kermaninarges_psych
دنبال کننده
53
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
انتخاب فیلم هایی که برای همه گروههای سنی جذاب باشه برای ما تبدیل به چالش شده. اغلب یا انيميشن کودکانه است یا محتوای داستانی بزرگسال. فیلمی که همه گروههای سنی بتونیم بشینیم و از آن لذت ببریم سخت پیدا میکنیم. سرباز صفر یکی از معدود فیلم هاي خوب و لذت بخش خانوادگیه، گروهی از بچه ها که هر کدام مشکل به خصوصی دارند، برای یک هدف مشترک تلاش میکنند. و این تلاش جریان بسیار جذابی داره. ولی آخرش برنده میشند یا نه؟ جریان فیلم طنز و پر از نشاطه و دیدنش همراه خانواده خالی از لطف نیست. شما چه فیلم هایی پیشنهاد میکنید که برای گروههای سنی جذاب باشه؟ پیوست: ظاهرا رده بندی این فیلم هم بالای ۸ سال است. انگار نمیشه همه گروههای سنی را له این راحتی جمع کرد
20 تیر 1400 07:37:31
0 بازدید
kermaninarges_psych
واقعیت اینه که مدل غذاخوردن و حتی دارو خوردن بچه ها میتونه در امتداد رابطه ای باشه که بین او و والدین برقراره ! باید چیزهایی این وسط وجود داشته باشند که بیارزه، اون مایع بد رنگ و بدمزه را راحت و بی دردسر قورت داد؟ اگر قبول داشته باشیم که با موجودی فهیم و دارای فکر و احساس طرفیم حتما یه مدل دیگه رفتار میکنیم. دارو دادن دقیقا جائیه که هم باید مهربان باشی هم مقتدر، هم عاقل، انگار او به همه اینا به اندازه هم نیاز داره، به مامانی که درکش میکنه و میتونه بهش اعتماد کنه که اگه میگه باید بخورم پس درست میگه. و مامانم میدونه که چه قدر بد مزه است. و مامانم فهمید من چه طور از پس این کار سخت بر اومدم. ممکنه بعضی وقتها ما بدون هیچ توجهی به احساس بد بچه ها فقط به صورت منطقی بهشون بگیم که باید دارو بخوره. و اون هیچ تصویری از مفید و ضروری بودن دارو نداره، همین طور که ما تصوری از ذهن او نداریم. و یا ممکنه اون قدر نگران اذیت شدنش باشیم و که او هم استرس را از ما بگیره و بره تو فضای دفاعی و بخواهد خودش را از خطر احتمالی حفظ کنه! "حتما خیلی چیز بدیه که مامان هم این همه مضطربه! پس منم باید از خودم مراقبت کنم." چون انگار مامان اون قدر قوی نیست که بشه بهش اعتماد کرد! #دارو_خوردن_بچه ها #مریضی_بچه #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #ورژن_جدید_کرونا #آیکون #شادی #سلامتی
28 آذر 1400 17:20:00
4 بازدید
kermaninarges_psych
نمازم را خوندم و تو ذهنم داشتم ترتیب کارهایی را که دارم تند تند مرور میکردم تا به ترتیب انجام بدم، روز خیلی شلوغی بود و فردا شلوغ تر، اومد تو جا نمازم، گفت اینجا ماشین سواریه، می خواست بشینه توی چادرم و با بازی که از خودش اختراع کرده مهر ها را زیر چادر قایم کنه! هنوز هم لیست کارهام تو ذهنم ردیف شده بود. و دلم میخواست سریع پاشم. یه لحظه نگاهش کردم، احساس کردم چه قدر زمان با بچه ها کنده! انگار تمام دنیا وامیسته و فقط اون لحظه و اون بازی مهمه! کارهای به ظاهر مهم ما چه قدر غیر مهم هستند در برابر لذت لحظات! نشستم، شاید کمتر از ده دقیقه طول کشید، #لذت_لحظات #منتالیزیشن #نگاه_به_درون #فرزندپروری_آگاهانه
09 دی 1400 18:36:35
9 بازدید
kermaninarges_psych
دوستان سلام، از اونجایی که مدت زمان لایو هفت دقیقه بیشتر از یک ساعت شده بود، مجبور شدم برای آپلود، از اول و آخرش کم کنم ، به همین دلیل سلام علیک و خداحافظی اش حذف شدند، نکاتی که گفته شد نکات بسار کاربردی هستند، امیدوارم براتون مفید بوده باشه، و برای افرادی که فکر میکنید بهش احتیاج دارند بفرستید. با تشکر از همراهی خوب دوست و همکار عزیزم @fatemehsadatardestani
24 دی 1400 06:07:49
10 بازدید
kermaninarges_psych
بازی برد و باخت برای بچه ها مناسبه یا نه؟ شما چه بازی هایی با فرزندتان میکنید که به نظرتون خیلی دلچسب و مناسبه؟ #بازی_کودک #بازی_فکری #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری_شاد
16 مرداد 1400 06:05:00
1 بازدید
kermaninarges_psych
حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس میایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون میافتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق میکند.
11 آبان 1400 19:46:24
1 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
یادم نمیاد اولین بار کی دیدمش! اصلا حواسم بهش نبود، شایدم دیده باشم، ولی فکر کردم این که یک دسته شاخه خشک تزینی بیشتر نیست! فکرش را هم نمیکردم، شاخه های خشک گلدان کنار اتاق درمان، جوانه بزنند، رشد کنند و برگ بدهند! خیلی آهسته و بی صدا، وقتی نور هست ، گرما هست، اندک آبی هم در گلدان هست، حیات و رویش در جانش دویده، و دلگرمی این روزهای اتاق درمان شده است، هر بار که نگاهش میکنم، تجلی امید و زندگی را به خاطرم میآورد، در دلم فکر میکنم افرادی که روی این صندلی نشسته اند هم، همین قدر آرام و بی صدا در دلشان جوانه امید و زندگی خواهد رویید. بی آنکه بفهمیم از کی شروع شده، و ما حواسمان نبوده. تماشاي این رویش در وجودشان همین قدر برای من لذت بخش است، حتی اگر در ظاهر همه چیز خشک و بی جان به نظر برسد. و من همین جا به انتظار خواهم نشست، همراه نور، گرمی و امید. #اتاق_درمان #رواندرمانی #توانمندسازی #عشق #جوانه #نور #رویش #روانشناسی #امید #همراهی #مشاوره #دلگرمی #روان_درمانی