پست های مشابه

chamran_kids

🏴 🏴 صلی الله علیک یا فاطمه ‌ 💡 پیشنهاد فعالیت: تسبیح درست کنیم ‌ #یا_زهرا #فعالیت #چمرانی_ها

10 بهمن 1398 19:09:21

0 بازدید

chamran_kids

✏ 📺 همیشه جنگ و دعوا داریم که همش پای تلویزیون نشسته و هیچ کاری نمی کنه... ❗️تلویزیونی شدن کودکان، خوب است یا بد؟ ‌ در ‌ 💡کارگاه مجازی و غیر حضوری نقش رسانه در تربیت کودک (هفت سال اول کودکی) مدرس: زهرا شاه حسینی ‌‌ 💳هزینه ی کارگاه 👈🏻 ۱۹ هزار تومان ‌‌ 📲 خرید و دانلود از سایت #چمرانی_ها chamraniha.com/shop ‌ #کارگاه #کارگاه_مجازی #تربیت #کودک #تربیت_کودک #رسانه #تلویزیون #تلویزیونی_شدن_کودکان #کارگاه_آموزشی #مادر #فرزند #اوقات_فراغت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

27 دی 1398 16:43:40

0 بازدید

chamran_kids

💡 غدیر بزرگ ترین عید ما شعیان است...برای غدیر چی کار کردین؟ ‌ ‌ 🎁 هاچین سعی داره به‌مناسبت عیدغدیر، برای بچه‌ها در مناطق محروم، اسباب‌بازی بفرسته. اما خب دست تنها نمی تونه و مثل همیشه به کمک شما احتیاج داریم.‌ ‌ 🌱یه سهم خیلی کوچیک، شاید کم باشه ولی می‌تونه یه لبخند به دل بچه‌های این آب‌وخاک بیاره و یک خاطره ی خوب از غدیر در ذهنشون ماندگار کنه. پس بیاین لبخندهای کوچیک رو ازشون دریغ نکنیم🌱 ‌ شرکت در این نذر زیبا ۵۰۲۹ ۰۸۱۰ ۲۴۳۹ ۶۷۳۷ به نام جابر لطیفی نذرتون قبول🙏 #غدیر #عید_غدیر #نذر_فرهنگی #کودکان ‌

13 مرداد 1398 04:49:46

1 بازدید

chamran_kids

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌‌ 🎊 یه یا علی بگیم و شروع کنیم دیگه، دیر میشه ها...! برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

25 مرداد 1398 06:28:52

0 بازدید

chamran_kids

خبر خبر خبر مهم ویژه معلم ها‼️‼️ . . . . . اگر معلم هستید یا به معلم شدن علاقه دارید، 📚دوره ی مجازی الفبای چمرانی شدن 📚 مخصوص شماست* 😎 «تربیت مربی به سبک چمرانی» یک دوره ی تکرارنشدنی تربیتی و آموزشی با اساتید باتجربه مجموعه شهید چمران😊 ✅دوره ی عمومی ✅دوره ی تخصصی ⭕کارگاه های آنلاین و آفلاین ⭕ 🟪 مهلت ثبت نام: فقط تا ۳٠ خرداد🟪 ❗امکان پرداخت قسطی در دومرحله وجود داره! 🎁 ثبت نام گروهی بالای ۳نفر، شامل ۲۰ درصد تخفیف میشه‼️ برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به لینک در استوری یا سایت چمرانی ها سربزنید⬇️ chamraniha.com ➕بفرستید برای معلم ها که جانمونند🤗 . #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #تربیت_مربی_کودک #تربیت_کودک#معلم #معلم_چمرانی #تربیت_مربی #تربیت_دینی #تربیت_جنسی#طرح_درس #دوره_تربیت_مربی#دوره_آموزشی

21 خرداد 1401 17:56:34

1 بازدید

chamran_kids

🍀 ⚜ما در هاچین اسباب‌بازی و کتاب‌هایی را انتخاب می‌کنیم که از هر نظر سازنده و مفید باشند. ‌ ⚜برای این کار، تیمی از باتجربه‌ترین‌ کادر حسینیه کودک شهید چمران جمع می‌شوند و هر اسباب‌بازی یا کتاب را جداگانه بررسی می‌کنند و در آخر، آن محصول تایید می‌شود و در فروشگاه هاچین فروخته می‌شود. ‌ ‌ ⚜ انتخاب کتاب و اسباب‌بازی‌های خود را با خیال راحت به ما بسپارید. ‌ به هاچین یه سر بزنید👇🏻👇🏻👇🏻 @chamran_gifts @chamran_gifts @chamran_gifts ‌ #هاچین #هدایای_شهید_چمران #کتاب #اسباب_بازی #کودک #کتاب_کودک #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

12 آذر 1398 17:53:14

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن