پست های مشابه

chamran_kids

‌ ‌ میلاد امام حسن مجتبی(ع) نزدیکه و کم‌کم باید دست‌به‌کار بشیم. ‌ ‌ حالا که نمیشه دور هم جمع بشیم، خوبه برای فعالیت‌های مشترک بچه‌ها برنامه‌ریزی کنیم. ‌ ‌ پیشنهادات یک مربی چمرانی را برای این روز می‌بینید. ‌ ‌ #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه #معلم_چمرانی #ولادت_امام_حسن #کریم_اهل_بیت #نیمه_رمضان #ماه_مبارک #تربیت_دینی #جشن_مذهبی

13 اردیبهشت 1399 14:16:06

0 بازدید

chamran_kids

🏃 یکی از کارهایی که بچه ها حتما باید تجربه کنند، بالا رفتن از درخت است. ‌ ‌کاری که چهارساله های چمرانی، هر هفته تجربش می کنند!! شما تا حالا این تجربه رو داشتین؟ ‌ #چهار_ساله_ها #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران

18 اردیبهشت 1398 05:05:54

0 بازدید

chamran_kids

🧱 آموزش سنتی به ما می گوید پشت نیمکت بشین، درس بخوان، مشق بنویس، تا بزرگ شوی و در کنکور قبول شوی. افتخار آموزش سنتی، خوراندن یک سری آموزش و تئوری در ذهن کودک است. کودکی که دوست نداشته باشد بشیند، بخواهد تجربه کند، آزمون و خطا کند و به دنبال مهارتی غیر از آنچه در کتاب های درسی گفته شده باشد، کودک مطلوبی نیست! ‌ خروجی این مدل آموزشی می شود کودکی پر از اطلاعات که با زور نمره و رقابت یاد گرفته، بدون هیچگونه مهارت و انگیزه و اعتماد به نفس... ‌ #پرورش در چمران، مهم تر از #آموزش است. لزومی ندارد همه ی کودکان دکتر و مهندس شوند تا ما افتخار کنیم، کودک می تواند یک نقاش باشد، نانوا باشد، معلم باشد اما انسان باشد!! ‌ یکی از فعّالیت‌های اصلی کلاس چهارمی ها، پروژه‌ی چمیاری( شاگردی‌کردن ) بود. شاگردی‌کردن خوبی‌های زیادی دارد. یکی از فایده‌هایش این است: روحیه‌ی تواضع و افتادگی ایجاد می‌کند؛ یعنی باعث می‌شود نخواهیم از اوّل یک کار، رئیس باشیم؛ بلکه پلّه‌پلّه کارها را یاد بگیریم و بالا رویم. خوبی دیگرش هم مهارت‌آموزی و دانش‌آموزی است؛ مثلاً آقا سیّد محمّدحسین با چیدن کاهوها روی هم، نسبت به شکل هندسی کره( کاهوها تقریباً کروی بودند. ) و ویژگی‌های آن دیدی پیدا کرد. ‌ آقا محمّدحسین با کار پشت دخل نانوایی، گرفتن اسکناس‌های گوناگون و پس دادن بقیه‌ی پول، در زمینه‌ای قرار گرفت، که مهارت‌های ریاضی‌اش تقویت شود‌‌ و بتواند خوب حساب‌کتاب کند. ‌ آقا متین و آقا هادی هم علاوه بر تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی‌ و نظافت بخشی از شهر( قسمتی از پیاده‌رو ) مهارت نظافت‌کردن را تمرین کردند. فقط باید مواظب باشند آب هدر نرود.. ‌ #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مهارت #رویکرد_آموزشی

03 مهر 1398 16:44:33

0 بازدید

chamran_kids

با ما میای⁉️😎 . امروز میریم اردو‼️‼️‼️ بفرست برای معلم کلاس سومی ها😌 . . . بچه های کلاس سومی‌ رفته بودن زیارت حضرت عبدالعظیم . . حالا اردو چطور گذشت⁉️ . خاله ها براشون از گذشته ها گفتن😇 که اون بازار و حرم چطوری بوده . . . از خود حضرت عبدالعظیم و جایگاهشون گفتن . بچه ها زیارت نامه خوندن و با معنی هاش هم آشنا شدن🌸 . . . توی مسیر هم سرود های مختلف خوندن و بازی کردن و خلاصه از یه اردوی زیارتی در‌ کنار هم حسابی لذت بردن😌🌹 #اردو#بازی #حضرت_عبدالعظیم_حسنی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #کلاس #معلم #آموزش #مدرسه_خوب #شادی #ایران #فیلم #عکس #دوستی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

09 خرداد 1401 17:24:41

1 بازدید

chamran_kids

*تو شرایط جنگی، وقتی صدای انفجار میاد با بچه ها چیکار کنیم؟؟* میتونید با روش هایی که تو فیلم گفتیم، حواس بچه هارو پرت کنید و صدای افنجار رو براشون به بازی تبدیل کنید😊 #حریفت_منم #ایستاده_ایم #مرگ_بر_اسرائیل @chamran_family

29 خرداد 1404 22:26:06

598 بازدید

chamran_kids

بفرست برای مامان باباهای غیر چمرانی‼️ . . اگه دنبال یه تابستون متفاوتی، مثبت چمران کلی برنامه داره برات😉 . . 🔵این دوره ۳تا بسته با کلی برنامه های ویژه داره😍 . که شما میتونید با توجه به علایق خودتون یک یا دو یا هر سه بسته رو تهیه کنید و یک تابستون عالی برای بچه ها بسازید🌸 . . 📣 تازه کلی تخفیف هم داریم‼️ برای کسانی که هر سه بسته رو باهم ثبت نام کنند و اگه 2 یا 3 فرزند هم دارین از تخفیف 10 درصدی خواهر برادری جا نمونین😎 . این فرصت رو از دست ندید فقط چند روز به شروع کلاس ها باقی مونده‼️😇 @chamranplus #تابستان #شادی #ورزش #دختر #پسر #معلم #آموزش #ایران #کلاس #بازی #فوتبال #شنا #طراحی #خیاطی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

29 خرداد 1401 09:49:51

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن