک تابلو آماده کردم. تعداد زیادی تابلوی خام هم آماده کردهام، تا با کمک بچه ها تکمیلشان کنم. شعار راهپیمایی نحو القدس است. ❓ میدانید معنیِ نحو القدس چیست؟ در کنار یک سازهی قشنگ نشستم و شروع کردم به کشیدن نقّاشی مسجد قبّه الصّخره و نوشتنِ شعارِ " نحو القدس ". مسجد قبّه الصّخره نمادی از قدس شریف است. این مسجد مقدّس برای مسلمانان بسیار مهم است. وقتی بچّهها دیدند دارم چهکار میکنم، دورم جمع شدند. پرسیدم میخواهید شما هم نقّاشی بکشید؟ تحریکشان کردم، که دستبهکار شوند.اوّل بچّهها درخواست کردند، نقّاشیهایی را که خودم کشیدهبودم، به آنها بدهم؛ ولی شعار ادبستانیِ ما این است: ما برای کسی نقّاشی نمیکشیم؛ یادش میدهیم، که خودش بکشد. اگر بخواهیم پشتِ اسراییل را بهخاک بمالیم، نباید از کسی بخواهیم برایمان نقّاشی بکشد؛ بلکه باید خودمان بکشیم. سعی کردم به بچّهها انگیزه بدهم، خودشان بکشند. هرچه را که میکشیدند، تشویق میکردم. چرا؟ چون اوّل راه بودند و میترسیدند. نگران بودند، که نقّاشیشان قشنگ نباشد. من هم هرچه میکشیدند، میگفتم: آفرین؛ قشنگ کشیدی!بعد از کاملشدن نقّاشی شعارمان را نشانشان میدادم و میگفتم: میتوانید شعارمان را هم پایینش بنویسید: #نحو_القدس #روز_قدس #راه_پیمایی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران