پست های مشابه

chamran_kids

🎙 قسمت دوم مصاحبه با مامان های چمرانی درباره ادبستان دخترانه ‌‌ هماهنگ کردن با مامان هایی که هم بتونند تو مدرسه حضور پیدا کنند و هم دوست داشته باشن ازشون تصویر بگیریم خیلی سخته😊 ‌ دوست دارین بازم از این مصاحبه‌ها داشته باشیم؟ چه سوال هایی از خانواده‌های چمرانی دارید؟ #چمرانی_ها #دبستان_دخترانه #مدرسه_دخترانه #والدین #مصاحبه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

01 بهمن 1399 17:30:48

0 بازدید

chamran_kids

. ۳ آسیب وحشتناک امتحان روی بچه ها😱😳 . لطفا لطفا لطفا‼️ از این نکات و آسیب ها و راه حل هاشون غافل نشید! ورق بزنید و بخونید ⬆️😇 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و مسئولین مدرسه ای که میشناسید بفرستید! #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #امتحانات_ترم #امتحان #آموزش_پرورش #آزمون #آموزش_کودک#یادگیری

20 اردیبهشت 1401 11:12:22

0 بازدید

chamran_kids

. ما معلم های چمرانی خیلی جوانیم. انقدر جوان که هیچ ابایی از یاد گرفتن چیزهای جدید نداریم. . دوست داریم تجربه های جدید کسب کنیم، حالا این تجربه ها ممکن است از کار کردن با بچه ها به دست بیاید یا با گذراندن دوره های آموزشی.‌ . همه ی تیم شهیدچمران هر روز در حال یاد گرفتن چیزهای جدید هستند، یک روز پخت نانی متفاوت، یک روز درست کردن حروف با گل و روزی دیگر بالارفتن از ارتفاعات. . ما یک بار دیگر در میان بازی های فارسی و ریاضی درس ها را مرور میکنیم، همراه بچه ها تعاملات دوستانه ی دهه نودی ها و آزمایش های علوم را تجربه میکنیم، تمرین میکنیم قرآن را با صوت خوب بخوانیم. . همه ما باور داریم برای خوب کار کردن با بچه ها و همپای بچه ها شدن باید از بزرگترهای مسیر هم یادبگیریم. بعضی از ما به مدارس دیگری برای بازدید رفتیم، در دوره آموزشی یکی دو مدرسه هم شرکت کردیم. . از طرفی در خود مدرسه هم دوره های متفاوتی را گذراندیم از درک نیاز کودک و شکستن قالبهای ذهنی گرفته تا دوره های کتاب درسی تا یاد بگیریم سرفصلهای کتابهای درسی را پروژه محور و با استفاده از بازی به بچه ها آموزش دهیم. . ما در طول هفته زمانی را در اینترنت و سایت های مختلف جستجو می کنیم تا ببینیم چه روش های جدیدی برای زندگی کردن با کودکان وجود دارد. ما همپای بچه ها در حال بزرگ شدن و یادگرفتن هستیم. . امیدواریم خدا این روزهای زندگی ما را که در خدمت بنده های پاکش هستیم برای ما جزو بهترین و پربرکت ترین سال های عمرمان قرار دهد و تا آخر عمر از مسیر بزرگ شدن و رشد کردن خارج نشویم. . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران#چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران#کسب_تجربه #معلم_های_چمرانی#مهارت_افزایی_مربیان #یک_مربی_چمرانی#کارگاه_های_کتاب_درسی #حسینیه_کودک_شهید_چمران

29 شهریور 1399 18:14:33

0 بازدید

chamran_kids

. آموزش پروژه محور یا آموزش مستقیم؟🤔 . بیشتر برنامه های آموزشی چمرانی، غیر مستقیمه. . یعنی ما مطالب دروس مختلف رو تو قالب پروژه با بچه ها کار می کنیم. تو پروژه ها بچه ها با فارسی، علوم، ریاضی، مهارت های زندگی و ... آشنا می شن. . یکی از این پروژه ها، پروژه ی نویسندگی هست که مربوط به درس فارسی میشه و به تقویت مهارت های خوندن و نوشتن کمک میکنه. حتی استعداد های دختر ها تو نویسندگی رو هم شکوفا میکنه. . این پروژه متناسب با سن بچه ها و مناسبت های مختلف مثل محرم، جشن انقلاب و ... انواع متفاوتی داره. . مثلا دخترها تو پروژه های نویسندگی؛ دفتر خاطرات درست کردن. به خاله ها، مامان و اشخاص مختلف نامه نوشتن، دفترچه ی "دوردنیا با چمران" رو ساختن و گزارش اردوهاشون رو یادداشت کردن، کتاب نوشتند و کلی کار دیگه. . حتی کلاس سومی ها هم چندتا مجله درست کردند. . به نظر شما کدوم موثر تره؟‌ آموزش پروژه محور یا مستقیم؟ کامنت کنید. . #نویسندگی#پروژه#آموزش_غیر_مستقیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #درس_فارسی

10 شهریور 1399 17:16:36

0 بازدید

chamran_kids

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌‌‌ 🎊 تشکر برای تمامی نیت های خوب تان، برای جشن غدیر. ‌‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی ‌ #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

28 مرداد 1398 12:10:10

0 بازدید

chamran_kids

بچه ی شما هم از درس خوندن و تمرین فراریه؟🤔 . میخوایم یه پروژه ی ترکیبی بهتون بگیم که بتونید با بچه ها درس هارو تثبیت کنید 😊👇 . این پروژه کلی درس رو همزمان تو خودش میگنجونه! اون چیه؟؟؟ بله! پروژه ی شهرسازی هست که ترکیبی از درس های مختلفه و پسرهای کلاس سوم چمران حسابی براش تلاش میکنند. . حالا چطوریه؟ . ما از بچه ها میخوایم که یه شهر طراحی کنند و اون ها هم بارها نقشه میکشند،دربارش صحبت میکنند و سعی میکنند نقشه ای طراحی کنند که بهشون مجوز ساخت داده بشه. . برای کشیدن شهر موردنظر لازمه مهارت های اندازه گیری و کار باخط کش رو بلد باشند، روی بحث های علوم و محیط زیست مسلط بشند و درس اجتماعی و بخش هایی که هرشهر نیاز داره رو بدونند، همینطور بتونند اسم مکان ها رو دقیق بنویسند. . از طرفی برای داشتن یه شهر خوب، بچه ها باید با عمو،پدر و مادرشون گفت و گو داشته باشند، کسب اطلاعات کنند، اطرافشون رو دقیق تر ببیند؛ همین ها کمک میکنه فکر بچه ها باز بشه، روی موضوعات تفکر کنند و ابعاد مختلف اون ها رو بررسی کنند.😊 . مثلا یکی از بچه ها تو طراحی شهر خودش یه امامزاده کشیده بود، بعد باهم گفت و گو کردیم که تو شهر جدیدی که میخوایم بسازیم چطور میتونیم یه امامزاده داشته باشیم؟ و از دل این سوال نتایج خوبی به دست آوردیم. نظرشما چیه؟😇 . 🟢این پست رو ذخیره کنید تا یادتون باشه پروژه ی شهرسازی رو با بچه ها امتحان کنید! از نتیجه ی این پروژه برامون بفرستید😉 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #پسران_چمرانی #پروژه_شهرسازی #کلاس_سوم#کلاس_سومی_ها#پروژه_درسی

29 مهر 1399 17:24:40

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن