پست های مشابه

جعبک

🎈 جعبک آردی جعبک دوم و پر از قصه ی ماست. جعبکی که هی بالا و پایینش کردیم و آخرش نمی دانیم حقش ادا می شود یا نه. جعبکی که بچه ها را چنان خوشحال و سرگرم می کند که آدم دلش می خواهد فقط بنشیند و نگاهشان کند و از خندیدنشان لذت ببرد اما... آرد بازی است و هزار داستان و قصه برای مادرانی که زیادی به تمیزبودن خانه شان اهمیت می دهند. :) جعبک آردی جعبکی است که وقتی داشتیم بسته بندی می کردیمش بچه های خودمان از ذوق آرد و نخود های رنگی نمی داستند چه کنند. جعبک آردی عزیزدردانه ی جعبک هاست. با آن پیمانه های کوچک و رنگی و الک فلزی که سوگولی این جعبک است. حتی سوگولی همه ی مایی که کل مغازه های بازار را دنبال الک مناسب بچه ها گشتیم و نبود... یا اگر بود به قیمت سرگردنه بود :))) با همه ی این احوال سفره ی کوچکی هم گذاشته ایم برای مادرانی که خوششان نمی آیند خیلی آرد ها پخش و پلا شود. این شما و این جعبک آردی جعبک ضمانت می کند بچه ها از ابزارک های این جعبه سیر نمی شوند. به زودی محتویات دقیق و گروه سنی جعبک ها را در یک پست جداگانه اعلام می کنیم. ما را همراهی کنید... . 🍭🍬🍭🍬🍭🍬🍭🍬🍭 . #جعبک#جعبک_برای_کودک#جعبک_بازی #کودک #نگاه#دریچه_نگاه #کودکی #خلاقیت #بازی #بازی_با_کودک #جعبک_من #دنیای_کودکی #سرگرمی  #اسباب_بازی #کودک_خلاق #هم_بازی #دست_ورزی #خلاقیت #تخیل #مهربانی #بازی_با_کودک #play_kit#sensory_toy#toy#sensory_play

03 اسفند 1398 12:28:18

4 بازدید

جعبک

🍽🥘🍳. توی این پست از چندتا راه حل گفتیم برای اینکه هم بشه به کارامون توی #آشپزخونه به عنوان مامان خونه برسیم، هم بچه ها رو یه طوری کنار خودمون سرگرم کنیم تا #آشپزی_کردن برای هر دومون لذت بخش شه. هرچند هر مامانی روش خودشو برای #سرگرم_کردن_بچه_ها داره. شماهم از روش هاتون این جا بگین به بقیه مامانا هم کمک میکنه. #بازی_کودک #خلاقیت #مادر_کودک #بازی_آشپزخانه

13 مرداد 1400 07:34:11

89 بازدید

جعبک

🎈 . #جعبک#جعبک_برای_کودک#جعبک_بازی #کودک #نگاه#دریچه_نگاه #کودکی #خلاقیت #بازی #بازی_با_کودک #جعبک_ من #دنیای_کودکی #سرگرمی  #اسباب_بازی #کودک_خلاق #هم_بازی #دست_ورزی #خلاقیت #تخیل #مهربانی #بازی_با_کودکت

12 دی 1398 21:29:13

64 بازدید

جعبک

🏐🪀 همه ی ما دنبال این هستیم که کودک مون رو از خطرات روحی، جسمی و کثیف کاری دورکنیم. دلمون میخواد بچه هامون ظاهر مرتب و منظمی داشته باشن. برامون سخته ببینیم بچه مون تو گِل داره شنا میکنه، روی خودش ظرف ماکارونی رو دمر کرده یا توی بدوبدو خورده زمین. لباسشو اشتباه پوشیده یا به جای نقاشی کردن رو کاغذ روی لباسش اینکار رو کرده. اما یادمون باشه تشویق به دور کردن بچه ها از این موقعیت ها، مستقیما اعتماد به نفس اون ها رو نشونه میگیره. نباید چارچوبایی که تو ذهن ماست به عنوان پدر یا مادر، باعث منع اون ها از تجربه های جدید و خطرپذیری های حساب شده، بشه. بیایم به بچه ها، تجربه و خطر کردن رو هدیه بدیم. اثری که از تجربه ها تو ذهن کودکمون میمونه صدبرابر عمیق تر و با ارزش تره. شما چطوری این فرصت رو برای کودکتون فراهم میکنید ؟

22 مهر 1400 09:11:56

55 بازدید

جعبک

‌ ‌پست رو ورق زدید؟😏 🍑بازی بازی مثل هلو🍑 🥳رنگی‌های ناقلا خب اینم از اولین بازی تابستانه‌ی جعبک! این دفعه یه فرقی با دفعه‌ی قبلی داره!‌ اونم چیه؟‌ اینکه جمعه ها قراره بازی های خانوادگی بذاریم. به این صورت که بعد از یه چرت کوتاه توی ظهر جمعه، وقتی کامل آبگوشت خوشمزه‌ی مامان جان جذب و هضم شده‌! شما وسایل بازی رو می دید دست بچه ها و رهسپارشون می‌کنید به سمت پدر خانواده که احتمالا دارن چرت سر ظهرشونو می زنن زیر باد کولر‌!‌ این بازی ها قابلیت اینو داره که چندتایی با هم مسابقه بدید.‌ بازی امروزم نبینید یه نی و چند تیکه کاغذ رنگیه!!‌ گرفتن کاغذ رنگی ها با نی زور بازو و نفس زیاد میخواد‌. این اولین قسمت بازی های تابستونی و البته خانوادگیه. از باباها در حالی که نفس نفس زنان دارن سعی میکنن کاغذ رنگی ها رو با نی بگیرن و بریزن تو بشقاب فیلم بگیرید تا منتشر کنیم و دور هم بخندیم روز عیدی😁🤭‌ ‌ قرارمون رو یادتونه؟ آخر تابستون قرعه کشی میکنیم از بین دوستانی که عکس و فیلم بازی‌شونو می فرستن و یک جعبک رایگان تحویلشون می‌دیم. اینجوریاست😏‌ ‌ ‌ #جعبک#بازی#تابستانه#سرگرمی#مسابقه

13 تیر 1399 12:08:12

5 بازدید

جعبک

آلبوم محصولات #جعبک_جان‌ ‌ رنگینک دردانه‌ی کوچک جعبک و تلاش گروهی تیم جعبک بود تا مادران روزه‌دار کمتر دغدغه‌ی سرگرمی کودکشان را داشته باشند. نشریه ای که فقط برای بچه‌ها نبود و مادر ها هم برای اولین بار در یک محصول کودک دیده شدند. برای آن ها هم محتوای خوب تهیه شد و به روزهای ماه تقسیم شد. رنگینک دردانه است چون نیت های خوب همیشه ماندگارند. استقبال خوب شما از رنگینک باعث شد ما به فکر یک تیم قوی برای ادامه‌ی شماره‌های آن بیفتیم و یک نشریه‌ی مادر و کودک اساسی را راه بیندازیم که هم نیازهای مادر در آن دیده شود و هم نیازهای کودک. منتظر شماره‌ی ۲ نشریه‌ی مادر و کودک رنگینک باشیدبا همان نیت ها و آرزوهای خوب!‌ ان شاء الله ‌ ‌ ‌ #رنگینک_جعبک #نشریه_کودک‌ #مادر_کودک #خلاقیت #نشریه

22 خرداد 1399 13:20:27

1 بازدید

ادمین جعبک

0

2

❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانه‌ی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشت‌ماهه‌ی خانه واردش نشود‌. صبح در خانه‌ی ما جمع می‌شدیم برای کارها. برای بچه‌ها هم برنامه می‌ریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیش‌بینی میکردیم هم پیش نمی‌رفت؛ چون بچه‌ها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همه‌ی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام می‌شد. کابینت کنار پنجره‌ی آشپزخانه را که نور‌خوبی داشت می‌کردیم استدیو‌ی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را می‌کردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچه‌ها می‌دویدند و بازی می‌کردند. گاهی تا نه شب کار می‌کردیم و در انتها وقتی بچه های‌تیم با خستگی می‌رفتند خانه، من می‌ماندم و یک خانه‌ی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچه‌ای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود‌. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچه‌هایمان یا وقتی کارها گره می‌خورد، غول ناامیدی سر و کله‌اش پیدا می‌شد و می‌آمد سراغمان و شروع می‌کرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری می‌کنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت می‌دهد؟ آن وقت باید کمر می‌بستی برای جنگیدن هر روزه با غول‌ ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره می‌انداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربه‌اش کرده‌اید‌. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آورده‌ای، سر و کله اش پیدا می‌شود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همه‌ی ما داشت باز می‌کرد...جعبک بچه‌مان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچه‌ی خودش روی صورت هزاربچه‌ی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت می‌جنگید.‌ ‌ ‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

2

❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانه‌ی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشت‌ماهه‌ی خانه واردش نشود‌. صبح در خانه‌ی ما جمع می‌شدیم برای کارها. برای بچه‌ها هم برنامه می‌ریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیش‌بینی میکردیم هم پیش نمی‌رفت؛ چون بچه‌ها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همه‌ی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام می‌شد. کابینت کنار پنجره‌ی آشپزخانه را که نور‌خوبی داشت می‌کردیم استدیو‌ی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را می‌کردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچه‌ها می‌دویدند و بازی می‌کردند. گاهی تا نه شب کار می‌کردیم و در انتها وقتی بچه های‌تیم با خستگی می‌رفتند خانه، من می‌ماندم و یک خانه‌ی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچه‌ای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود‌. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچه‌هایمان یا وقتی کارها گره می‌خورد، غول ناامیدی سر و کله‌اش پیدا می‌شد و می‌آمد سراغمان و شروع می‌کرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری می‌کنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت می‌دهد؟ آن وقت باید کمر می‌بستی برای جنگیدن هر روزه با غول‌ ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره می‌انداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربه‌اش کرده‌اید‌. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آورده‌ای، سر و کله اش پیدا می‌شود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همه‌ی ما داشت باز می‌کرد...جعبک بچه‌مان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچه‌ی خودش روی صورت هزاربچه‌ی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت می‌جنگید.‌ ‌ ‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن