پست های مشابه

chamran_kids

. مغازه بازی؛ فقط یه #بازی نیست، قراره باهاش #ریاضی یاد بگیریم. اول با ابزاری مثل لگو، خمیر و ...چیزهای مختلف میسازیم. میز هامون هم میشه مغازمون... به همین سادگی!😊 . پول هم نیاز داریم که خرید و فروش و جمع و تفریق کنیم،برای همین از دکمه های رنگی استفاده می کنیم. . قیمت گذاری و فاکتور نویسی هم به عهده ی خود دخترهاست. . اینجوری میشه که هم تعاملات اجتماعی مون قوی میشه هم حساب کتاب مون! . به نظر شما بهترین روش آموزش جمع و تفریق چی میتونه باشه؟🤔 . #بازی_ریاضی #مغازه_بازی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

28 مرداد 1399 18:16:29

0 بازدید

chamran_kids

خب دیگه وقتشه ماهر بشن!🧐 . هفت سال دوم زندگی که از راه میرسه دیگه وقتشه کم کم بچه ها رو به مسیر مهارت آموزی هدایت کنیم، حالا اگه پسر باشن و در آستانه نوجوانی، اهمیت این موضوع چند برابر میشه! 😊 . چون علاوه بر سرگرمی و داشتن یک فعالیت مفید و هنری؛ به مرور باید یاد بگیرند که چطور توانایی هاشون رو به کار بگیرند و ازشون کسب درآمد کنند 😎 در این فیلم پسرهای کلاس ششمی چمران درحال تجربه ی معرق کاری و کار با چوب هستن! 🙋‍♂️ . برای شروع کار هم اسم و فامیل خودشون رو انتخاب کردند🤩⬆️ . ⁉️به نظرتون چه مهارت های دیگه ای برای بچه ها در این سن و سال مناسبه؟ 🤔برامون کامنت کنید👇🏻 #معرق_کاری_چوب #پروژه_هنر#مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #پسران_چمرانی #مهارت#معرق_چوب #آموزش_پروژه_محور #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

13 آذر 1400 17:14:39

0 بازدید

chamran_kids

. #مدرسه_آرزوها (این قسمت: مدرسه ی توتوچان) . انگار همین دیروز بود که برای تحقیق کردن راجع به مدل مدرسه ها،در خانه یکی از دوستانمان که معلم مدرسه مفید بود نشسته بودم و اسم #کتاب توتوچان را شنیدم. . وقتی کتاب را خواندم به نظرم مدرسه ی رویایی، مدرسه ای بود که توتوچان در آن درس میخواند. بعد که مدرسه مان را با سختی راه انداختیم به نظرمان مدرسه ی ما به مدرسه ی رویایی نزدیک شده بود، چون برای تک تک اجزایش زحمت کشیده و فکر کرده بودیم.😊 . سالهاست در کتاب ها، بین فیلم ها و انیمیشن ها، در بازدیدهایمان از مدرسه ها و خلاصه هر جایی که سراغ داشتیم دنبال نشانی از مدرسه رویایی بودیم؛ بارها به این نشانه ها برخوردیم. بعضی نشانه ها کوچکتر و کم نورتر و بعضی بزرگتر و پرنور تر بودند. . این روزها که مدرسه در معنای ظاهری اش در حال محو شدن است و البته در معنای واقعی اش که بستری مناسب برای #رشد و یادگیری بچه هاست در حال پررنگ شدن است به نظرم بهترین فرصت است که نشانه های مدرسه ی رویا و آرزوهایمان را هر چقدر هم کوچک باهم مرور کنیم. چه بهتر بچه های مدرسه ای را هم در این رویاپردازی شریک کنیم!🙃 . یک روزی که خیلی دور نیست کل دنیا پر میشود از مدرسه ی آرزوها، از معلم های رویایی، از دانش آموزان علاقه مند به #یادگیری و از مسیری که خیلی روشن است خیلی زیاد....😇 . پ.ن: بیاید قرار بگذاریم هر هفته خودمون رو مهمون یک نشانه از مدرسه ی آرزوها کنیم...🤗 . ✅برای تهیه ی کتاب توتوچان میتونید به هاچین دایرکت بدید:👇😊 @chamran_gifts . #مجموعه_شهید_چمران#چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آموزش#آموزشی #مدرسه_رویایی #توتوچان_دخترکی_آنسوی_پنجره

09 آذر 1399 16:20:29

0 بازدید

chamran_kids

روز دانش آموز چه روزی هست؟🤔 . روزی ست که چند ماه مانده به انقلاب عده ای دانش آموز مدرسه ها را تعطیل کرده و به نشانه اعتراض به سمت دانشگاه تهران حرکت میکنند. آنجا جمع شده و با دیدن سربازان بازهم به اعتراض ادامه میدهند. تیراندازی شده و تعدادی زیادی شهید و مجروح میشوند. خیلی از مدرسه ها این روز را گرامی میدارند و تمام کشور اعتقاد دارند این روز، روز دانش آموز هاست. . الان بعد از گذشت این همه سال به چه کسی دانش آموز میگوییم؟ به کسی که فقط درس بخواند!🤓 به کسی که نمره هایش بالاتر باشد!😓 به کسی که سرش بیشتر به کار خودش باشد!🤫 به کسی که کار و تجربه ی جدی کنار کار نداشته باشد!😐 به کسی که اصلا اطلاعات درستی از وضعیت کشور و دنیا نداشته باشد! . ⭕چه شده که در این سالها مفهوم دانش آموز بودن انقدر تغییر کرده و محدود به درس و مدرسه شده؟؟؟ . ⭕به نظر شما دانش آموز واقعی کیه؟؟؟ . ▪️این پست رو سیو کنید و حتما یادتون باشه نظرتون رو برامون بنویسید👇🤗 #روز_دانش_آموز #درس#مدرسه #۱۳_آبان #دانش_آموزان #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

14 آبان 1399 13:23:04

0 بازدید

chamran_kids

📖 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت چهارم 👈 رازِ استاد هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک

08 اسفند 1397 11:03:29

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 📖 یک روز اتفاق عجیبی در سرزمین گُلان افتاد. گل های گلستان آرام آرام زرد شدند و بوی‌شان کم و خشک شدند. به جای بوی خوب گُلبوها، بوی بدی همه‌ی جنگل را پر کرد، جوری که دیگر حیوانات نمی توانستند تحمل کنند . گُلبان، هرچه گشت چیزی پیدا نکرد. خیلی فکر کرد تا اینکه فهمید هر چه هست باید زیر گلستان باشد. زیر گلبو ها را گشت و یک سر نخ هایی پیدا کرد. راه افتاد و رفت دنبال آن سر نخ ها... ‌ ❓دوست دارید بقیه ی داستان رو بخونید و از سرنوشت گل دهان و گلان با خبر بشید؟ ‌ 📚 کتاب گل دهان روایت تمثیلی از انقلاب اسلامی در قالب داستان کودکانه ‌ ✅ اگر دوست دارید از تخفیف ۵۰ درصدی استفاده کنید، به سایت مون سر بزنید: ‌ chamraniha.com ‌ ‌ این پست رو برای کسانی که آینده ی فرزندانشون براشون مهمه، ارسال کنید‌. ‌ #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #هویت_ملی #هویت_ملی_برای_کودکان #هویت_سازی #چمرانی_ها #انقلاب #انقلاب_اسلامی

15 بهمن 1398 18:31:21

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

. برای هر کسی یه چیزی افتخاره بعضی موقع ها یه کاری که کردیم باعث میشه حس خوبی داشته باشیم و آدم وقتی یادش میفته با وجود سختی هاش قند تو دلش آب بشه... برای من خادمی هیات کودک از اون کارهاست، از اون افتخارها و البته از اون چیزای خیلی سخت:) چون هر سال باید کلی با خودم بجنگم که ده شب برم هیات ولی تو خود هیات نباشم، یه گوشه ای با یک عالمه بچه مشغول باشیم و نه صدایی از هیات بشنویم و نه تصویری ببینیم. هیات کودکِ ما در دانشگاه هنر، اینقدر جاش دنجه که فقط وقتی مردم میان دنبال بچه هاشون می فهمیم هیات تموم شده.... و اون وقت باید جمع کنیم و بریم. وقتی بیشتر دل آدم میسوزه و میفته تو دو دو تا چهارتای خودش که آیا کار درست رو میکنم یانه که قیافه ی خیس از اشک آدمها رو بیرون هیات میبینه... خلاصه که پیدا کردن نیروی کمکی برای همچین توصیفاتی، قاعدتا باید خیلی سخت باشه، حالا بازی کردن با بچه ها هر سال چند تا دونه طرفدار داره ولی نفری برای ورودِ بچه ها و اسم نویسی شون و هزار تا دردسر دم در ورودی جزء اون کارای دردناکیه که اگر کسی براش اعلام آمادگی کنه اون نفر یک گوهر کمیابه....! چرا؟ چون کلی شماره باید بنویسه، کلی بچه که دلشون برای مامانشون تنگ شده کنارش باهم گریه می کنن و اون باید دونه دونه هم آرومشون کنه و هم به مامانشون زنگ بزنه، کفش بچه ها رو که یکی درمیون گم میشه پیدا کنه، بچه هایی رو که میخوان برن دستشویی بسپره به خاله های هیات کودک و سخت ترین کار، موقع رفتن بچه هاست که در بین اون شلوغی وانفسای آخر شبِ مادرها، خوش اخلاق باشه و تند تند بچه هارو صدا کنه و چون غالبا نمیخوان برن بیرون و دوست دارن بازی کنن با لطایف الحیلی راضیشون کنه برن خونه و مطمئنشون کنه فردا شبم هیات کودک هست... . ما یک گوهر کمیاب داشتیم که چند سال ده شب این ماموریت ویژه رو انجام میداد و در این چند سال هیچ شبی لبخند از صورتش گم نشد.... و این گوهر امروز بعد از کلی سختی کشیدن از زندگی این دنیا و پسر سه سالش خداحافظی کردو رفت به سمت هیات کودک واقعی در بهشت....😭 . آزاده سلطانی میدونم اونجا هم دم در میشینی و با خوش اخلاقی مثل همیشه هوای بچه ها رو داری... 💔 کاش مسئول هیات کودک بچه های امام حسین شده باشی اون چیزی که همه مون آرزوشو داشتیم و همیشه اول دهه برای خودمون تکرارش میکردیم...😔 راستی کاش وقتی دلتنگ سید علی میشی چند دقیقه سه ساله ی امام حسین رو بهت بسپارن که باهاش بازی کنی...😭 پ.ن:با فاتحه ای دوست هم هیاتی مارو بدرقه کنین...یک خادم در هیات کودک.... یک خاله ی مهربون.... خاله ی ثبت نام....🖤 #هیئت_کودک#هیئت_هنر

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

. برای هر کسی یه چیزی افتخاره بعضی موقع ها یه کاری که کردیم باعث میشه حس خوبی داشته باشیم و آدم وقتی یادش میفته با وجود سختی هاش قند تو دلش آب بشه... برای من خادمی هیات کودک از اون کارهاست، از اون افتخارها و البته از اون چیزای خیلی سخت:) چون هر سال باید کلی با خودم بجنگم که ده شب برم هیات ولی تو خود هیات نباشم، یه گوشه ای با یک عالمه بچه مشغول باشیم و نه صدایی از هیات بشنویم و نه تصویری ببینیم. هیات کودکِ ما در دانشگاه هنر، اینقدر جاش دنجه که فقط وقتی مردم میان دنبال بچه هاشون می فهمیم هیات تموم شده.... و اون وقت باید جمع کنیم و بریم. وقتی بیشتر دل آدم میسوزه و میفته تو دو دو تا چهارتای خودش که آیا کار درست رو میکنم یانه که قیافه ی خیس از اشک آدمها رو بیرون هیات میبینه... خلاصه که پیدا کردن نیروی کمکی برای همچین توصیفاتی، قاعدتا باید خیلی سخت باشه، حالا بازی کردن با بچه ها هر سال چند تا دونه طرفدار داره ولی نفری برای ورودِ بچه ها و اسم نویسی شون و هزار تا دردسر دم در ورودی جزء اون کارای دردناکیه که اگر کسی براش اعلام آمادگی کنه اون نفر یک گوهر کمیابه....! چرا؟ چون کلی شماره باید بنویسه، کلی بچه که دلشون برای مامانشون تنگ شده کنارش باهم گریه می کنن و اون باید دونه دونه هم آرومشون کنه و هم به مامانشون زنگ بزنه، کفش بچه ها رو که یکی درمیون گم میشه پیدا کنه، بچه هایی رو که میخوان برن دستشویی بسپره به خاله های هیات کودک و سخت ترین کار، موقع رفتن بچه هاست که در بین اون شلوغی وانفسای آخر شبِ مادرها، خوش اخلاق باشه و تند تند بچه هارو صدا کنه و چون غالبا نمیخوان برن بیرون و دوست دارن بازی کنن با لطایف الحیلی راضیشون کنه برن خونه و مطمئنشون کنه فردا شبم هیات کودک هست... . ما یک گوهر کمیاب داشتیم که چند سال ده شب این ماموریت ویژه رو انجام میداد و در این چند سال هیچ شبی لبخند از صورتش گم نشد.... و این گوهر امروز بعد از کلی سختی کشیدن از زندگی این دنیا و پسر سه سالش خداحافظی کردو رفت به سمت هیات کودک واقعی در بهشت....😭 . آزاده سلطانی میدونم اونجا هم دم در میشینی و با خوش اخلاقی مثل همیشه هوای بچه ها رو داری... 💔 کاش مسئول هیات کودک بچه های امام حسین شده باشی اون چیزی که همه مون آرزوشو داشتیم و همیشه اول دهه برای خودمون تکرارش میکردیم...😔 راستی کاش وقتی دلتنگ سید علی میشی چند دقیقه سه ساله ی امام حسین رو بهت بسپارن که باهاش بازی کنی...😭 پ.ن:با فاتحه ای دوست هم هیاتی مارو بدرقه کنین...یک خادم در هیات کودک.... یک خاله ی مهربون.... خاله ی ثبت نام....🖤 #هیئت_کودک#هیئت_هنر

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن