پست های مشابه

جعبک

‌ 🌿یه جعبک خمیری قابلیت اینو داره که هر روز یه جور بچه ها رو مشغول کنه!‌ یه بار میخ چوبی رو با یه رنگ خمیر بهشون بدید. ‌ یک بار وردنه رو اضافه کنید. ‌ هر بار یکی‌از حیوون ها به مهمونی کوچولو بیان!🐴 یکبار اجازه بدید با ترکیب مهره های چوبی و خمیر بازی بسازن. ‌ کمی بعد سنگ های رودخونه رو بدید‌.‌ بیشتر مامانا بعد از خریدن جعبک بهمون گفتن برای اولین بار بدون نیاز به دخالت من خودش ساعت ها بازی کرد و مشغول شد. ‌😦 ما هم توی کارت بازی‌مون ایده‌هایی رو نوشتیم تا هر بار بتونید معنای جدیدی به ابزارها بدید. ‌😍 یه خمیر ساده‌ی سبز یه بار می تونه زمین مزرعه باشه.‌ یکبار دیگه یه پرچین بلند! ‌ یکبار دیگه هم یک دامن چین چینی برای فیل کوچولو! ‌ بچه‌ها به ابزار های جعبک معنا میدن،جون میدن، داستان می دن و از این کشف و اختراع بزرگشون اعتماد به نفس می گیرن! ‌⁦☺️⁩ به جای هزار اسباب بازی شیک ولی کمی تا قسمتی به درد نخور😒 شاید بهتر باشه این دفعه جعبک رو براشون امتحان کنیم. ‌ ‌ ارسال ما هر هفته روزهای پنج شنبه است.‌ اگر دوست دارید این هفته جعبک به دستتون برسه به ما دایرکت بدید. ‌ ‌ #جعبک_جان #جعبک_خمیری_مزرعه #ایده#بازی#سرگرمی #خلاقیت

26 خرداد 1399 11:48:09

3 بازدید

جعبک

😇 آخ از اون لحظه که خنده بچه ها، توی اوج خستگی ما مامان باباها خونه رو پر میکنه... تو این ظهر جمعه ای بنویسید برامون، حال بچه ها رو با چی خوب کنیم و صدای قهقهه خنده شونو بشنویم که خستگی کل هفته رو بشوره ببره ؟ #شادی_کودک #شادی_ها #خوشحالی_کودک #بازی_کودک #خنده_کودک

05 شهریور 1400 07:44:27

6 بازدید

جعبک

❄🌨❄🌨 این شما و این هم یه کاردستی زمستونی مناسب حال و هوای این روزا 🤩 یه درخت برفی درست کنیم با یه تیکه مقوا و هرچی که دم دستتونه. باقیش رو بسپرین به بچه ها و خلاقیتشون.... شما هم این کاردستی رو درست کنید عکسشو برامون بفرستین و کد تخفیف بگیرین ازمون

07 دی 1400 10:10:39

16 بازدید

جعبک

‌ ‌ ‌ ‌ روز ششم بهار🌿‌ ‌ 💓خدایا ممنونتم به خاطر زبری چوب ها و تنه‌ی درختا، نرمی گلبرگ ها، سفتی سنگ ها... خدایا ممنونتم بابت حس لامسه‌ی دست‌ها و پاهام...که می تونه همه‌ی این ها رو حس کنه..‌ ‌ 💭پاپا توی جنگل عجیب غریب ها زندگی می کرد.‌ هرجا قدم میزد زیر پایش یک جور میشد.‌ رد پای کاموایی، رد پای پولکی، رد پای صدفی، ردپای دکمه ای و ردپاهای عجیب و غریب دیگر! داداش کوچولویش پا می‌گذاشت روی ردپای پاپا و حدس می زد ردپایش از چیست!‌ چی؟! تو هم ردپای جادویی داری؟!‌ چشم هایت را ببند و رویشان راه برو!‌ شگفت انگیز است نه؟‌ ‌ 👯چه شکلی بازی کنیم؟ پاها روی مقوا‌‌ دورشو با ماژیک خط ‌ نی و کاموا و نخود و لوبیا و پلاستیک و دربطری جمع‌ روی مقواها چسب‌..‌ (همین جوری تا پایان دوست دارم بدون فعل برم جلو🙃)‌ حالا چشما بسته‌ کی میتونه حدس بزنه زیر پاش چی چیه؟‌‌ ‌ 👼برای چندساله ها؟ برای زیر دو سال چسبوندنش با مامان راه رفتنش با نی نی برای بالای دو سال هم که از کشیدن و چسبوندن تا راه رفتن و حدس زدن با بچه ها‌ ‌ ‌ #بازی_با_کودک‌ #ایده_بازی #مونته_سوری‌ #جعبک_جان #نوروز_جعبک #بچه_های_جعبکی

06 فروردین 1399 14:18:04

63 بازدید

جعبک

یک عدد جوجه تیغیِ خنگ بسازید 🤩😍 فقط با چندتا چوب بستنی چشم عروسکی و مقوا. و در همین حین کلی مهارت جدید به بچه ها یاد بدید. کاردستی انعطاف پذیری رو به بچه ها آموزش می ده. چطوری؟ وقتی که میفهمن برای استفاده از خلاقیت هاشون نه که فقط یک راه! بلکه راه ها و جواب های بیشماری وجود داره. آدم های خلاق تو زندگیشون راه حل های جدید برای حل مشکلاتشون پیدا می کنن، و برای همین شاد تر و موفق تر زندگی می کنن. شاید پایه و اساس این مهارت از همون بچگی با ساختن کاردستیا درشون نهادینه شده باشه. این مهمه که به عنوان مادر و پدر اول شرایط درست کردن کاردستی و بروز خلاقیت بچه ها رو فراهم کنیم و بعد هم اون ها رو برای کاردستیایی که درست میکنن تشویق کنیم.

14 آذر 1400 14:43:15

67 بازدید

جعبک

‌ ‌ روز هشتم بهار🌿‌ 💓خدایا شکرت بابت وجود قصه‌ها. بابت خیال کردن و برای هر چیزی قصه‌ای ساختن و اونو صد بار شیرین تر و ماندگارتر کردن...‌ ‌ 💭گوزن توی گوش اسب پچ پچ کرد‌ اسب ریز ریز خندید.‌ بوته اش را هم برداشت. گفت: اینم بیارم؟‌ شیر، براق های لیزلیزی را کشان کشان با خودش آورد: بیاید اماده شید!‌ سفینه فضایی آن طرف تر منتظر فضانوردان جنگلی بود!‌ ‌ 👯چی‌ کار کنیم خوش بگذره؟ ‌ بازی های امروزمون با فویله...‌‌ بچه ها نقاشی روی سطوح مختلف رو دوست دارند. این دفعه به جای کاغذ فویل بذارید و روش نقاشی بکشید. ‌ تو مرحله‌ی دوم بازی تمام عروسک ها و اسباب بازی ها قراره سوار سفینه‌ی فضایی بشن.‌ پس عروسک ها رو بیارید و فویل رو به بچه ها بسپارید تا‌ فویل پیچشون کنن.‌ پروسه‌ی فویل پیچیدن دور‌ عروسکا و بعدم باز کردنش برای بچه‌ها خیلی خیلی جذابه!‌ ‌ 👼 برای چند‌ساله ها؟ این بازی‌‌ رو بچه‌های خیلی کوچیک مثلا از نه ماه هم می تونن انجام بدن‌. رنگ های انگشتی خوراکی و فویل بذارید براشون تا لذت ببرن.‌ عروسک های کوچولوشون رو هم فویل پیچ کنید تا باز کنن‌. ‌ پس این بازی از نه ماه به بالا کاربردیه.‌ ‌ لطفا عکس و فیلم بازی تونو برامون بفرستید. از بین ارسال کنندگان قرعه کشی میکنیم و به یک مامان و نی‌نی‌خوش شانس‌ ۵۰ درصد تخفیف روی جعبک بعدی می‌دیم.😌‌ ‌ ‌ #ایده_بازی #بازی_کودک‌ #قرنطینه_با_کودک‌ #مونته_سوری‌ #نوروز_کودک‌ #نوروز_جعبک‌ #جعبک_جان‌ #بچه_های_جعبکی

08 فروردین 1399 14:06:53

36 بازدید

ادمین جعبک

0

2

❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانه‌ی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشت‌ماهه‌ی خانه واردش نشود‌. صبح در خانه‌ی ما جمع می‌شدیم برای کارها. برای بچه‌ها هم برنامه می‌ریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیش‌بینی میکردیم هم پیش نمی‌رفت؛ چون بچه‌ها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همه‌ی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام می‌شد. کابینت کنار پنجره‌ی آشپزخانه را که نور‌خوبی داشت می‌کردیم استدیو‌ی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را می‌کردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچه‌ها می‌دویدند و بازی می‌کردند. گاهی تا نه شب کار می‌کردیم و در انتها وقتی بچه های‌تیم با خستگی می‌رفتند خانه، من می‌ماندم و یک خانه‌ی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچه‌ای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود‌. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچه‌هایمان یا وقتی کارها گره می‌خورد، غول ناامیدی سر و کله‌اش پیدا می‌شد و می‌آمد سراغمان و شروع می‌کرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری می‌کنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت می‌دهد؟ آن وقت باید کمر می‌بستی برای جنگیدن هر روزه با غول‌ ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره می‌انداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربه‌اش کرده‌اید‌. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آورده‌ای، سر و کله اش پیدا می‌شود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همه‌ی ما داشت باز می‌کرد...جعبک بچه‌مان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچه‌ی خودش روی صورت هزاربچه‌ی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت می‌جنگید.‌ ‌ ‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

2

❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانه‌ی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشت‌ماهه‌ی خانه واردش نشود‌. صبح در خانه‌ی ما جمع می‌شدیم برای کارها. برای بچه‌ها هم برنامه می‌ریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیش‌بینی میکردیم هم پیش نمی‌رفت؛ چون بچه‌ها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همه‌ی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام می‌شد. کابینت کنار پنجره‌ی آشپزخانه را که نور‌خوبی داشت می‌کردیم استدیو‌ی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را می‌کردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچه‌ها می‌دویدند و بازی می‌کردند. گاهی تا نه شب کار می‌کردیم و در انتها وقتی بچه های‌تیم با خستگی می‌رفتند خانه، من می‌ماندم و یک خانه‌ی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچه‌ای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود‌. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچه‌هایمان یا وقتی کارها گره می‌خورد، غول ناامیدی سر و کله‌اش پیدا می‌شد و می‌آمد سراغمان و شروع می‌کرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری می‌کنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت می‌دهد؟ آن وقت باید کمر می‌بستی برای جنگیدن هر روزه با غول‌ ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره می‌انداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربه‌اش کرده‌اید‌. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آورده‌ای، سر و کله اش پیدا می‌شود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همه‌ی ما داشت باز می‌کرد...جعبک بچه‌مان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچه‌ی خودش روی صورت هزاربچه‌ی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت می‌جنگید.‌ ‌ ‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن