chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🗓 برگه های تقویم، بهمن را نشان می دهد. دوباره بهمن و دوباره دهه ی فجر و ... . 🖊 منِ جوانِ نسل سومی، دهه فجر، با تزیین کلاس و سرود و نمایش انقلابی برایم تداعی می شود. و پدر و مادرم، با خاطرات تظاهرات و نبودن های پدر و شعار و ... و فرزندم...نمیدانم بعدها دهه ی فجر برای فرزندم چگونه تداعی می شود؟ مانند من حس خوب دارد؟ باید خودمان دست به کار شویم تا هویت ملی مان را به کودکانمان یادآوری کنیم...قهرمان های ایرانی و ایران را بشناسیم تا بعدتر ها، آنها هم حس خوب غرور ملی را به فرزندانشان منتقل کنند. ❓چگونه؟ 🎊 با ما همراه باشید در جشن تولد چهل سالگی انقلاب... می خواهیم دوباره شروع کنیم، و یار انقلاب شویم. #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
01 بهمن 1397 06:49:48
0 بازدید
chamran_kids
🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر 🎊 حیدر، مولا مدد... برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
27 مرداد 1398 07:27:58
0 بازدید
chamran_kids
🖊 🖊 یادداشت احمدرضا اعلایی در مورد فیلم منطقه پرواز ممنوع👇🏻 عادت دارم وقتی میخواهم فیلم کودک نوجوان ببینم هم سن بشوم. با کلی هیجان، چیپس و ذرت به دست فیلم را میان کلی نوجوان دیدم. خیلی رویاهام توی فیلم بود.رویاهایی که از فیلمها و کارتنهای دوره ی کودکی و نوجوانیم گرفته بودم. خانه جنگلی چوبی که خود بچه ها درست کرده باشند. اختراع کردن وسایل خفن. جنگیدن بچه ها با آدم بدها. نجات همه تنها با دستهای خودم.تنهای تنها... هواپیمای کنترلی چه درست کردنش چه داشتنش. شلیک با تفنگ واقعی. خلاصه برای یه نوجوانی مثل من خیلی جذاب بود. البته من در نقش یک نوجوان از قسمتی که بنزین روی یکی از پسر بچه ها ریختن خیلی ترسیدم.شایدم البته این جا از نقشم در آمدم. اما به هر حال وصله ی نچسبی بود و می شد نباشه. خیلی جاهای فیلم احساس غرور می کردم. اما از بچگی یه چیزی که همیشه اذیتم می کرد، این بود که رویاهایی در فیلمها بود که دیگر می دانستم رویاست و هیچ تلاشی نمی توانستم برایش بکنم.آن قدر دور از دسترس بود که همه می دانستند فقط رویاست و سرگرمی. موقع دیدن این فیلم هم باز آن خاطره برایم زنده شد. روی هم رفته به عنوان یه شبه نوجوان و یه مربی خیلی از بچه های سازنده متشکرم. تو این اوضاع اقتصادی و فرهنگی یکی همه توانش را بگذاره برای کودک و نوجوان، واقعا دست مریزاد دارد. قطعا مشکلات تکنیکی در کارهای بعد کمتر و کمتر خواهد شد. انشالله که همه از مسئولین تا مردم تا مربیان و نوجوانان قدر بدانند و یاری کنند. به امید مدد واقعی صاحبش یا علی مدد اعلایی ✅ این فیلم برای پسران بالای ۹، توصیه می شود. #منطقه_پرواز_ممنوع #فیلم_نوجوان #سینما #کودک #نوجوان #فیلم_خوب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
17 آذر 1398 18:27:00
0 بازدید
chamran_kids
. #ریاضی همیشه جزو سخت ترین درس ها بوده و من خودم تو دبستان یه استرس همیشگی براش داشتم. شاید چون فکر می کردم به هیچ دردی نمیخوره؛ مثلا چرا باید هی چندتا پرنده ی روی شاخه رو شمرد؟ . حالا تو ادبستان سعی کردیم این حس برای دخترهای چمرانی ایجاد نشه!😊 . دخترهای چمرانی به کتاب ریاضی، کتاب زنبوری میگفتن و ما اصلا عنوان #کتاب_ریاضی نداشتیم. . از همون کلاس اول، مباحث ریاضی رو وارد کارهای روزمره مون کردیم. یه نفر مسئول شمردن بشقاب ها و میان وعده ها و تقسیم بین بچه ها بود. . یا مثلا تکلیف خونه مون این بود که مامان نصف ظرف سالاد رو درست کنه و دخترها هم نصف دیگه رو عین مامان درست کنند. . دخترها تو بسته بندی مواد غذایی مختلف دسته های ده تایی رو یاد گرفتن! . تازه با آوردن میوه برای عصرونه و به تعداد اعضای خانواده هم بحث جمع و تفریق تو ریاضی رو تمرین کردن. . با این روش ها و کلی روش های ساده ی دیگه میتونیم ریاضی رو برای بچه ها شیرین و جذاب کنیم!🙃 . به نظر شما ریاضی کجاهای زندگی مون کاربرد داره و میشه بچه ها رو از همون راه با ریاضی آشنا کرد؟🤔 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #آموزش_ریاضی #چمرانی_ها #درس_خواندن_جذاب
26 مرداد 1399 18:22:58
0 بازدید
chamran_kids
روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر میکردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا میشد و سختتر در اینچنین کاری ماندگار میشد. هرروز با شنیدن نکتهای به جلو رفتن در مسیر امیدوار میشدیم و روز بعد، با حرفی دیگر میفهمیدیم مدرسهداری جزو سختترین کارهاست و ناامید میشدیم. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمانها با ما همکاری میکرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختیها، مسیر زندگیمان و جریان جوانیمان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچهها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختیهای زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچهها یه لبخند بزنن و یکی از این بچهها، فقط یکی از اونها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچهها گذاشتیم؟» امام زمانمان! امشب شب تولد شماست. میشود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچههای چمرانی روشن میشود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... . #چمرانی_ها #نیمه_شعبان
20 فروردین 1399 20:43:59
0 بازدید
chamran_kids
🖋 🖋 چند وقت پیش تصمیم گرفتم به زیارت مزار شهید چمران بروم. او مردی رنگینکمانی بود؛ یعنی همهی رنگها را بهدست آوردهبود. هم دانشمند بود، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّمی شجاع و مهربان و... . ما هم که میخواهیم مردانی رنگینکمانی شویم، این مرد بزرگ را الگوی خود قرار دهیم؛ یعنی بکوشیم مانند او شویم. 🌈 بهمناسبت شهادت او یک سرباز رنگینکمانی نقّاشی کردم. این هدیهی امروز من به شما است. هرکدام از شما که میخواهد شهید چمران را الگوی خود قرار دهد، یک سرباز رنگینکمانی نقّاشی کند و عکسش را برایمان بفرستد. سرباز رنگینکمانی یعنی سربازی که هم دانشمند باشد، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّم، هم شجاع، هم مهربان و... . 🌈 بِهترین کار این است که سعی کنیم خودمان تبدیل به این سرباز شویم. این سرباز را نقّاشی میکنیم، تا یادمان باشد، قرار است چه بشویم. ✉ نامه ی یک معلم چمرانی به پسرهای شهید چمران #یک_معلم_چمرانی #چمرانی_ها
04 شهریور 1398 16:03:48
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
💡 آیا چمران شعبه ی دیگری دارد؟ 👇 مدرسهی صحرایی علّامه اقبال لاهوری مدرسهی صحرایی، مدرسهای بدون در و دیوار و سقف و پنجره است، که در همسایگی امامزاده سهبرادران جای گرفته. دانشآموزان این مدرسه، کودکان مهاجران پاکستانی هستند. هر هفته یکیدو روز این مدرسه فعّال میشود. مربّیها میروند دنبال بچّهها. آنها را جمع و کارشان را آغاز میکنند. از بسترهای زندگی روزمرّهی آنها استفاده میکنند، تا خواندن، نوشتن و دانشها و مهارتهای گوناگون را به آنها بیاموزند. دو نفر از بچه های پاکستانی مسئول ثبت نام شدند. بعد از ثبتنام، بچّهها دو گروه شدند. گروه اوّل یعنی بچّههای بزرگتر درگیر پروژهی درستکردن شربت شدند. آنها برای درستکردن شربت به وسایلی نیاز داشتند. امّا در مدرسهی صحرایی علّامه اقبال، وسایل را بهآسانی دراختیار بچّهها نمیگذاریم. آنها برای بهدست آوردن نیازهایشان باید مسیری را طی کنند. پیش از بیان مسیر رسیدن به وسایل، نکتهی مهم، ارتباط ادبستان حمزهی دوران و مدرسهی صحرایی است. دانشآموزان ادبستان( حسین صبری، علی حیدری و محمّد قطبی ) بهعنوان مربّی( عمو ) در مدرسهی صحرایی استخدام شدند. این مربّیها، کلمات کلیدی و مهم را روی کاغذهای بلیتمانندی نوشتند، تا دانشآموزانِ مدرسهی صحرایی ازروی نوشتههای آنها مشق کنند. مسیر بهدستآوردن وسایل همین است، که هرکس نام وسیلهای را که میخواهد روی بلیت سفیدی بنویسد و به مربّیهای کوچک تحویل دهد. دانشآموزان مدرسهی صحرایی در تلاش برای بهدستآوردن موادّ شربت آموزش میبینند؛ مثلاً یاد میگیرند چهطور باید بنویسند شکر؛ چهطور باید بنویسند خاکشیر؛ چهطور باید بنویسند شربت. اگر شکل کلّی کلمهها را یاد بگیرند، در مرحلهی بعد میآموزند که این کلّیتها را به اجزایشان( حروف و نشانههای فارسی ) بشکنند. امّا تفاوت اصلی و مهمّ مدرسهی صحرایی با مدرسههای دیگر: در مدرسهی صحرایی فقط درس مهم نیست. مسئولیتپذیری هم مهم است. بچّههایی که مسئولیت درستکردن شربت را بهعهده گرفتند، پس از بهدستآوردن وسایل، کارشان را شروع کردند. #یک_مدرسه_چمرانی #شعبه_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #چمرانی_ها