chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🌱 🤔 در #تعطیلات_نوروزی چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ 🌱 یکی از کارهایی که می توانیم انجام دهیم 👈 دوستی با طبیعت و #طبیعت_گردی است 💡 کافی است همراه بچه ها، به نزدیک ترین پارک اطرافمان برویم. ✨بازی هایی که می توانیم در پارک انجام دهیم: 🔸یک کیسه همراه خود ببریم. اسم این کیسه، کیسه کشف است. 🔹در پارک می گردیم و چیزهای جالبی را که کشف می کنیم، در کیسه کشف جمع می کنیم. چیزهایی مثل سنگ، چوب، پر پرنده و ... . 🔸می توانیم با کشفیاتمان، کاردستی های مختلف درست کنیم. کافی است یک زیر انداز، مقداری رنگ، چسب و کاغذ همراه خود ببریم. #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
03 فروردین 1398 17:36:52
4 بازدید
chamran_kids
آخه تو مناسبت های مذهبی چیکارکنیم؟🤔 . ممکنه سوال خیلی از شما باشه پس فیلم رو ببینید🤗⬆️ . اولین و مهم ترین وظیفه تون اینه که یه خاطره و احساس قشنگ برای بچه ها رقم بزنید، البته به همراه خودشون....😇 . ✅اطعام عید غدیر یه فرصت فوق العاده ست که نباید از دستش بدین🙃 . ⭕این از اولین پیشنهاد ما برای غدیر، منتظر باشید که تو پست های بعدی پیشنهادات دیگه ای برای شما و بچه ها داریم😉 پس پست رو سیو کنید و بقیه هم به این پویش دعوت کنید❗❗❗ . 🌸شما برای عید غدیر میخواید چیکار کنید؟؟؟ برامون بنویسید 👇🏻😊 #پویش_غدیر#نذری#اطعام_غدیر #عید_غدیر#خاطره_خوب#چمرانی_ها #غدیر#اطعام#نذری
03 مرداد 1400 17:39:36
30 بازدید
chamran_kids
📣 شما شاغل هستین؟ معلم، کارمند، فروشنده. مهارت شغلی تون رو از کجا یاد گرفتین؟ من خودم وقتی بیست و یک سالم بود و وارد محیط کاری شدم، صفر صفر بودم. درسته تو دانشگاه درس خونده بودم اتفاقا درسم هم با کارم مرتبط بود ولی خب اینکه چه جوری تو کار از چیزی هایی که یادگرفتیم استفاده کنیم، متفاوته. برای همین تصمیم گرفتیم تو ادبستان، بچه ها فرصت کسب مهارت های مختلف رو داشته باشند. در واقع از همان کودکی یاد بگیرند چه جوری میشه از درسشون استفاده کرد. تو بازارچه ای که پنج شنبه داشتیم، یکی پسرهای کلاس چهارمی یک غرفه برای خودش گرفت و محصولاتش رو برای فروش گذاشت. #بازارچه_چمرانی #مهارت_کودکان #بازاریابی_کودکان #شغل #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
30 تیر 1398 07:45:53
0 بازدید
chamran_kids
🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر 💡چرا؟ چون بازی دنیای بچه هاست. و هرجا که بازی و اسباب بازی باشه رو بیشتر دوست دارن. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *طلق یا نایلون متری* هست. هم یه ابزار جدید و جذابه و هم می تونیم کلی باهاش بازی کنیم: مثلا؛ با ماژیک روش نقاشی کنیم و بعد هم به راحتی پاکش کنیم. زمین بازیش کنیم. مثلا دوز رویش بازی کنیم. بازی با کلمات رو روش انجام بدیم. می تونیم سفره ی گل بازی یا خمیر بازی مون باشه. ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، خاطره ی خوبی در ذهنشون ماندگار میشه. #سرباز_حسینم #هیئت
16 شهریور 1398 18:39:14
0 بازدید
chamran_kids
"یه راهکار ساده برای قهرمان سازی" . کند و کاو بچه ها برای شناخت شخصیت ها و افراد بزرگ از سنین دبستان شروع میشه و کم کم اون هارو به سمت انتخاب سرمشق و الگو سوق میده. چه بهتر که بچه ها تو مسیر شناخت کسایی قدم بذارند که رنگ و بوی خدا و شهادت تو تک تک لحظات حیاتشون جریان داره😊 . زنگ هدیه ها بود که متناسب با موضوع یکی از درس ها حرف از شهید ادواردو انیلی شد. یکی از دخترهای کلاس چهارمی هم که حسابی خوش ذوق و با انگیزه بود، مشتاقانه به تحقیق و مطالعه درباره او پرداخت. . پ.ن: در فیلم بالا که توسط یکی از دخترهای کلاس چهارمی چمران تهیه شده، قسمتی از "کتاب ادواردو" اثر بهزاد دانشگر به همراه زندگی نامه شهید ادواردو انیلی به مناسبت شهادت او در ۲۴ آبان ۱۳۷۹ بیان شده🤗 . ✅این پست رو سیو کنید و یادتون باشه که حتما این کتاب رو بخونید:) . ⁉️راستی به نظرتون چه طور میتونیم بچه هارو به سمت مطالعه و شناخت افراد و شخصیت های بزرگ هدایت کنیم؟🤔 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #هفته_کتاب_و_کتابخوانی#دختران_چمرانی #قهرمان#قهرمان_سازی#ادواردو_آنیلی #کتاب_ادواردو #شهید_و_شهادت
24 آبان 1399 19:05:46
0 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
📏 بیشترین انتظار خانواده از ما وقتی مدرسه می رفتیم، این بود که باید ریاضیت خوب باشه. اول از همه نمره ی ریاضی تو کارنامه دیده می شد و تو فامیل هم با نمره ی ریاضی مون پز می دادیم. البته برای رسیدن به نمره ی خوب هم کلی سختی می کشیدیم. اما الان فهمیدم که ریاضی، علمیه که بین مفاهیم انتزاعی و مفاهیم ملموس قرار گرفته. ذهن بچّهها هنوز مهارتهای تفکّر انتزاعی رو پیدا نکرده. بنابراین نمیتونند مسایل رو آنگونه که ما میبینیم، تحلیل کنند. برای همین این ریاضی را برای فرزندانمان دشوار میکند. حالا چی به شکستن این سختی کمک میکند؟ محسوسکردن و ملموسکردن مفاهیم و مسایل. برای همین، تو کلاس چهارم، تصمیم گرفتیم ریاضی رو برای بچه ها ملموس کنیم. پسرها، می خواستند شربت هایی که درست کرده بودند را بفروشند. برای همین نیاز داشتند قیمت هر بطری را به دست آورند. هر بطری را یک خانه درنظر گرفتیم و هر ۱۰۰ میلیلیتر را یک آدم. این کمی مسئله را ملموس کرد. بعد به این فکر کردیم، که بطری ۳۰۰میلیلیتری خانهای چندنفره است. تعداد همهی بطریها را هم که میدانستیم؛ یعنی تعداد همهی خانهها را میدانستیم. پس میتوانستیم تعداد کلّ آدمها را حساب کنیم. با این کار میتوانستیم، کلّ پولی را که هزینهکردهبودیم، بین آدمها تقسیم کنیم. معنی این حرف: میتوانستیم بفهمیم هزینهی هر ۱۰۰ میلیلیتر چهقدر شده. تا اینجا فهمیدید چه شد؟ با این بیانها سعی کردیم، از پیچیدگی تقسیم هزینه بر بطریهایی با حجمهای متفاوت و واحد اندازهگیریِ سختی مثل میلیلیتر کم کنیم. امّا این تازه یک گردنه از مسیر پیچدرپیچمان بود! بعد از پیداکردن تعداد آدمها( ۱۰۰میلیلیترها ) تازه پیچیدگی دیگری سر راهمان سبز شد. این که چگونه ۲۸۰۰۰( کلّ هزینه ) را بر ۴۷( تعداد آدمها( میلیلیترها ) تقسیم کنیم. از درنظرگرفتن ۲۸۰ بهجای ۲۸۰۰ بگیر تا نشاندن پنجاه بهجای ۴۷( گفتیم ۴۷ تقریباً میشود ۵۰ ). و خلاصه پیچیدگی پشت پیچیدگی. یکی پس از دیگری، سختیها را پشت سر میگذاشتیم. درنهایت، پس از تلاش فراوان، فهمیدیم، قیمت هر ۱۰۰ میلیلیتر، تقریباً میشود ۶۰۰ تومان، که با اضافهشدن یک سود درست و عادلانه( ۱۰ درصد ) درمیآید ۶۶۰ تومان. #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #ریاضی #حساب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران